ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

اتنوگرافی موزه ی آبگینه و سفالینه های ایران

 

 

اغلب عابرانی که از پایین یا بالای ضلع شرقی خیابان سی تیر به موزه ی آبگینه می رسند، پیش از رسیدن به در ورودی توجه شان به محفظه های شیشه ای با قابی استیل و براق جلب می شود که درونش چند ظرف شیشه ای یا سفالی قرار گرفته و در پس آن فضای سبزی به چشم می خورد. 

ادامه خواندن

سبک زندگی چند دستفروش

ادامه خواندن

برده و برده داری در ایران (قسمت دهم)

ادامه خواندن

دلالت‌های سیاسی و اقتصادی مدیریت مرگ در دوران معاصر

 

 

ادامه خواندن

چهل سال بعد از قلعه (قسمت اول)

 

ادامه خواندن

برده و برده داری در ایران (قسمت نهم)

جایگاه برده و برده داری ، در نظام اجتماعی و اقتصادی ایران باستان (از مادها تا سرنگونی ساسانیان)

ادامه خواندن

جامعه دوقطبی؛ خودکشی با ساده‌لوحی

ادامه خواندن

ما ملّت عشقیم!

ادامه خواندن

بررسی عوامل اجتماعی - فرهنگی مؤثر بر کندی روند نوسازی و بهسازی بافت فرسوده شهری مطالعه موردی جمعیت ساکن در بافت فرسوده منطقه 12 شهر تهران

ادامه خواندن

معرفی کتاب «مدرنیته، پزشکی و سلامت»

به کوشش گراهام اسکمبلر و پل هیگز
ترجمۀ مهسا علاء


پیشگفتار

گراهام اسکمبلر و پُل هیگز

ادامه خواندن

بوطیقای شهر ( بخش۶۴)

ادامه خواندن

بیناحسیت و نظریه‌ی فرهنگ مادی

 

 

ادامه خواندن

پیدایش یک پیش داوری

ادامه خواندن

به هر قیمتی مخالف بودن، معنایی ندارد

ادامه خواندن

معرفی کتاب « شهرها و مصرف»

درنا احمدی

ادامه خواندن

درباره کتاب «پیراهنهای همیشه»

زندگی در پیش رو/ فوتبال

 نوشته حمیدرضا صدر/ راوی ناگهان وسط معرکه تکنگاری مکث و مخاطب را مثل تماشاگر استادیوم وارد ماجرا میکند

بهادر امیرحسینی

ادامه خواندن

یک تصمیم متفاوت


پیش از مصاحبه با زیبا(نام حقیقی مصاحبه شونده محفوظ است.)، 19 ساله، با خواهرش آشنا شده بودم. بر اساس صحبت های او می دانستم که زیبا به رغم ظاهر و رفتارهای جسورانه اش در دوره نوجوانی، اکنون ظاهر و لباس محافظه کارانه ای را انتخاب کرده است. ساغر می گفت:«خواهرم چند تا دوست پسر رو همزمان مدیریت می کرد. موهاش رو مدل پسرونه زده بود و با لباس پسرونه بیرون رفته بود. آرایش می کرد... ولی ناگهان متحول شد و به خاطر اردویی که رفت، یک دفعه برگشت و گفت من از این به بعد می خوام چادری باشم!» با این وصف، پیش از ملاقات از چادری بودن زیبا اطلاع داشتم. او بر خلاف دختران چادری همسالش حتی از مانتو یا روسری با رنگ های شاد و متنوع استفاده نکرده و یک روسری سیاه رنگ را با روش کلاسیک در زیر چانه گیره زده بود. روایت ساغر و زیبا از دوره نوجوانی و خانواده شان، با توجه به این تغییر نگرش زیبا، از...
ادامه خواندن

برده و برده داری در ایران (قسمت هفتم)

ادامه خواندن

خرافه عدد ۱۳

ادامه خواندن

معرفی کتاب موزه ها: یک مردم شناسی بصری

ادامه خواندن