ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

درباره جلال ستارى پل فيروزه شرق به غرب

احمد جلالى فراهانى
تأليف و ترجمه اثر سترگى به نام «جهان اسطوره‌شناسی» كه تاكنون شش جلد آن منتشر شده است، باعث شده تا او را يكى از بزرگ‌ترین اسطوره شناسان ايران بنامند و ديگر آثار او كه در زمینه‌های مختلفى به چاپ رسيده درسايه قرار بگيرد. علاوه بر مجموعه «جهان اسطوره شناسى» او در اين زمينه کتاب‌های معروف ديگرى هم دارد. کتاب‌هایی چون «اسطوره در جهان امروز»، «چهار سيماى اسطوره‌ای» و …


جلال ستارى ـ متولد ۱۳۱۰ رشت
ـ عزيمت به سوئيس براى تحصيل در رشته روان‌شناسی بالينى
ـ بهره‌مند از محضر ژان پياژه
ـ بيش از هفتاد عنوان كتاب ازجلال ستارى در حوزه اسطوره، فرهنگ و هنر به چاپ رسيده است.
برخى از آثار او عبارتند از:
تأثير سينما در كودكان و نوجوانان، هزارویک‌شب و افسانه شهرزاد، رمز و مثل در روانكاوى، حالات عشق مجنون، افسون شهرزاد، سيماى زن در فرهنگ ايران، نماد و نمایش، اسطوره و رمز، عشق صوفيانه، آيين و اسطوره در تئاتر، پژوهشى در قصه اصحاب كهف، چهار سيماى اسطوره‌ای، حكمت شرق و روان‌درمانی غرب (ترجمه)، پژوهشى در قصه يونس و ماهى، جهان اسطوره‌شناسی (۶ جلد) ، پژوهشى در قصه شيخ صنعان و دختر ترسا، پژوهشى در عشق‌نامه هلوئيز و آبلدر، شرق در ادبيات فرانسه، گفت‌وگوی شهرزاد و شهريار، پژوهشى در ارسطو گيل گمش و افسانه اسكندر، پژوهشى در قصه سليمان و بلقيس، تئاتر ودين (ترجمه) حكايات سندباد.

جلال ستارى از چهره‌های نام‌آشنای فرهنگ و پژوهش در ايران است. مهرگان امروز به او اختصاص دارد:
احمد جلالى فراهانى: ورود به دنياى جلال ستارى كار بس دشواريست. چه او بيش از آنكه دنبال نام باشد از آن می‌گریزد. با اين حال آوازه او برهيچ كس از اهالى فرهنگ و انديشه و دوستداران اين فن پوشيده نيست. آن‌چنان‌که به او لقب كتابخانه سيار داده‌اند. (لقبى كه بورخس نيز آن را يدك می‌کشد) بااین‌حال جهان بيرونى جلال ستارى اسطوره است. او مهر و موم‌های سال از عمرش را صرف اسطوره كرده و به اعتراف خودش هنوز كارى براى آن‌ها نكرده است! جلال ستارى در رشت به دنيا آمده، ۷۳ سال پيش، گرچه او ساليان سال را در سوئيس زندگى كرده است از طنز روزگار در همان ديار غربت و بطن فرهنگ فرنگ مجذوب قصه‌های هزارویک‌شب می‌شود و همين شيفتگى او را به دنياى مرموز و لاهوتى اساطير می‌کشاند. گرچه بايد اعتراف كنيم كه جلال ستارى بيش از هر چيز يك دايرة المعارف زنده است.
او در زمینه‌های مختلفى چون قصه، تئاتر و ادبيات چهل سال تحقيق و تفحص كرده و حاصل اين همه سال ۷۰ عنوان كتاب است كه نيمى از آن را ترجمه‌های مختلفى از نويسندگان متعدد تشكيل می‌دهد.
تأليف و ترجمه اثر سترگى به نام «جهان اسطوره‌شناسی» كه تاكنون شش جلد آن منتشر شده است، باعث شده تا او را يكى از بزرگ‌ترین اسطوره شناسان ايران بنامند و ديگر آثار او كه در زمینه‌های مختلفى به چاپ رسيده درسايه قرار بگيرد. علاوه بر مجموعه «جهان اسطوره‌شناسی» او در اين زمينه کتاب‌های معروف ديگرى هم دارد. کتاب‌هایی چون «اسطوره در جهان امروز»، «چهار سيماى اسطوره‌ای» و …
براى نوشتن از جلال ستارى اما دنياى اسطوره‌شناسی‌اش كافى نيست. چه او يكى از منتقدان جدى و محققان واقعى عرصه تئاتر و نمايش نيز هست. به‌طوری‌که تاكنون مقاله‌های فراوانى از او درباره آثار كلاسيك تئاتر از آنتيگون و آژاكس گرفته تا «فدر» به چاپ رسيده است. همچنين نمایشنامه‌های پل كلودل را ترجمه كرده است و اگر شماره‌های گذشته مجله نمايش را باز كنيم، نقدهاى بسيار خوبى از او در اين عرصه فرهنگى خواهيم خواند.
يكى از تأثیرگذارترین و به‌یادماندنی‌ترین آثار جلال ستارى در حوزه نمايش كتابى است تحت عنوان «تئاتر و دين» كتابى كه شامل دو مقاله مفصل از گابريل مارسل متفكر متأله فرانسوى است كه ستارى آن را به فارسى برگردانده و خود نيز در پايان مقاله‌ای به نام «هنر دينى» بر آن افزوده است. مقاله‌ای شگرف و راهگشا که به‌رغم كوتاه بودنش، نشان دهنده درك درست او از مقوله‌های هنر و دين و چندوچون آميزش اين دو است. اين همه كار او در عرصه نمايش نيست. و از جلال ستارى در عرصه نمايش تاكنون بيش از ده جلد كتاب به چاپ رسيده كه شايد بهترين آن كتاب «آنتونن آرتو، شاعر ديده و صحنه تئاتر» باشد. در اهميت آرتو همين بس كه يگانه اثر نظرى او به نام «تئاتر و همزادش» را «عهد عتيق» نظريه تئاتر می‌دانند.
و جلال ستارى تنها كسى است كه شیفته‌وار همه همش را صرف شناساندن آرتو به جامعه تئاتر ايران كرده و از مهروموم‌ها پيش كه برگردان دو فصل از «تئاتر و همزادش» را منتشر كرده، به ترجمه آن همت گمارده است.
در زمينه فرهنگ هم قلم ستارى قلمى است ژرف و عميق. آن‌چنان‌که وقتى كتاب «دربى فرهنگى دولت» اش را می‌خوانی با منتقدى روبرو هستى كه اگر نامش را ندانى گمان می‌کنی با پژوهشگرى طرف هستى كه تمام عمرش را فقط و فقط صرف مطالعه در فرهنگ و وزارت فرهنگ صدسال اخير ايران كرده است منتقدى كه نگاه انتقادی‌اش نه تمجيدى است دربست از فعالیت‌های فرهنگى پيش از انقلاب و نه تكفير آن. در همين كتاب است كه ستارى درباره سير روشنفكرى در ايران و روشنفكران ايرانى نظرش را می‌گوید. چنان‌که پس از خواندن آن اين احساس به خواننده دست می‌دهد كه نويسنده شرح دردى كرده است با او در اين باب. جان‌مایه كلام ستارى در باب روشنفكرى را می‌توان از لابه‌لای حرف‌هایش در آخرين فصل اين كتاب شنيد. آنجا كه می‌گوید: «تحقير، روشنفكران مبارز ايرانى كه گاه بر زبان و قلم كسانى رفته است كه از دوردستی بر آتش داشتند و داخل گود نبودند، حاكى از بی‌خبری و خودشيفتگى آنان است. بيكارهاى سياسى دانشجويان زادبوم در داخل و خارج كشور با استبداد حکومت‌ها نبايد فقط بدين عذر و بهانه كه از فرط سياست زدگى، مجال انديشيدن فراهم نياورد و يا به اقتضاى الزامات زمانه بيشتر سياسى بود و نه مجاهدتى نظرى، ناديده و دست‌کم گرفته شود. بنابراين نظرات انتقادی‌ای كه در اینجا می‌آیند، ملاحظاتى از سر همدردى است و نه به مسأله پندآموزى.» او بحث خود را دراین‌باره با ذكر نكته بكرى از دوستش ايرج افشار ادامه می‌دهد و می‌گوید: «او می‌گفت كه در ايران غالباً دهن‌کجی به دولت، روشنفكرى محسوب شده است (زيرا به قول حسن مقدم «اغلب یک‌مشت آدم سرخورده و زخمى هستند كه از طرف دولت آزارديده اند) و معمولاً هر روشنفكر نيز چنين پنداشته است كه سخنى نظير سخنش را هیچ‌کس پيش از او به زبان نياورده و نياورده است . اين حكم با همه ايجازش، پرمعنى است و بنابراین بايد شكافتش».
يكى ديگر از آثار ارزشمند جلال ستارى، پژوهش‌های پرمایه‌ای است كه او درباره قصه‌های كهن فارسى انجام داده است. ستارى تابه‌حال تنها درباره هزارویک‌شب سه كتاب نوشته كه «افسون شهرزاد» مهم‌ترین و جامع‌ترین پژوهش دراین‌باره به شمار می‌رود.
ستارى خودش درباره قصه‌های هزارویک‌شب می‌گوید: «من در ژنو بودم كه اين كتاب به دستم رسيد و با خواندن قصه‌های هزارویک‌شب چنان شيفته آن شدم كه حالا و پس از ساليان سال هنوز احساس می‌کنم كارى براى آن مجموعه نکرده‌ام». البته اهميت كار جلال ستارى دراین‌باره وقتى بيشتر آشكار می‌شود كه بدانيم تعداد کتاب‌های دست اولى كه درباره هزارویک‌شب نوشته‌شده از شماره انگشتان يك دست هم تجاوز نمی‌کند. با اين حال ستارى درباره هزارویک‌شب نه جلد كتاب نوشته است كه هركدام از آن‌ها براى خوانندگان دریچه‌ای است به دنياى رنگارنگ و هزارتوی ادبيات كهن و میراث مكتوب فارسى.
يكى از مقوله‌های موردتوجه جلال ستارى «عشق» است و او تاكنون شش جلد كتاب دراین‌باره قلمى كرده كه معروف‌ترین آن «حالات عشق مجنون» است كه هیچ‌کس نمی‌داند چرا بعد از گذشت ده سال دوباره تجديد چاپ نمی‌شود. اين كتاب يكى از نایاب‌ترین كتب بازار كتاب است . البته آخرين كتابى هم كه قرار است از جلال ستارى روانه بازار كتاب شود «سايه ايزوت وشكرخندشيرين» نام دارد كه خودش می‌گوید در میان کتاب‌هایم حالات عشق مجنون و این كتاب آخر را خيلى دوست دارم».
رشته تحصيلى جلال ستارى در سوئيس ، روانشناسى تكوينى بوده و او به همراه كسانى چون محمدعلى اميرى، كاردان و منوچهر مركزى از شاگردان ژان پياژه بوده‌اند. جلال ستارى يكى از معرفان جدى «كارل گوستاويونگ» و روانكاوى او به فرهنگ ايران بوده است. مهم‌ترین كتابى كه او از يونگ ترجمه كرده ، كتاب «نمادهاى جان»، است كه هنوز پس از گذشت چهارده سال و بااینکه در فهرست کتاب‌های در دست چاپ ناشرى خوش‌نام قرار دارد، روانه بازار كتاب شده است.
ترجمه آثار يونگ باعث شده تا جلال ستارى تحت تأثير شديد او قرار بگيرد و این نكته را می‌توان در كتاب بازتاب اسطوره در بوف كورش ديد. اين كتاب را می‌توان حاصل رويكرد روانكاوانه يونگى نویسنده‌اش به معروف‌ترین اثر صادق هدايت دانست. ستارى در این كتاب می‌کوشد تا انگاره‌های مغشوش و باطل خوانندگان را نسبت به هدايت و بوف كور و رويكرد فرويدى سطحى به اين اثر را بزدايد و البته بديهى است كه كار او تنها يكى از رويكردهاى ممكن به اين كتاب است.
يكى از دغدغه‌های اصلى جلال ستارى كه می‌توان آن را در ميان بيشتر آثارش مشاهده كرد مسأله سنت و مدرنیته است كه سعى دارد در تضاد و چالش ميان اين دو مقوله بپردازد. او دراین‌باره درجايى می‌نویسد: «فقط «گذشته» نيست كه «آينده» وارد و بايد مدام تجديد و تكرار شود. البته «گذشته » چون غالباً داراى سبك و اسلوبی دلپذير و مأنوس و تاریخی شكوهمند و غرورآفرین و کیفیت هنجاری عالى است ، مورث اين ظن يا تصور و اعتقاد می‌شود كه پس، هدف بايد حفظ معمارى و سبك «فضا»سازى و شیوه تزئين قديم و به‌طورکلی آثار گذشتگان باکارهای والايى كه هنرمندان امروز با گوشه چشمى و يا نظرى عميق به سنت می‌کنند وخواهند كرد، گرچه بی‌گمان تشخيص ميان دوغ و دوشاب و درّ و خرمهره ، كار هركس نيست و بنابراین حكم و داورى دشوار است».
جلال ستارى ضمن اشاره به‌دشواری كار تشخيص و حفظ سنت‌های شكوهمند و غرورآفرين، خواهان نوآورى و طرح‌های نو است . كافى است مقدمه‌ای را كه بر نمایشنامه شازده كوچولو علی‌اصغر دشتى است بخوانيد تا پى به اين نگاه ببريد. علاوه براين نظر او درباره تجدد هم شنيدنى است. چنانچه در مقاله‌ای تحت عنوان «سخنى در سنت و تجدد» می‌نویسد: «هر دوره گهر به خود اعتماد و اعتقاد دارد پس حرفى براى گفتن دارد كه لزوماً تكرار گفته‌های پيشينيان نيست.

قطعاً طرحى نو درانداختن، جسارت می‌خواهد و امکان اشتباه و خطا هم هست. اما نوجويى لازمه پيشرفت در زندگی است و حتی حديث اسكندر را هم كه فسانه و کهن شده است ، بايد به سبكى نو باز گفت تا ملال نياورد و دل آزار نباشد».
يكى ديگر از معروف‌ترین كتب ستارى كتابى است كه او درباره زن در تاريخ ايران تحت عنوان «سيماى زن در فرهنگ ايران» نوشته است كه اغراق نيست اگر بگوييم از نادرترين کتاب‌های مرجع در مورد زن در فرهنگ ايران به شمار می‌رود. او خود دراین‌باره در جايى می‌گوید: «زن ازآن‌جهت براى من اهميت دارد كه در شرق ناقل فرهنگ است . بخش عمده آن چيزى كه فرهنگ می‌گوییم از مادرانمان به همه ما منتقل شده است ». علاوه براين ستارى معتقد است كه «سيماى زن به‌طورکلی در جهان تا تاريخى نه چندان دور، اندوه‌بار است و نقشی كه از او رقم خورده ، بدقواره وبى اندام است و حتی هنوز در بسيارى از آداب‌ورسوم ومعتقدات جارى، شريك مرد، پايگاهى درخور خود ، نيافته است و سبب عمده اين بيداد را نيز سيطره جهانى پدرسالارى دانستيم كه از روزگارى كهن، زن را در سایه انداخته وازمتن زندگى به حاشيه رانده است».
اين مقال كوتاه مجال مناسبى براى شناساندن جلال ستارى و تأثير شگرف و عمیق او بر گستره ادب و فرهنگ و هنرمان نيست. چه جلال ستارى و نوشتن درباره او هفتاد من كاغذ می‌طلبد وهفتصد ورق مثنوى. نوشته‌ام را گفته معروفى از رضا براهنى درباره او به پايان می‌رسانم. روزگارى براهنى گفته بود: «من و جلال ستارى پلى هستيم ميان شرق و غرب» به قول انوشيروان گنجى پور اگر اولى را به حساب اعتمادبه‌نفس مفرطش بگذاريم ، بدون شك دومى از تيزهوشى و نکته‌بینی هميشگى براهنى ناشى می‌شود. جلال ستارى نقطه تلاقى شرق است با غرب.
- این مقاله ابتدا در مجموعه «مهرگان» و در جشن‌نامه مشاهیر معاصر ایران به سفارش و دبیری محسن شهرنازدار تهیه و منتشر شده است. پروژه مهرگان در موسسه فرهنگی- مطبوعاتی ایران به انجام رسید؛ به معرفی نخبگان ایرانی متولد 1290 تا 1330 خورشیدی می‌پرداخت. بخشی از این پروژه سال 1383در قالب کتاب منتشر شده است.
-ویرایش نخست توسط انسان‌شناسی و فرهنگ: 138۶
- آماده‌سازی متن: فائزه حجاری زاده
- این نوشته خُرد است و امکان گسترش دارد.برای تکمیل و یا تصحیح اطلاعات نوشته شده، به آدرس زیر ایمیل بزنید:
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

بررسی انسان شناختی بازنمایی زن در ضرب المثل های کُ...
سیزدهمین نشست «شنبه‌های سینما و فرهنگ»: نمایش فیلم...

Related Posts