ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
ناصر فکوهی شما هنوز بیوگرافی پیش فرض ندارید

چپ، آلترناتیو یا سوپاپ اطمینان لیبرال دموکراسی؟

 

ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 63

 

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی . زهره دودانگه

ادامه خواندن

گفتگو درباره حوزه فکری انسان شناسی فرهنگی

ادامه خواندن

چاق، لاغر، زشت

ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (73)



 

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور

ادامه خواندن

وقتی لومپن‌ها در نقش ناشر، نویسنده و مترجم وارد میدان می‌شوند

مصاحبه گر؛ آیدین پور خامنه

ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (72)

داوید لوبروتون

برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور

ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 62

پیر سانسو

برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه

ادامه خواندن

خنده ویرانگر

ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (71)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور فقیر مظفر به یاد می‌آورد که با چه هیجانی کتابی از ژ. کاتلن درباره مناسک او-کی-پا (نگاه کنید به صفحات پیشین) را می‌خواند. او همچنین رقص آفتاب سیوها را کشف می‌کند که در آن برای به نمایش گذاشتن خود از روش‌های آویزان‌ کردن [خود با قلاب] استفاده می‌کردند. چند سال بعد همراه با جیم وارد او یک او-کی-پا اجرا می‌کند و خود را در طول بیست دقیقه با قلاب‌هایی که در سینه‌اش فرو کرده بود، آویزان می‌کند تا حالت خلسه دربیاید و «از بدن خود خارج شود»(وال، ژونو، 1989، 35). فقیر مظفر درباره کارهای خود از جمله او-کی-پا می‌گوید :«تو هیچ احاسی نمی‌کنی، بدن است که درد را احساس می‌کند و تو صرفاً بدن را تماشا می‌کنی که این احساس را دارد. اگر بتوانی آگاهی و دقت خودت را از بدنت جدا نگه داری، تقریباً می‌توان گفت هر کاری با آن می‎‌توانی...
ادامه خواندن

جای خالی زنان در تاریخ اندیشه مذکر


اینکه پرسیده شود: چرا در تاریخ اندیشه ما، جای زنان خالی یا نسبتا خالی بوده است؟ بدون شک پرسشی است که به صورتی نادرست مطرح شده و با حرکت از این پرسش نادرست شاید هرگز نتوانیم به پاسخی درست برسیم. پرسش، هنگامی باز هم جهت نادرست‌تری به خود می‌گیرد که در پی آن باشیم که: آیا «اندیشه» می‌تواند جنسیت داشته باشد؟ و آیا وضعیت تاریخ ما باید به صورت پهنه‌ای جدا و در فاصله با محیط بیرونی نزدیک یا دور، تحلیل و ادراک شود؟ همه این پرسش‌ها، هر چند سهمی از حقیقت را می‌توان در آن‌ها یافت، الگوی پرسش‌هایی هستند که ما را به موقعیت‌های ذهنی ساختگی و غیر‌واقعی و سراب‌گونه‌ای هدایت می‌کنند که اگر از یک ایدئولوژی از پیش تعیین شده و هرچه بیشتر قطعی‌گرا حرکت کنیم، پاسخ مطلوب (هر چند نادرست) خود را بزودی خواهیم یافت. اما این پاسخ، تقریبا به هیچ کاری جز فرو بردن هرچه بیشتر...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (70)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور این گونه معلق نگه داشتن‌های بدن را می توان در مواردی دید که طناب‌ها با قلاب‌هایی در پوست کسی جای بگیرند و دستیاران بلندش کنند. این تجربه به خودی خود هولناک است اما فرد نباید ترس به دل راه دهد. شکل‌های سخت‌تری هم هستند، برای نمونه معلق نگه‌داشتن کسی با قلاب‌های تیزی که در پوست سینه و پشتش فرو کرده باشند یا ایجاد حالتی مثل خفگی ِ نزدیک به وضعیتی که فردی هنگام به دار آویخته شدن از گردن دارد. این تجربه بهرحال نمی‌تواند بدون خطر بیش از بیست دقیقه ادامه پیدا کند. اما برعکس اگر قلاب‌ها را در همه جای بدن فرو کنند و با آن‌ها او را بالا بکشند، ممکن است بتواند چندین ساعت این وضعیت را تحمل کند. این گونه معلق‌نگه داشتن‌ها با دقت برنامه‌ریزی می‌شوند، ولی به هیچ عنوان برای کاهش درد تنظیم نشده‌اند. برنامه‌ریزی بیشتر با دغدغه...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 61


  پیر سانسو- برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه 9 ورود به شهری کوچک، زیر باران ما می‌خواهیم از خلال این «واریاسیون شهری» سه عنصر را وارد بحثمان کنیم: پرسه‌زن، دوربین و باران. می‌توان استدلال کرد که اینها سه حرکت هستند که نمی‌توان آنها را از جنسی واحد دانست (هستی‌شناختی یا زیبایی-مکانیکی یا فیزیکی)، با وجود این، حرکاتی هستند که یکدیگر را تقویت می‌کنند. باران به دوربین و به پرسه‌زن امکان می‌دهد که سیاحت خویش را با انعطاف انجام دهند. اما بدون دوربین هم نمی‌توانیم درک کنیم تأثیر باران در محیط‌های درونی چیست، و بدون این مرد پرسه‌زن که به یک شهر ناشناس وارد می‌شود، شهر چیزی ندارد جز یک غروب غم‌گرفته و مبهم.... اما او از راه می‌رسد، درست در لحظه‌ای که باران بدون کمک او، آغاز به دگرگون کردن شهر کرده است. با این واریاسیون اقلیمی که به ظاهر بسیار پیش پاافتاده می‌آید، قصد ما آن است که...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (69)


    داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور در منطقه «دکن» در هند، هر سال در ماه آوریل، زمانی که ماه تمام است، مناسک «باگاد» انجام می‌شود: یک مرد که جماعتش او را از بین قدیمی‌ترین خانواده‌ها انتخاب می‌کنند، با قلاب‌های فلزی که درون پوستش در سطح کمر فرو کرده‌اند آویزان می‌شود. برای این کار از نوعی جرثقیل که یک عرابه آن را می‌کشد استفاده می‌کنند. انتخاب شدن برای این مناسک یک افتخار بزرگ است. فردی که انتخاب شده، در حالتی خلسه‌وار از این روستا به آن روستا، از این مزرعه به آن مزرعه می‌رود تا محصولات و نوزادان را تبرک کند و روستائیان به دیدارش می‌آیند که دعایشان کند. نویسنده مقاله‌ای در این زمینه، که یک باستان‌شناس است، می‌گوید: «در تمام طول مراسم که شاهدش بودم، مرد در حالتی از شادمانی خلسه‌وار بود و هیچ نشانه‌ای از درد در او دیده نمی شد» (کوسامبی، 1967، 111). قابل...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 60


پیر سانسو، برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه   تصویر: ایستگاه راه آهن لیون   بنابراین می‌توانیم از خود بپرسیم افسانه‌ای‌ترین اشیائی که می‌توان در این راه‌آهن خیالین یافت کدامند؟ ساعت غول‌آسای ایستگاه نشان دهندۀ موقع و هنگامی مطلق بود که به واسطه عقربه‌هایی عظیم در زمان قدرت‌یافته‌ای قرار می‌گرفت، نیز به واسطۀ گذر چرخ‌های بارکش، آمدوشد مسافران و این پویایی سنگین که به شکلی برگشت‌ناپذیر جهت یافته بود. بلندگوها ورود و خروج قطارها را با صدایی شدت‌یافته اعلام می‌کردند، صدایی که پژواک آن در سرسراهای ایستگاه، در راهروها، روی سکوها می‌پیچید، این صدای خودِ ایستگاه بود. و یک کتابفروشی غول‌آسا که در آن انواع روزنامه‌ها و کتاب‌هایی عرضه می‌شدند که کسی در شرایط دیگر آن‌ها را نمی‌خواند. همیشه از رمان‌های کتابخانه ایستگاه راه‌آهن صحبت می‌شد، این صحبت‌ها تلویحاً به ادبیاتی سطحی اشاره داشت و در عین حال نوعی تکریم و ادای احترام در آن نهفته بود. بدین ترتیب ایستگاه‌های...
ادامه خواندن

ترامپ دنبال نمایش است نه جنگ یا مذاکره


مصاحبه عصرایران با ناصر فکوهی (استاد دانشگاه تهران و مدیر انسان شناسی و فرهنگ) دکتر ناصر فکوهی: ترامپ یک شخص نیست یک باند است/ ترامپ دنبال نمایش است نه جنگ یا مذاکره / ایران چکار باید بکند؟ باید با نژادپرستی و نژادپرستان و کسانی که همچون همیشه میدان جدیدی یافته‌اند که با حمله به هویت متکثر فرهنگی ایران و اقوام همیشه وفادار ایرانی، ادعای ملی‌گرایی و میهن‌پرستی می‌کنند؛ مبارزه شود. باند گانگسترها و عوامل دروغگو و بی‌کفایتی (به ارزیابی اکثریت مطبوعات، رسانه‌ها و دانشگاه‌ها و متخصصان آمریکا) که در کاخ سفید حکمرانی این کشور را به دست دارند (به جز گروهی که از هم اکنون از میان آن‌ها روانه زندان شده‌اند: کوهن، مانافورت و...) و در این کشور به آن‌ها با عنوان تحقیر آمیز «آمریکای ترامپ» یاد می‌شود، باز هم به داوری اندیشمندان و رسانه‌های این کشور، بزرگترین فاجعه تاریخی برای آن و جهان به حساب می‌آید. این گروه که...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (68)


  داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور آقای فونتنه نیز که در طول 73 روز 7 هزار کیلومتر را با قایق پارویی پیموده است، همین گفتار در استقبال از درد را مطرح می‌کند، هر چند او نیز همچون افراد پیش از خودش، ناچار است درد را به سختی تحمل کند. از جمله حوادث بدی که برای او اتفاق افتاده، آن است که قایقش را طوفان واژگون کرده و به او صدمه زیادی زده است. البته ، خوشبختانه مادرش به کمک یک تلفن همراه توانست او را نجات دهد: «همه جایم درد می‌کند[... ] اما برغم همه مشکلات، هرچقدر هم درد داشته باشم یا اضطراب وجودم را ترک نکند، باید طاقت بیاورم و باز هم بیشتر و بیشتر و سریع‌تر پارو بزنم تا حادثه‌ای دیگر برایم اتفاق نیافتد، تا بالاخره این ماجرا تمام شود» و چند ساعت پیش از رسیدنش می‌گوید: ـ دست‌هایم باد کرده‌اند، کتف‌هایم از بس پارو...
ادامه خواندن

آیا جامعه ایران وارد دوره‌ای آنومیک شده است؟


گفتگو با ناصر فکوهی استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ واژه آنومی ( از ریشه یونانی به معنای نبود قانون و ارزش) را عمدتا امیل دورکیم و از خلال کتاب «خودکشی» خود وارد ادبیات علوم اجتماعی کرد. تعبیر دورکیم از این مفهوم، موقعیتی از جامعه است که در آن به دلایلی که می‌توانند بسیار متفاوت باشند، ما شاهد کاهش یا از میان رفتن نسبتا گسترده ارزش‌های اجتماعی باشیم به صورتی که افراد دچار تزلزل در شخصیت خویش شده و از آنجا که دیگر به هیچ‌چیز و هیچ‌کسی باور ندارند، تنها راه را در «خودکشی» ببینند. آلبر کامو در کتاب «اسطوره سیزیف»، موقعیت بشری را اصولا وضعیتی می‌شمارد که در آن تنها یک مسئله فلسفی وجود داردو آن هم «خودکشی» است زیرا به باور او انسان‌ها باید در هر لحظه‌ای به این پرسش پاسخ دهند که: آیا زندگی ارزش زندگی کردن دارد یا نه؟ با این رویکرد...
ادامه خواندن

 انسان شناسی درد و رنج (67)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور درد و رنج با شکست تشدید می‌شوند، در حالی که کسی که برنده می‌شود در شادمانی پیروزی خود، درد را حس نمی‌کند. «من فکر می‌کنم اینکه در یک مسابقه شنا نفر اول یا دهم بشوی، درد را به یک شکل حس نمی‌کنی: نفر اول شاید اصلا دردی حس نکند چون برنده شده است. اما نفر آخر، ولو آنکه درون آب هم درد داشته باشد، وقتی می‌بازد مثل آن است که ضربه چماقی بر سرش فرود بیاید، مثل این است که بازوهای او بیشتر درد کنند، در حالی که در حالت طبیعی با دیگران فرقی نمی‌کند، آن‌ها همه به اندازه یکدیگر تلاش کرده و خسته شده‌اند » (فرانس، 24 ساله). نیکلا می‌گوید: «بیشترین درد و رنج را زمانی احساس می‌کنی که مسابقه را رها کنی». او میان زمانی که درد در حال بیشتر شدن است و زمانی که پس از رسیدن به خط...
ادامه خواندن

کتاب مرگ و فراموشی


دل‌نوشته‌ها و یادبودهایی برای دوستان / روایت ناصر فکوهی از "کتاب مرگ و فراموشی" ناصر فکوهی انسان‌شناس، نویسنده و مترجم، به هنرآنلاین گفت: در سال‌های اخیر بیشتر به دنبال انتشار آثاری هستم که اندیشه‌ها، رویکردهای اجتماعی‌ و فرهنگی‌ام را در مسائل جامعه و با محوریت دخالت در نظام کنش آن، نشان دهم. کتاب "کتاب مرگ و فراموشی" را هم باید در همین رده قرار داد. این کتاب‌‌ها، مجموعه‌هایی از نوشته‌های من هستند که در حوزه‌های مختلفی گرد‌آوری شده‌اند و قالب‌های گوناگونی را در یک مضمون خاص در برمی‌گیرند. او افزود: در یکی دو سال اخیر کتاب‌های "دانشگاهی که بود..." آسیب‌شناسی دانشگاه و دانشگاهیان، "بوردیو و میدان دانشگاهی" در زمینه اندیشه بوردیویی، "همراه با باد" در زمینه فیلم مستند، "هویت و بی‌هویتی شهری" آسیب‌شناسی فرهنگی شهر، "انسان‌شناسی، نظریه، میدان و کنش" نوشتارهای نظری انسان‌شناسی، "من، او، آن‌ها در نگاه واژگون‌ساز دوربین" در زمینه عکاسی، "زنان، شیرها و روباه‌ها" در زمینه زنان...
ادامه خواندن