Log in

Login to your account

Username *
Password *
Remember Me

Create an account

Fields marked with an asterisk (*) are required.
Name *
Username *
Password *
Verify password *
Email *
Verify email *
Captcha *
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بررسی هویت شهر تهران در سینمای مستند معاصر (3)

فصل سوم: روش‌شناسی پژوهش

 

این فصل به منظور توضیحی عمومی درباره‌ی روش‌شناسی این پژوهش نگاشته شده است تا چگونگی ارتباط نگارنده را با سنت کیفی‌گرا و راهبردهای پژوهشی زیر مجموعه‌ی آن توضیح داده و از این طریق برای داده‌های به دست آمده از این پژوهش کسب اعتبار کرده باشد. اهمیت دیگر این فصل در امکانی است که به واسطه‌‌ی آن می‌‌توانم از کنش‌‌گرانی که به عنوان اطلاع رسان در پیش‌‌برد این نوشتار به کمک کرده‌‌اند؛ نام ببرم.

از آن‌جایی که دستیابی به شناخت علمی و اهداف آن تنها از مسیر اتخاذ یک رویکرد روش‌شناختی درست و مرتبط با موضوع می‌گذرد که باید داده‌ها را در قالب‌هایی منظم و منطقی صورت دهد(ساروخانی،22:1385) و رشته‌ی انسان‌شناسی نیز که روش‌های خاص خود را در طول زمان بافته و تنیده است نیز از این قاعده مستثنی نیست. با اتخاذ رویکردی کیفی که با سنجش پیچیدگی موضوعات مرتبط با شهر و انسان‌سازگار است، سعی بر آن شده است که داده‌های حاصل از بررسی این سیستم بازنمایی (سینمای مستند) در قالبی درست و مرتبط در جهت به دست دادن نتایجی برآمده از این میدان به خصوص به کار بسته شوند.

از آن‌جایی که تحقیق کیفی به تکثر زیست جهان‌های گوناگون معترف است و نیز به آن جهت که "با تعابیر به خصوصی هم‌چون "ابهام‌های تازه" (Habermas 1966)،  تنوع جدیدی از محیط‌های اجتماعی، خرده فرهنگ‌ها، سبک‌های زندگی و شیوه‌های زیست‌" را نشان می‌دهد و ارتباطات اجتماعی را جزئی از دانش به حساب می‌آورد (فلیک،1388: 18-12)در قیاس با سنت کمی‌گرا و در مقابل پارادیم‌های اثباتی و پسا اثباتی(محمدپور،1390: 29) برای پیش‌برد این پژوهش، به عنوان راه اصلی، انتخاب شده است.

اما در درون پارادیم اصلی روش کیفی، از دو شیوه‌ی به خصوص با عنوان‌های "روش تحلیل محتوای کیفی" و نیز "روش تحلیل فیلم" به عنوان شیوه‌های عملی انجام کار استفاده شده است. تلاش اصلی من بر آن بوده است که با استفاده از این دو روش پس از انجام مطالعات اکتشافی و ارتباط مستمر با اطلاع‌رسان‌هایی متخصص در زمینه‌ی سینمای مستند شهری، فیلم‌های نام‌برده را با روش‌های مذکور، تحلیل کرده و از آن‌ها اطلاعاتی را استخراج کنم که در مرحله‌ی نهایی پژوهش علاوه بر برخورداری از وضوح و شفافیتی نسبی که ناشی از دقت برخواسته از نوع به خصوصی از تقلیل‌گرایی پنهان در انجام روش‌تحلیل محتوا است؛ در خدمت تولید این دقت و شفافیت، تا حد زیادی به پیچیدگی ناشی از مقاومت در برابر تقلیل‌گرایی‌های برخواسته از روش‌های کمی در بررسی‌های موضوعاتی این‌چنین تن در ندهم.

 

 

تحلیل محتوای کیفی

یکی از روش‌‌های تحقیق کیفی، "نظریه‌پردازی داده محور" است که به جای نشئت گرفتن از نظریه، که یک تئوری خاص را در میدان تحقیق به آزمون می‌گذارد و مفاهیم آن را به داده‌ها و نتایج تحقیق تحمیل می‌کند و در مجموع، رویکردی پیشینی به پژوهش دارد؛ استفاده از شیوه‌ی نظریه‌پردازی داده محور و شروع کردن پژوهش با رفتن به میدان است که حاصل آن به دست آوردن داده‌هایی نسبتاً دست اول و تا حدی به دور از پیش‌فرض‌های تقلیل‌دهنده‌است(فلیک،1388: 108).

در این روش، با تماس مستقیم و بی‌واسطه‌ی محقق با داده‌ها، نمونه‌گیری نظری و سپس کدگذاری نظری، نتیجه‌ی حاصل شده یک نظریه است (همان، 109) که برآمده از میدان پژوهش و بنابراین "نظریه‌ی زمینه‌ای" نام گرفته است. این نظریه‌ی حاصل شده صرفاً نوعی روایت یا دیدگاه است که ادعای یک بازنمایی درست از واقعیت موجود را به دوش نمی‌کشد(همان،111). نظریه‌پردازی داده محور، از مسیر تحلیل محتوای داده‌ها عبور می‌کند که با کدگذاری داده‌های برآمده از میدان پژوهش، در سه مرحله‌ی باز، محوری و گزینشی سرانجام به نتیجه می‌رسد.

با این توضیح باید گفت که مهم‌ترین روش انجام این پژوهش نیز، بر اساس یک رویکرد کیفی روش تحلیل محتوای کیفی بوده است که در نهایت به یک نظریه‌ی زمینه‌ای از خلال مقوله‌ها و مفاهیم حاصل شده از کدگذاری‌‌های متنی و تصویری انجامیده است. 

شیوه‌ی کار به این صورت بوده است که پژوهش‌گر پس از گذر از مرحله‌ی آشنایی اولیه با میدان پژوهش و به دست دادن مطالعات اکتشافی که از مراحلی مانند خواندن ادبیات پیشین موضوع، ساماندهی فیش‌های مطالعاتی، انجام گفت‌و گوهای اولیه با متخصصان می‌‌گذرد(کیوی و کامپنهود،1388: 35-75) در ابتدا پس از انتخاب نمونه‌ای مبتنی بر روش نمونه‌گیری هدفمند، فیلم‌های انتخاب شده را مشاهده کرده و سپس داده‌های بصری و شفاهی هر یک از آن‌ها را به متن‌های نوشتاری تبدیل نموده است.

در مرحله‌ی بعد کار کدگذاری اولیه‌ی داده‌های متنی شروع شده است که بر طبق یک تقسیم بندی اولیه و سه گانه که از کتاب "هویت شهر " (نگاهی به هویت شهر تهران)،  مصطفی بهزادفر استخراج شده است؛ انجام گرفته است. در این کتاب مؤلفه های شکل دهی به هویت شهر تهران شامل سه دسته و دو نوع کلی می شوند:

· مؤلفه‌های محیط طبیعی

· مؤلفه‌های محیط مصنوع

· مؤلفه‌های محیط انسانی

که در دو نوع کلی، مادی و غیرمادی دسته بندی می شوند(بهزادفر: 1386).

این تقسیم بندی سه گانه در کدگذاری باز داده‌ها،کدگذاری اولیه نامیده می‌شود زیرا صرفاً به جت تسهیل کار و کاستن از شدت پیچیدگی و گستردگی موضوع، به کار رفته است و در پایان کار به جای حفظ کردن این تقسیم‌بندی به شکل کامل، مبناهای جدید دسته بندی برای داده‌های حاصل شده به کار رفته است. در واقع، تمام مراحل این روش، که با عنوان تحلیل محتوای کیفی نام‌گذاری شده است، در فرآیند کدگذاری داده‌ها "با هدف تقلیل داده‌ها" (فلیک:1388، 347) در فرآیندهایی هم‌چون: تقطیع و تلخیص، دقت کار را افزایش دهد اما چنان‌چه ذکر شد؛ از آن‌جایی که رویکرد کلی "پارادیم‌های مبتنی بر روش‌های کیفی" دوری گزیدن از تقلیل‌گرایی و اعتراف به پیچیدگی مقولات جوامع انسانی است، محقق در فرآیندی که میان دو نقطه‌ی متضاد تقلیل به نفع دقت و پیچیدگی به نفع اعتبار و انجام کار کیفی است؛ در رفت و آمد بوده است. به طور مثال، 

علاوه بر استفاده از مدل تقسیم‌‌بندی سه قسمتی هویت شهر مصطفی بهزادفر، داده‌‌ها در سه مرحله‌‌ به شرح زیر کدگذاری و تحلیل شدند. ابتدا مرحله‌‌ی تقطیع هر فیلم مستند به جملات و تصاویری بود که برای من حاوی پیغامی از چیستی هویت شهر تهران بودند. بعد از مرحله‌ی کدگذاری باز داده‌ها که کوچک‌ترین واحد تحلیل آن، "جمله" و واحد زمینه‌ای آن (بزرگ‌ترین عنصر در متن) یک دیالوگ کامل بود؛ یافته‌های حاصل شده در مرحله‌‌ی دوم کدگذاری داده‌‌ها (کدگذاری محوری) در قالب مقوله‌ها  تقسیم بندی شدند. مصادیق تبدیل شده به مقوله‌ها در مرحله‌ی سوم کدگذاری در واقع به ترکیب‌‌هایی انتزاعی‌تر و نیز مفاهیمی نظری تبدیل شدند. که خط و ربط آن‌ها پس از سه مرحله کدگذاری داده‌ها هنوز به دقت ممکن نبود بنابراین پس از این سه مرحله، مقوله‌‌ها و مفاهیم تفکیک شده در هر سه بخش محیط طبیعی، محیط مصنوع و محیط انسانی، در مواردی که با هم وجوه اشتراک قابل توجهی داشتند در قالب نمودارهایی برای بیان صریح و شفاف نتایج پژوهش به کار رفته و ارائه شد. مرحله‌ای از کدگذاری که شاید بتوان آن را مرحله‌ی چهارم‌از کدگذاری داده‌ها نامید که طبق رویکرد نویسنده‌ی کتاب "درآمدی بر تحقیق کیفی" نوعی از "کدگذاری گزینشی" است که در سطحی انتزاعی‌تر و در جهت پیوند دادن مفاهیم/ مقولات هر دسته با سایر گروه‌ها در پی هرچه اجمالی‌تر کردن فرمول‌بندی‌خود از ماجرا است(همان،337).

در واقع، تمام مراحل این روش، که با عنوان تحلیل محتوای کیفی نام‌گذاری شده است، در فرآیند کدگذاری داده‌ها "با هدف تقلیل داده‌ها" (فلیک:1388، 347) در فرآیندهایی هم‌چون: تقطیع و تلخیص، دقت کار را افزایش دهد اما چنان‌چه ذکر شد؛ از آن‌جایی که رویکرد کلی "پارادیم‌های مبتنی بر روش‌های کیفی" دوری گزیدن از تقلیل‌گرایی و اعتراف به پیچیدگی مقولات جوامع انسانی است، محقق در فرآیندی که میان دو نقطه‌ی متضاد تقلیل به نفع دقت و پیچیدگی به نفع اعتبار و انجام کار کیفی است؛ در رفت و آمد بوده است.

به این صورت، باید گفت که پس از پایان پژوهش، طی 3 مرحله کدگذاری (رجوع شود به جداول کدگذاری در بخش ضمایم اتنوگرافیک) و تقسیم‌بندی یافته‌ها آن هم نه بر اساس یک نظریه‌ی خاص که برگرفته از شاخص‌هایی برآمده از مفاهیم نظری پیشین به یک نظریه‌‌ی زمینه‌‌ای (هرچن با ایرادات و اشکالاتی ناشی از کم تجربگی) صورت گرفت که امیدوارم در مطالعات بعدی‌‌ام کامل‌‌تر و بی‌‌ایرادتر عرضه شود.

پهنه‌ی مورد مطالعه: سینمای مستند شهری

 در ابتدا و بدون مقدمه باید به تعریف سینمای مستند شهری و سپس، تاریخ‌‌های احتمالی حضور این عرصه‌ی سینمایی در کشور ایران پرداخت. اگر زمان طولانی بازتاب شهر و شهریت در سینمای مستند جهان که به زمان لومیرها برمی‌گردد، بگذریم؛ در سینمای مستند ایران پرداختن به شهر و مسایل شهروندی، از همان آغاز مستند سازی جدی در ایران، مطرح شد. در جریان فعالیت گروه فیلمسازی دانشگاه "سیراکیوز" در ایران، با همیاری این گروه، مرکز سینمایی اداره کل هنرهای زیبای کشور در نیمه اول سال 1335 تأسیس و از آن پس، مستند سازی به صورتی جدی در ایران پی گرفته شد و در میان مضامین مختلفی که برای این فیلم‌ها در نظر گرفته شد، پرداختن به شهرهای مختلف ایران جایگاهی ویژه یافت (کلانتری،44:1384-44). در واقع "شهر تهران از همان سال های آغازین دهه40 که مستند سازی در وزارت فرهنگ و هنر به گونه ای جدی مطرح و مورد نظر قرار گرفت."(امامی،47:1384)

اما از آن‌جایی که پژوهش‌های من برای یافتن کنش‌گران مرتبط به این گونه‌ی سینمایی در ایران و بررسی فیلم‌هایشان از زمان نگارش پایان نامه‌ی دوران کارشناسی با همین موضوع و بر پهنه‌ای متفاوت و محدودتر، من  را بیش از هر نامی به شخص آقای پیروز کلانتری و کارنامه‌ی شهری ایشان که به شکلی آگاهانه با تهران در پیوندی تنگاتنگ بود، رساند، تلاش بر آن بود که مبنای تاریخ و چگونگی حضور شهر تهران در سینمای مستند ایران؛ طبق نظرگاه ایشان دنبال شود.

در این رابطه و طبق نظر پیروز کلانتری باید به فیلم های مستند بعد از انقلاب اشاره کرد که شهر را دستمایه‌ی خود قرار داده بودند. «مستندهای دهه 40 را که می بینیم با اینکه از نظر ساختار و زبان سینمایی دارای روحیه ای مدرن هستند ولي جالب است كه اين مستندها تهران را كه بیش از هر جای ایران در حال مدرن شدن بوده موضوع نمي‌كنند. موضوعات اغلب باستان گرایانه است و فیلمساز با اینکه خودش دائم در تماس با زندگی شهری و مدرن شدن شهر بوده اما به آن نمی پردازد. به همین خاطر می شود گفت که ما قبل از انقلاب مستند شهری نداریم. مستند شهري با مستندي كه صرفا" شهر را موضوع خود می کند متفاوت است...اگر نگاهی به فیلم های داستانی دهه 40 بیندازیم می بینیم سينماي داستاني ناخودآگاه بهتر از مستند تهران را نشان داده است.» (کلانتری1390 در جهانشاد،1390)

در واقع، کلانتری، سینمای مستند شهری را معادل حضور روزمره و آدم‌های شهر در فیلم‌های مستند در نظر می‌گیرد و با این تعریف سینمای مستند بعد از انقلاب را به عنوان هسته‌ی اولیه‌ی این گونه‌ی تصویری معرفی می‌کند.  اگر بخواهیم طبق نظر دیگرانی که در این عرصه فعالیت می‌کنند به شکلی دقیق‌تر تعریفی برای این گونه از سینما، ارائه دهیم باید می‌توانیم به این گفته‌ها اشاره کنیم: «در ارتباط با مستند های شهری به نظر می رسد که دو شکل کلی(در سطح جهان) قابل تشخیص باشد، یکی مستند هایی که نگاه زیبایی شناسانه دارند و دیگری که نگاهی جامعه شناسانه دارند، اولی را بیشتر در مستند هایی نظیر سمفونی های شهری  می توان دید و دومی تقریبا" بعد از دهه های 20-30 میلادی باب شد که معضلات شهری را با نگاهی نقادانه به مدرنیته مطرح می کند و کمتر به زیبایی شناسی تصویر نظر دارد.»  (جهانشاد،1390)

به بیان دیگر، سینمای مستند شهری، آن‌چیزی است که برای شهر، موجودیتی بیش از کالبد صرف، قائل است و روش نزدیک شدن و دیدن آن را نیز نوعی "گفت و گو" و نگاه از درون به جای نگاهی توریستی و از بیرون، معرفی می‌کند. طبق آن‌چه از اظهارات مؤلفان و صاحب‌نظران این عرصه بر می آید در ایران و در رابطه مستند های شهری درباره ی تهران می توان به دو نوع فیلم مستند شهری اشاره کرد:  "یکی فیلم‌های مستندی که تهران را از بیرون نمایش می دهند؛ برای نمونه فیلم تاکسیمتر ناصر تقوایی و نوع دیگری که کارگردان در آن تهرانی را که در درونش وجود دارد و به آن فکر کرده و دیده است، نمایش می دهد. فیلمی مثل «پرسه»  می گوید که من چه تهراني مي‌بينم نه چه تهراني وجود دارد، اينجا من كارگردان خودش را جدا نمي‌كند. تهرانی كه آقای کلانتری و خانم بني‌اعتماد نشان می دهند از درون آنها می آید. به عبارت دیگر وجود یک نگاه درونی به تهران و یک نگاه بيروني  به آن. نگاه درونی دائم دارد تهران را از زواياي مختلف کشف مي‌كند. این نگاه به دنبال کالبد تهران، دنبال روح تهران است و فیلمساز خودش را عضوی از این تهران می داند. با این نگاه تهران پدیده ای است که در تعامل فیلمساز با محيطش ساخته می شود." (راستین،1390 در جهانشاد،1390)

هم چنین پیروز کلانتری در تعریف مستند شهری بر این عقیده است که مستند شهري به نوعي ضربان، جنس، فرم شهر و  فرم رابطه‌ی شهر با آدم شهري را موضوع خود قرار می دهد و به کشاکش انسان و شهر می پردازد و به نوعی گفت و گویی است. اما جهانشاد مخاطب را اصل قرار می دهد و می گوید: «من برای خودم یک الگو دارم. وقتی تماشاگر بگوید که فیلم خیلی بیشتر از این می‌توانست نشان دهد، می گویم آهان این فیلم شهری است، چون تصویر برانگیزنده‌ای از تهران داده و این تمنا در مخاطب ایجاد شده که اگر بلدی پارک شهر را به این خوبی تصویر کنی، چرا برای کل تهران این کار را نمی کنی.»(جهانشاد،1390)

به علاوه در مقاله‌ای در روزنامه تهران امروز، سیده زهره میرعابدینی، کارشناس ارشد مدیریت شهری و داور جشنواره فيلم شهر، سه مشخصه اصلی برای فیلم مستند شهری بر می شمرد که خلاصه‌ی آن به شرح زیر است: "الف- روایت پیشینه، تاریخچه و وقایع، ترسیم نحوه شکل‌گیری کالبدی و فضایی شهر، حوادث، اتفاقات و نیروهای تاثیرگذار بر آن، روندهای جمعیتی و قوم‌نگاری مهاجران به شهر و حتی ساکنان شهر از گذشته تا به حال با تاکید بر یک شهر مشخص. در خصوص تهران چند وقتی است چنین جریانی فعال است. 

ب- ترسیم و توصیف وضعیت فعلی شهر، اعم از محتوای نهفته در فرآیندهای شهری، معضلات، مشکلات شهرنشینی و مدیریت شهری اعم از مشکلات ترافیکی، آلودگی زیست محیطی، پسماندها، عدم مشارکت فعال شهروندی، حقوق و مسئولیت‌های متقابل شهروند و مدیریت شهری، معماری و شهرسازی ناهمگون، فرصت‌ها و ظرفیت‌های زندگی شهری مانند سرمایه اجتماعی و انسانی ذخیره شده در تعاملات شهری، فرصت‌های شغلی و اقتصادی متعدد شهرها، ثبت وقایع و رویدادهای فرهنگی، سیاسی و حتی فعالیت‌های روزانه‌ شهر، ترسیم زیبایی‌ها و آشفتگی‌های مناظر، المان‌ها، مکان‌ها و خیابان‌های شهری، دوگانگی‌ها و تضادهای اجتماعی و اعتقادی پیش‌روی شهرنشینان مانند تضادهای طبقاتی شمال-جنوب شهری و موارد متعدد دیگری از این دست، البته در شهری مشخص و اعلام شده. 

ج- افق و آینده پیش‌روی شهرها." (میرعابدینی،1390)

او اضافه می‌کند که "البته قرار گرفتن یک فیلم در این دسته‌بندی شرط لازم برای شهری دانستن آن است و شرط کافی، صراحت در بیان نام شهری مشخص مثلا تهران در فیلم‌های دسته «الف»، استفاده از لوکیشن‌ها و فضاهایی که در صورت شهری نبودن به روایت داستان صدمه بزنند و به تصویر کشیدن فعالیت‌ها و استفاده از ادبیات خاص شهرها، در مورد «ب». به بیانی صریح‌تر فیلمی که در آن شهر، به عنوان یکی از عوامل اصلی کنشگر وارد تعاملات عناصر فیلم با یکدیگر شود و نقش ویژه خود را بازی کند به طوری که حذف آن، منطق داستان و ادامه فیلم را با مشکل مواجه نماید." (همان)

با این توضیحات که سینمای مستند شهری را در خوانشی نزدیک به رویکردهای انسان‌شناختی، گفت و گوی شهر با انسان تعریف می‌کنند و برای حضور کنش‌گران و روزمره‌ی آن‌ها در شهر در جریان تولید این آثار، ارزش‌های تعیین‌کننده‌ای قائلند؛ باید تاریخچه‌ی دقیق‌تر حضور شهر را در سینمای مستند، اواسط دهه‌ی 1370ه.ش اعلام کرد. 

"سال 75 برای سینمای مستند سال معنی‌داری بود. سالی که با ساخته شدن مجموعه‌ی "کودکان سرزمین ایران" ما از دو جور مستندسازی دور شدیم و فاصله گرفتیم؛ یک جور مستند نگاتیو که با فیلم و نگاتیو کار می‌شد و دوم مستند غیرشهری یا یک جور مستند مربوط به میراث و اقوام و جاهای دور از شهر و زندگی شهری. اتفاق سومی هم که افتاد و خودش را در سال‌های بعد بیش‌تر نشان داد این بود که ما از مستندهای اجتماعی "کلی‌نگر" هم دور شدیم. "کودکان سرزمین ایران" یک مجموعه‌فیلم 52 تایی درباره‌ی کودکان مناطق مختلف ایران به تهیه کنندگی محمدرضا سرهنگی و به سفارش گروه کودک شبکه‌‌ی دوی تلویزیون ایران با مسئولیت عسگرپور بود. یک خصوصیت شاخص این مجموعه این بود که خیلی از این فیلم‌ها درباره‌ی "تک آدم‌ها" بود و در واقع، بچه‌های جاهای مختلف ایران، و با این نگاه از مستندهای کلی‌‌نگر دهه‌‌های قبل ما فاصله داشت. در عین حال این مجموعه از آخرین‌فیلم‌هایی هم بود که به شکل جدی در تلویزیون ایران کار شد. تلویزیون در دهه‌ی 70 برخلاف دهه‌ی 60 از مستندسازی فاصله گرفت. با پایان جنگ و روی کار آمدن دولت سازندگی در سال‌های 1368-1367 جریان مستند از تلویزیون ایران جدا شد. من هم از همان نیمه‌ی دهه‌ی 1370 و سال 1377 که "تنها در تهران" را ساختم، کارهایم به نوعی در ارتباط با هم قرار گرفتند که از جمله محورهای اصلی‌‌ ارتباط آن‌ها با هم "تهران" بود که بیش‌‌تر‌با شروع دهه‌ی 1380 بود که  این اتفاق شکل متداومی پیدا کرد." (کلانتری،1393)

در نهایت باید گفت، پهنه‌‌ی مورد مطالعه‌‌ی این رساله به شکلی کلی "سینمای مستند شهری" و به شکل خاص، چگونگی حضور تهران در مستندهای 10 سال اخیر است که با کمک آقای پیروز کلانتری جمع آوری کردم. از میان تعدادی نزدیک به 100 مستند شهری به محدوده‌‌ای 22 عددی رسیدم که به شکل کامل در صفحات45-41معرفی شده‌‌اند.

نحوه‌ی انتخاب نمونه‌ها

 

همان‌طور که در قسمت‌های مختلف این رساله ذکر شد، پاسخ پرسش اصلی این پژوهش (سئوال از چیستی هویت شهر تهران) در "سینمای مستند" دنبال شده است که گستره‌ی آن را با افزودن پسوند "معاصر" محدود کرده‌ام. اما همان‌طور که از معنای لغوی این واژه (معاصر) هم پیدا است، حدود و ثغور دقیق‌تر این عصر نیاز به توضیحاتی دارد.

توضیح این‌که معاصر در این پژوهش در ابتدا و طبق نظر پیروز کلانتری از نیمه‌ی دهه‌ی 1370 ه.ش در نظر گرفته شد و پس از واکاوی بیش‌تر موضوع، در جهت افزایش دقت کار به سال‌های اخیر، یعنی سال‌های آخر دهه‌ی 1380 ه.ش و پس از آن محدود شد. چرا که مهم‌ترین و مرتبط ترین مستندهای معاصر ایران که در زمینه‌ی شهر تهران تولید و در دسترس پژوهش‌گر قرار گرفته‌اند؛ در بازه‌ی زمانی سال‌های میانی دهه‌ی 1380 ه. ش تا کنون تولید شده‌اند.

اگر قرار بود که مستندهای شهری مربوط به تهران از  میان تولیدات مربوط به نیمه‌ی دهه‌ی 1370 ه.ش تا سال‌های کنونی انتخاب شوند، نمونه‌ی انتخاب شده تا مقدار قابل توجهی شامل کارهای آقای پیروز کلانتری می‌شد که در رساله‌ی کارشناسی نگارنده مورد توجه و بررسی قرار گرفته‌است. بنابراین برای برخورداری از تنوع هرچه بیش‌تر دیدگاه‌های متأخر، سال‌های انتخاب نمونه به حدود 10 سال اخیر محدود شد و به این صورت، نمونه‌ی انتخابی 22 مورد فیلم مستند مرتبط با تهران را در بر گرفت.

انتخاب این نمونه‌ها در درجه‌ی اول بر اساس پاسخ‌گویی به پرسش اصلی این پژوهش و سپس در جهت یک بررسی کل‌نگرانه که از ویژگی رشته‌ی دانشگاهی انسان‌شناسی معرفی شده است؛ صورت گرفته است. بنابراین و با فرض وجود یک نوع تقسیم‌بندی اولیه که هویت هر شهری به آن‌قائل است، این نمونه‌ها در دو دسته‌ی کلی مستندهای معطوف به کالبد شهر و نیز فیلم‌های مربوط به فرهنگ و کنش‌گران شهر؛ قابل جای‌گذاری‌اند.

 در واقع در ابتدای کار، از طریق ارتباط مستمر با مؤسساتی هم‌چون: "مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی"، "انجمن خانه‌ی سینمای ایران" و نیز با برقراری اطلاع‌رسان‌هایی حقوقی که در زمینه‌ی سینمای مستند در حال تولید محتوا و پژوهش‌اند (مراکزی مجازی هم‌چون سایت "و مستند"، "رای‌بن و نیز صفحه‌ی تخصصی سینمای مستند سایت "انسان‌شناسی و فرهنگ" که در همین زمینه آرشیو قابل توجهی را نیز جمع‌آوری و ساماندهی کرده است.) جمع‌آوری چیزی در حدود 100 فیلم مستند شهری که الزاماً در دوره‌ی تاریخی تعریف‌شده برای پژوهش حاضر، دسته بندی نمی‌شوند؛ ممکن شد که انتخاب مجموعه‌ی مورد بررسی حاضر از میان آن‌ها صورت گرفت.

پس از تماشای اولیه‌ی مستندهای جمع‌آوری شده، این تقسیم‌بندی دو گانه (دسته‌بندی مستندها بر اساس توجه هرکدام به بخش کالبد و یا فرهنگ شهر) انجام پذیرفت که در هر دو بخش نام‌برده، خود شامل تقسیم‌بندهای درونی‌تری می‌شد. مستندهای معطوف به کالبد شهر خود در دو دسته‌ی فیلم‌های مرتبط با "محیط طبیعی" و تولیدات در ارتباط با "محیط مصنوع" قرار گرفتند و مستندهای معطوف به فرهنگ شهر و کنش‌گران، خود شامل فیلم‌هایی بودند که بیش‌تر بر ارتباط میان کنش‌گران با کالبد شهر تمرکز می‌کردند. 

لازم به توضیح است که این تقسیم‌بندی‌اولیه و فرضی، تنها برای اتخاذ رویکردی کل‌نگرانه بر پژوهش اعمال شد اما میزان وفاداری به آن، معطوف به پیچیدگی‌هایی بود که از مختصات به کار بستن روش‌های کیفی است. به طور مثال، تقریباً کم‌تر فیلم مستندی در زمینه‌ی شهر تهران وجود دارد که در عین پرداختن به فرهنگ تهران به کالبد شهر بی‌توجه بوده باشد و یا بالعکس، مستندهایی که موضوع اصلی خود را مواردی از قبیل "زلزله"، "طبیعت شمال شهر" و... قرار داداه‌اند که زمره‌ی دسته‌بندی مربوط به کالبد و محیط طبیعی شهر قرار می‌گیرد، معمولاً کنش‌گران  و فرهنگ به خصوصی که در این رابطه تولید شده است را نادیده نگرفته‌اند. به علاوه فیلم‌هایی که کم‌تر به کالبد شهر توجه کرده‌اند، اغلب رویکردی "آسیب شناختی" داشته‌اند که فرهنگ شهر و کنش‌گران آن را در بسترهای به خصوصی مانند وضعیت گروه‌های گوناگون فعال در سطح شهر تهران که در قالب خرده فرهنگ‌های نوپا در حال فعالیت‌اند بررسی می‌کنند.

هم‌چنین باید اشاره کرد که معیار مشخص کننده‌ی تعداد فیلم‌های انتخاب شده، مربوط می‌شود به چیزی که در اصطلاح به آن "اشباع نظری" می‌گویند. هرچند در ابتدای ورود به میدان و تحلیل داده‌ها، نظریه‌ی به خصوصی مد نظر نبوده است اما در تحدید و یا فراوانی مستندهای انتخاب شده که در جریان نمونه‌گیری هدفمند و گام به گام انتخاب شده‌اند؛ باید به تعداد حداقلی مصادیق به دست آمده طی کدگذاری مرحله‌ی اول داده‌ها اشاره کرد. در واقع تلاش شده است که مصادیق حاصل شده از طریق کدگذاری باز که در زیر مجموعه‌ی یک مقوله تعریف شده‌اند؛ در فراوانی به بیش از دو مورد برسند و یا اگر این مقدار حداقلی را تأمین نمی‌کنند، در همان موارد محدود به عنوان عنصری تعیین کننده، مورد تأکید فیلم‌ساز قرار گرفته باشند.

علاوه بر این موارد، رابطه‌ی مستمر من با میدان پژوهش و کنش‌گرانی که به عنوان کارگردان، پژوهش‌گر و یا سایر عوامل فیلم‌های مستند شهری، در حال فعالیت‌اند، شرکت در جلسات نمایش و نقد فیلم‌های سینمای مستند، گفت و گوهای مستمر در مراحل گوناگون این پژوهش با آقای پیروز کلانتری و نیز راهنمایی گرفتن از جناب آقای محمدتهامی‌نژاد به عنوان پژوهشگر پیشکسوت این عرصه، در جرح و تعدیل انتخاب این نمونه‌ها نقشی اساسی داشت؛ که این همه در کنار توجه به جشنواره‌ها و سری‌سازی‌های گوناگون بخش‌های دولتی و خصوصی که در زمینه‌ی رابطه‌ی شهر با سینمای مستند در حال فعالیت‌اند به شناسایی هرچه بیش‌تر منابع مورد نیاز برای این پژوهش کمک شایانی کرده است(به طور مثال جشنواره‌های تصویر سال و سینما حقیقت و نیز سری مستندهای تلویزیونی با عناوین "شهر من"، "پرسه در شهر" و "گفت و گو با انقلاب"). چرا که از محدودیت‌های مهم این پژوهش باید به عدم دسترسی همگانی به فیلم‌های مورد نیاز برای پژوهش اشاره کرد که تنها از طریق وارد شدن به میدان‌های مخصوص به مؤلفان این عرصه و جلب اعتماد کارگزاران این گونه‌ی تصویری تا حدی رفع شده است.

معرفی اجمالی فیلم‌های بررسی شده

 

 

نام فیلم کارگردان سال ساخت تهیه کننده مدت زمان موضوع کلی خلاصه‌ی فیلم   

جریان از یاد رفته‌ی شهر: مروری بر قنات‌های تهران مینا بزرگمهر 1391 مینا بزرگمهر 22 محیط طبیعی مروری بر قنا‌ت‌های تهران که اغلب تخریب شده و از بین‌رفته‌اند.   

گذر شهر بر آب فرهاد ورهرام 1385

ارد عطارپور37

محیط طبیعیپرداختن به آب‌های در جریان در سطح شهر تهران که اغلب از روددره‌های شمال شهر نشأت گرفته‌اند و در اطراف خود طبیعت زیبایی را ساخته‌اند اما در جنوب شهر به جریان‌های آلوده و کثیفی تبدیل می‌شوند که منبع زباله‌اند.   

تهران چند درجه‌ی ریشتر؟ پیروز کلانتری 1385 ارد عطارپور 30 محیط طبیعی مستندی که از خلال پرداختن به وقوع زلزله‌ی احتمالی در شهر تهران به روزمره‌ی خاص آن نیز توجه می‌کند.   

تکه چسبانی شهر و مولانا سحر سلحشور 1387 سعید رشتیان 29 محیط مصنوع مستندی درباره‌ی چگونگی پیوند مولانا با تهران که اغلب از طریق استفاده از اشعار شمس و نیز نام او در مکان‌های گوناگون، رخ داده است.   

تهران سه گزارش شمیم مستقیمی 1390 سازمان زیباسازی شهر تهران 41 محیط مصنوع سه گزارش مجزا درباره‌ی دیوارها، نورپردازی و استفاده از نشانه‌های گوناگون کالبدی در سطح شهر تهران.   

آن‌سوی بزرگراه ناهید رضایی 1390 مؤسسه تصویر شهر 51 محیط مصنوع مستندی درباره‌ی چند و چون طرح شدن و نیز اجرای مراحل اولیه‌ی پروژه‌ی بهسازی محله‌ی هفت چنار – بریانک در تهران که به شکل تطبیقی و البته عبرت آموز با طرح نوسازی محله‌ی "سن بلز" در پاریس مقایسه شده است.   

مجسمه‌های تهران بهمن کیارستمی 1386 ناصر عنصری،

مؤسسه تصویر شهر 60 محیط مصنوع مستندی آسیب‌شناختی درباره‌ی مجسمه‌ها و نشانه‌های کالبدی در سطح شهر تهران که از نوعی بی‌سلیقگی عمومی شکایت می‌کند و توصیفی از چگونگی تأثیر ایدئولوژی‌دولت‌های حاکم بر جامعه در طول تاریخ بر تصمیم‌گیری‌در مورد نشانه‌های کالبدی شهر می‌گوید.   

تهران موزه‌ی بدون بلیط شمیم مستقیمی 1391 مؤسسه تصویر شهر 30 محیط مصنوع روایتی تحسین‌برانگیز از معماری خانه‌های تهران در دوره‌ی مقارن با مدرنیسم که در برخی نواحی هنوز باقی مانده‌اند.   

خانه‌ی من محسن امیریوسفی 1390-1387 سعید رشتیان،

پیروز کلانتری 51 محیط مصنوع مستندی درباره‌ی مشکلات مسکن در تهران که از خلال جریان خریدن یک خانه توسط یک مستندساز، روایت شده است.   

سهم من از زیبایی

شیرین برق‌نورد1386محمدصادق جلالی30محیط مصنوعمستندی درباره‌ی مشکلات مسکن در تهران که تمرکز خود را بیش‌تر بر مشکلات کالبدی مسکن و مقایسه‌ی وضعیت خانه‌های امروز با خانه‌های تهران قدیم گذاشته است.   

ناخوانده در تهران مینا کشاورز 1389 کتایون شهابی 53 فرهنگ تهران:

مهاجرت یک مستند "خود بیان‌گر" از جریان جدایی کارگردان این اثر (مینا) که به قصد مهاجرت به تهران تن به ازدواج داده است داستان این تصمیم مهم با نمایش بخشی از زندگی شکننده‌ی آذر پیوند می خورد. او یک دختر شهرستانی است که برای تجربه‌ی ابراز خودِ بدونِ سانسورش از بافت سنتی خانه‌ی پدری و شهرستان محل زندگی‌اش (سبزوار، نوده) به تهران گریخته است و علی رغم مشکلات زیادی که با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند از دستیابی به یک استقلال نسبی در زندگی لذت می برد.   

021 محمدشیروانی 1390 پیروز کلانتری و

سعید رشتیان 51 فرهنگ تهران: مهاجرت این مستند، مجموعه‌ای از مصاحبه‌هایی نیمه‌ساخت یافته و نسبتاً کوتاه با چند کارگر ساختمانیِ شهرستانی است که در تلاش برای یافتن کار و زندگی بهتر به تهران مهاجرت کرده‌اند اما وضعیت‌های ناراحت کننده‌ای دارند و کم‌ترین رفاه و ثروت هم شامل حالشان نشده است.   

جایی برای زندگی محسن استادعلی مخلباف 1391 محسن استادعلی مخملباف و نسرین عبدی 75 فرهنگ تهران:

شکنندگی مستندی درباره‌ی یک پانسیون(خوابگاه) مردانه در شرق تهران که از خلال نزدیک شدن به زندگی روزمره‌ی 6 مرد، روایتی از یک زندگی جعمی را در روزهای پیش از عید نوروز ارائه می دهد.   

این‌جا تهران است سعید حدادی 1388 سعید حدادی 25 فرهنگ تهران:

خرده‌فرنگ‌ها مستندی درباره‌ی "گرافیتی" در تهران.   

شهر شلوغ سعید تارازی 1390 جعفر صانعی مقدم 26 فرهنگ تهران:

ترافیک شهری "شهر شلوغ"، یکی از قسمت های مجموعه ی 13 قسمتی "پرسه در شهر" به تهیه کنندگی جعفر صانعی مقدم است. این مستند گزارشی، به طور عام درباره‌ی مسئله‌ی "تصادف" و "ترافیک شهری" در تهران و به شکل خاص درباره‌ی رانندگی پر خطر ایرانی‌‌ها است که در شهر تهران روایت شده است.   

ساز مخالف مجتبی میرتهماسب 1383 سیامک پورشریف و مجتبی میرتهماسب 45 فرهنگ تهران:

خرده فرهنگ‌ها مستندی درباره‌ی گروه‌های موسیقی زیرزمینی در تهران.   

سلاطین خیابان‌ها پالیز خوشدل و زینب تدریس تبریزی 1388 جمشید خوشدل و زینب تدریس تبریزی 42 فرهنگ‌تهران:

خرده فرهنگ‌ها مستندی درباره‌ی ظهور و فراگیری ورزش پارکور در تهران.   

ایستگاه بعد آزادی مریم حق‌پناه 1388 پیروز کلانتری 32 فرهنگ‌تهران:

بازنمایی تاریخ یکی از مستندهای مربوط به مجموعه‌ی "گفت و گو با انقلاب" که به شکلی شخصی و درونی به وقایع مربوط به روزهای انقلاب اسلامی در تهران، نزدیک می‌شود.   

سیانوزه رخساره قائم مقامی 1385-1386 رخساره قائم مقامی 32 فرهنگ تهران:

شکنندگی روایتی از دنیای یک نقاش خیابانی مبتلا به سیانوزه که در یکی از پیاده‌روهای تهران مشغول نقاشی و  گذران زندگی روزمره است.   

تهران هنر مفهومی محمدرضا اصلانی 1390-1387 سعید رشتیان، پیروز کلانتری و محمدرضا اصلانی 90 سایر:

کالبد و فرهنگ تهران مستندی معطوف به فرم که از خلال اشعار "محمدعلی سپانلو" تهران منعکس شده در قاب‌های شیشه‌ای را در قالب هنری مفهومی روایت می‌کند.   

از تهران 1391 شمیم مستقیمی و پیروز کلانتری 34 سایر:

کالبد و فرهنگ تهران "از تهران" یک مجله‌ی تصویری است در هفت بخش و هفت فضای متفاوت رابطه با شهر که قرار است تصویری انسانی و زندگی محور باشد. (قسمتی از معرفی‌نامه‌ی ابتدای خود فیلم)   

پیر پسر مهدی باقری 1391 کتایون شهابی 51 فرهنگ تهران:

شکنندگی مستندی‌ است درباره‌ی مشکلات و رابطه‌ی کارگردان با خانواده‌اش که پسری 30 ساله است و به لحاظ اقتصادی امکان استقلال یافتن از والدینش را ندارد.  

 

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

جایگاه سه زن: صفیه آیلا، ام کلثوم ابراهیم و قمرالم...
 نیمۀ ماه، پنهان زیر گفتمان های مسلط (نقد فیلم نیم...

Related Posts