ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

مبانی فرا روان شناسی فروید در تابلوهای زنجیره‌ای مونه


تأملی در کتاب فروید در مقام فیلسوف: فراروانشناسی پس از لاکان نوشته ریچارد بوتبی، ترجمه سهیل سُمی، انتشارات ققنوس، 1384 کتاب فروید در مقام فیلسوف در پنج فصل نوشته شده ‌است. کتابی که در آن بوتبی آرام و به‌تدریج نظریات لاکان را به روانکاوی فروید پیوند می‌زند و نقاط مشترکی را بین آندو نشان می‌دهد که تنها پس از تصحیح بدفهمی‌ها از فروید آشکار می‌شود. تصحیحاتی که در واقع به توسط خوانش لاکان از فروید صورت می‌گیرد و بوتبی در کتاب خود در صدد شناساندن آنهاست. بنابراین شاید بتوان گفت که لاکان برای فروید نقش میانجیگری را دارد که از طریق وی به فرویدِ دور از بدفهمی می‌رسیم. اما اینکه به لحاظ فنی وتخصصی «فراروانشناسی» چیست و یا اینکه آیا اصلاً چنین نظریه‌ای که فروید قصد تبیین علمی آنرا داشت تا چه حد از مقبولیت علمی برخوردار است، بهیچ‌وجه مورد توجه این مقاله نیست. چارچوب کار ما نه دعوت به...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (65)


    داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی 5- پی‌آمد درد «اینکه انسان بتواند آگاهانه، بی‌ثبات بودن خود را درک کند، اینکه بتوانند بفهمد موجودی شکننده است و رابطه خود را با «دیگری» درک کند، همین سبب خواهد شد که اجازه ندهد ذهنش با تابویی هولناک مسموم و آکنده شود، تابوی درد و مرگ: این کار همچنین سبب می‌شود انسان بتواند تجربه‌های خود را از درد، از بیماری و از مرگ در زندگی خود جای دهد؛ این جای گرفتن تجربه‌های حیات می‌تواند به شیوه‌ای روشن‌بینانه انجام بگیرند و برای این کار انسان باید نوعی بی‌حسی در وجود خود را کنار بگذارد. این بی‌حسی است که با دستکاری‌های خود بر انسان سبب می‌شود وی آمادگی رودررو شدن با مرگ را همانگونه که هست، نداشته باشد.» جینا پین، نامه‌ای به یک ناشناس از دست رفتن مرزهای کالبدی که با رنج تجربه شده‌اند، برای نمونه در بیماری یا دردهای لجام‌گسیخته و زخم‌های برجای مانده...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (64)


  داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی « در برابر تخریب ناشی از نخستین موقعیت یعنی شکنجه، درمانگر تقریبا قدم به قدم، پویایی ِ بازسازی در موقعیت دوم، یعنی چارچوب درمانی را قرار می‌دهد». (1999، 169). هدف در اینجا آن است که بتوان از پاره‌پاره شدن وجود فرد به دلیل شکنجه و راهکارهایی که فرد بازمانده برای دفاع از خود یافته، گذر کرد و به وحدت وجودی «خود» در او رسید. در انتهای این مسیر درمانی، برخی از قربانیان می‌توانند بار دیگر کالبدی به موجودیت خود بدهند؛ می‌توانند وجود خود را بار دیگر احساس کنند و نه اینکه گرایش بدان داشته باشند که کالبد خویش را به مثابه یک جسد حس کنند. برای آنکه بدن بتواند پوستی را بر خود احساس کند که حامل یک هویت شخصی است و نه دیگر پوستی که رنج‌های پیوسته تهدید‌کننده رد پای خود را بر آن ترسیم کرده‌اند، مسیری طولانی باید طی شود. همین را...
ادامه خواندن

در سر نوزاد چه می گذرد؟


نوزاد انسان از همان ماه های آغازین زندگی تصور می کند، پیش دستی به خرج می دهد، به دسته بندی و محاسبه می پردازد، قوانین فیزیک را می شناسد و نشانه هایی از نوعی حس اجتماعی از خود نشان می دهد. این کشف که به میزان زیادی مرهون فنون نوین بررسی های تجربی است، درک ما از شناخت بشری را دگرگون می کند: محققان تا مدتها برای درک کودکان به مشاهده کنش های آنها بسنده می کردند. ژان پیاژه (1980- 1896) نیز برای اشاره به مرحله سنی 2-0 سال از عبارت "حسی- حرکتی" استفاده می کند. بررسی مفاهیم و اصول شناختی مخصوص کودکان بزرگتر بود. با اینهمه، اگرچه عملکردهای کودکان اغلب بسیار ناشیانه اند، اما پژوهشگران امروز دریافته اند تنها با این مشاهده می توان به سنجش هوش واقعی آنها پرداخت. برای ارزیابی هوش کودکان، باید به نگاه آنها نیز توجه کرد، به بیان دیگر به واکنش های دیداریشان به...
ادامه خواندن

کتابشناسی ژرژ باتای


ژرژ آلبر موریس ویکتور باتای ( Georges Albert Maurice Victor Bataille) : ( ۱۸۹۷ - ۱۹۶۲) از فیلسوفان فرانسوی و یکی از چهره های فکری و ادبی فرانسه در زمینه‌ی ادبیات، فلسفه، انسان شناسی، اقتصاد، جامعه‌شناسی و تاریخ هنر است. هسته ی اصلی نوشته های پر تعداد او را موضوعاتی چون اروتیسم، عرفان، حاکمیت و ... تشكيل مي‌دهند. در ميان آثار باتاي علاوه بر متون فلسفي، به چندين رمان و مجموعه شعر مهم و اثرگذار نيز بر مي‌خوريم. آثار ترجمه شده از این فیلسوف به زبان فارسی به ترتیب زیر می‌باشند: 1. باتاي، ژرژ:(1391) اقتصاد عام. ترجمه‌ي زهره اكسيري و پيمان غلامي،انتشارات به‌نگار 2. باتينينگ، فرد؛ باتاي، ژرژ؛ اشنايدر، استيون:(1392) نشانه‌هاي شر. ترجمه‌ي شهريار وقفي‌پور،انتشارات زاوش 3. ‍ باتاي، ژرژ:(1393) قهقه‌ي شهرياري، مقالاتي درباره‌ي سياست. ترجمه‌ي محدثه زا رع، پويا غلامي و ايمان گنجي‌پور، نشر چشمه 4. ‍‍ باتاي، ژرژ:(1393) ساختار روانشناسی فاشیسم ( به انضمام مقاله ی قدرت و...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (63)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی هرچند درمان ضروری است، اما لزوما و به سرعت به وسیله قربانی پذیرفته نمی‌شود. قربانیان شکنجه نیاز دارند ابتدا کاملا نسبت به مکان درمانی احساس امنیت کنند تا بتوانند سپس به درمانگران اعتماد داشته باشند. میان رفتارهای مخرب پیشین و فروپاشی هرگونه شأن انسانی در قربانی که با خشونت و اراده بی‌رحمانه جلادان در ایجاد درد، پدید آمده، و این توجه ناگهانی جدید و همدردی درمانگران برای مرهم گذاشتن بر دردها، تضادی مطلق هست. در اینجا برای قربانیان چیزی تقریبا غیر‌قابل درک وجود دارد. بنابراین قربانی نیاز دارد خاطره خشونت‌های پیشین را پشت سر بگذارد و دیگر به جهان با چشمانی آکنده از هراس نگاه نکند تا بتواند دوباره الفبای زندگی روزمره و بدون تهدید را بفهمد. درمان این قربانیان باید با احتیاط، نرم‌خویی، درک آن‌ها، گفتارها و رفتارهای بسیار آرامش‌بخش همراه باشد. بهره‌برداری از روش‌های روان‌شناسی برای کمک کردن به بازماندگان شکنجه ضرورت دارد...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (62)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی جان سالم به در بردن از شکنجه نوعی احساس مدیون بودن (و گناه) در فرد ایجاد می‌کند که به سختی می‌تواند از آن رهایی بیابد، همیشه این پرسش مطرح است که چرا من زنده‌ام، در حالی که بسیاری از دوستانم کشته شده‌اند؟ بنسایاگ می‌گوید: «به همین دلیل است کسانی که توانسته باشند از میان چرخ و دنده‌های این ماشین خُرد‌کننده زنده بیرون بیایند، بعدها، بسیار بیشتر از مرگ دوستانشان رنج می برند که در لحظه بیرون آمدن از زندان. در آن زمان، آن‌ها با زخمی روبرو هستند که شاید بتوان گفت کوتاه مدت است، نوعی احساس مدیون بودن که روزی، مثل روزهای دیگر، وقتی افسری می‌آید و اسم ما را از روی یک فهرست می‌خواند داریم. اما امروز وقتی دیگر در امنیت هستیم، این گونه زخم‌ها دوباره سر باز می‌کنند و دیگر هرگز بسته نمی‌شوند». بازماندگان بزحمت می‌توانند فکر کرده یا بر کارهایشان تمرکز کنند،...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (61)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی مرگ نیز می‌تواند به گونه‌ای رهایی تعبیر شود که دارای معنای ارزشمندی است، برای نمونه در نزد ی. بولی که می‌پذیرد قربانی شود تا مبادا زیر شکنجه در هم‌شکسته و دوستان خود را افشا کند. او در نوشته‌هایش در چندین صفحه تحمل‌ناپذیر تشریح می‌کند (56 و بعدی) که چگونه تلاش می‌کرد به محض آنکه نگهبانان دقت کمتری داشتند خودکشی کند. او بارها مچ دستان خودش را با یک تیغ بریده بود، خونریزی شروع شده و او خود را آماده مردن کرده بود اما خون بند آمده بود. در دفعات بعد عمیق‌تر مچ‌هایش را بریده بود اما دستانش هرچه بیشتر مقاوم می‌شدند. سپس تلاش کرده بود که رگ گردنش را بزند. « خواننده ممکن است فکر کند من دیگر دیوانه شده بودم. در حالی که چنین نبود : می‌توانم با اطمینان بگویم که هرگز کنترل خود را بر اعضایم از دست ندادم و هر حرکتی که...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (60)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی برای مقاومت دربرابر خشونت باید تهاجم را بیرون از «خود» نگه داشت و با آن وارد مبارزه شد بدون آنکه در دام [منطق] خشونت‌آمیزش افتاد. هرگونه اطلاعاتی که به صورت اتفاقی از شکنجه‌گران بروز کند نشانه‌ای امیدوار‌کننده است که می‌تواند به مقاومت درونی قربانی کمک کند زیرا به وی نشان می‌دهد که او در جهان تنها نیست و مبارزه در جایی دیگر ادامه دارد؛ نشان می‌دهد شکنجه‌گران کمتر از آنچه ادعا می‌کنند اطلاعات در دست دارند. م. بنسایاگ با جریان برق شکنجه می‌شود اما نمی‌توانند استقامت او را در هم‌بشکنند. ناگهان یکی از شکنجه‌گران به او می‌گوید: « مادر ق.!، فالاکا اسرار تو را نگه داشته و توهم اسرار او را؟» بدین ترتیب اینکه می‌فهمیدم او [فالاکا] دارد مقاومت می‌کند، اینکه می‌فهمیدم می‌توان در برابر شکنجه مقاومت کرد، در یک کلام، اینکه به یک نگاه جمعی برمی‌گشتم، سالن شکنجه و شکنجه‌گران را در دید من...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (59)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی مارچلو و مارن وینار، از آنچه بر سر [دوستشان] پپه، آمده حکایت کرده‌اند: او در زمانی طولانی شکنجه شده بود، به او گرسنگی و تشنگی داده بودند و ناچارش کرده‌‌ بودند مدت‌ها سرپا بایستاد. اما پس از دو هفته، وقتی تمام کالبدش از زخم و درد پوشیده شده، او احساس می‌کند که بدنش در حال جداشدن از اوست. در تاریکی سلول زندانش، ناگهان به شکلی کاملا واقع‌نمایانه، تصویر دوستان قدیمی‌‌اش را می‌بیند که به او نزدیک می‌شوند و او را تشویق می‌کنند که مقاومت کند؛ آن‌ها هر روز به دیارش می‌آیند و از او خبر می‌گیرند و به او دلداری می‌دهند. «پپه، با حضور وهم‌آمیز دوستانش [...] به فضایی بازی‌گونه دست می‌یابد که وحشت شکنجه شدن را در او به احساس مبارزه‌ای تبدیل می‌کند که سبب می‌شود بتواند در برابر فنون پیشرفته شکنجه‌گرانش، شکست‌ناپذیر شود (وینار، 1989، 63). در چنین موقعیت حادی، وحشت و هراس...
ادامه خواندن

روان‌شناسی توده‌‌ای فاشیسم (بخش اول)


ویلهلم رایش (Wilhem Reich) برگردان آرمان شهرکی کار درمانگری پیگیر و سنگین روی شخصیت انسانی به من آموخته که در قضاوتِ واکنش‌های انسانی باید سه لایه‌ از ساختارهای زیستی‌روانی biopsychicرا درنظر بگیریم. آنچنانکه در کتاب خود با عنوان تحلیل منش character analysisنیز گفته‌ام؛ چنین لایه‌هایی تجلّیِ طرز کار‌های سوا و مستقلِ توسعه‌ی اجتماعی هستند. در لایه‌ی سطحی، فردِ میانه‌حالی است که خوددار است مودب است عاطفی است و باوجدان. اگر این لایه با هسته‌ی مرکزی و طبیعیِ خود در تماسی بلافصل می‌بود؛ هیچ‌گاه شاهد یک تراژدی اجتماعیِ متعلق مربوط به حیوان، تراژدی‌ای به نام بشر، نمی بودیم. تراژدی آنجاست که چنین تماسی ایجاد نشده. این لایه‌ی سطحی از همکاری اجتماعی، با هسته‌ی زیست‌شناختیِ فرد در تماس نیست بلکه از طریق یک لایه‌ی دوم و واسط مشتمل بر رانه‌های حسادت، حرص، شهوانیّت، دیگر‌آزاری، و بی‌رحمی از لایه‌ی عمیقتر جدا شده است. این همان "ناآگاه" یا "سرکوب‌شده‌ی" فرویدی است؛و به زبان اقتصادی-جنسی...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (56)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور 4- درد و شکنجه: در ‌هم شکستن «خود» «ما تمام دردهایی که شاید یک جلاد بتواند برهرنقطه از بدنمان برانگیزد، به خیال آورده وسپس با قلبی اندوه‌بار‌، آن‌ها را پشت سر گذاشته و پذیرفته‌ایم.» رُنه شار برگرفته از «خواب مصنوعی» برانگیختن درد شکنجه یعنی اِعمال یک خشونت ِ مطلق بر دیگری؛ یک دیگری که از هرگونه قدرتی برای دفاع از خود محروم و کاملا در کف اختیار جلاد خود قرار گرفته. از این زاویه، شکنجه را باید سر‌گونه‌ای (سرنمونه‌ای) از قدرت بر یک جامعه یا بر یک شخص به شمار آورد یعنی «مستقیم‌ترین و بلافصل‌ترین شکل سلطه انسان بر انسان، یا همان جوهره اصلی ِ امر ِ سیاسی» ( ویدال ناکه، 1972، 13). شکنجه در پی فشار وارد آوردن بر قربانی خود با درد است، آن هم با شدتی روش‌مند که تنها مرزهای آن، جنون یا مرگ است. شکنجه، اشتغالی تمام وقت...
ادامه خواندن

درباره اميرهوشنگ مهريار


در هزارتوی روان! اميرهوشنگ مهريار آن‌قدر جوان است كه فراموش می‌کنم موهايش سفيد شده‌اند و ۶۸ سال سن دارد. حتى يادم می‌رود سؤال تكرارى «نظر شما درباره مرگ…» را از او بپرسم. به‌هرحال گفت‌وگو با اولين رئيس اولين مركز جمعیت‌شناسی ايران يكى از شیرین‌ترین خاطرات روزنامه‌نگاری من بوده است... - متولد ،۱۳۱۵ نقده ـ اخذ مدرك ليسانس ادبيات از دانشسراى عالى تهران ۱۳۳۷ ـ اعزام به انگلستان و اخذ مدرك دكترى روانشناسى تربيتى از دانشگاه لندن ۱۳۴۲ ـ اخذ مدرك فوق‌لیسانس روانشناسى بالينى از دانشگاه ادين برو لندن ۱۳۴۴ ـ دريافت مدرك فوق دكترى بهداشت روانى اجتماعى از دانشگاه هاروارد آمريكا ۱۳۵۱ ـ تأسيس و رياست اولين مركز جمعیت‌شناسی ايران در شيراز ۱۳۵۶ـ۱۳۵۳ ـ مشاور سازمان بهداشت جهانى در برنامه تنظيم خانواده و بهداشت كودكان جهان ۱۳۵۷ ـ مشاور سازمان بهداشت جهانى در برنامه مبارزه با بيمارى ايدز ۱۳۷۲ـ۱۳۶۱ ـ رئيس گروه جمعیت‌شناسی مؤسسه علمى پژوهشى سازمان مديريت و برنامه...
ادامه خواندن

ماخذشناسی در مطالعات خود و دیگری


  ارشیا کیوانفر تعریف و توصیف انسان از هستی خویش در جهان پیرامونش، فراتر از سطح نظری و فلسفی، اثری بنیادین بر نحوه کنش و واکنشهای انسانی دارد؛ بدیهی است که این تعریف نمی تواند بدون ارتباط با دوگانه خود/ دیگری باشد. فلاسفه و اندیشمندان بسیاری به پژوهش در حوزه نظری شناخت انسان از هستی خویش و در پی آن شناختش از هستی دیگران پرداخته اتد. فراتر از این، بازتاب این شناخت را می توان در حوزهای کاربردی تری همچون سیاست، زبان و گفتمان، هنر و ...نیز مشاهده کرد. فهرست ذیل بیانگر پاره ای از منابع و ماخذ مرتبط با این مفاهیم است. مشاهده متن کامل مأخذشناسی در فایل پیوست: references-in-self-and-others-studies
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (53)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور فروید این پرسش را مطرح می‌کند که چرا برخی از بیماران نسبت به «درمان» مقاومت می‌کنند و برغم کوشش‌های درمانگران خود، نشانگان بیماری را در خود تقویت می‌کنند. «هرگونه پیشرفت جزیی که ممکن بوده یا واقعا در نزد بیماران دیگر به بهترشدن وضعیت آنها یا از میان رفتن نشانه‌های بیماری منجر شده، در مورد این بیماران به جای بهبود درد، به وخیم شدن وضعیت‌شان در درمان رسیده است» (فروید، 1973، 222). این بیماران چنان به نشانگان دردمند بیماری‌شان چسپیده‌اند که یک غریق به جلیقه نجاتش می‌چسبد زیرا برای آنها این درد بهایی است که باید برای تداوم یافتن هستی خود و گره‌گشایی از تلاش‌های درونی خود بپردازند، گره‌ها و تنش‌هایی که به آن آگاهی ندارند. فروید درباره این بیماران از نوعی «احساس عذاب وجدان [سخن می‌گوید] که پاسخ خود را در بیماری می‌یابد و نمی‌خواهد از این مجازات [درد] دل بکند، زیرا...
ادامه خواندن

عشق و انقلاب


نمایشنامه نویسی در طول تاریخ دستخوش تحولات و دگرگونی های زیادی شده است. این تغییر و تحولات در دهه های مختلف به صورت اشکال و صورتهای متنوعی از وقایع تاریخی و ادبی و نیز ظهور گونه های نوین ادب فارسی به صورت بارز و نمایانی نشان داده شده اند.دوره ترجمه آثار نمایشی جهان، تغییر و تحولات ادبی گسترده و عظیمی را در عرصه نمایشنامه نویسی مخصوصا در نمایش ایرانی بوجود آورده است.اما آنچه محققان و بزرگان نمایشنامه نویسی به آن بیشتر پرداخته اند تحولات تاریخی واجتماعی در نمایشنامه نویسی بوده است.از طرفی ، نمایشنامه نویسی به عنوان گونه ای جدید و نوین نثر فارسی در قلمروی زبان و ادب فارسی با توجه به درون مایه های عاطفی متنوع، توجه بسیاری از مخاطبین را به خود معطوف کرده است و با ارائه آثار ادبی خود سهم مؤثرتری در بروز این دوره داشته اند. بنابراین شاید بتوان نمایشنامه ها را «تاریخ نوشته...
ادامه خواندن

تصویر شهر در ادبیات (2): داستان بلند بیگانه آلبر کامو


lتصویر شهر در ادبیات (2) داستان بلند بیگانه آلبر کامو هنگامی از شهر حرف می زنیم دقیقا از چه سخن می گوییم. از خانه ها و معماری آن ها، از خیابان ها و ماشین هایی که  با سر و صدا در خیابان ها در حال حرکتند یا از انسان هایی که سریع و بی تفاوت از کنار هم در طول پیاده روها  می گذرند. اما مکان هایی هم در شهر می بینیم که مردم روی صندلی ها در کنار هم نشسته اند و در حال گفت و گو و خوردن چیزی هستند، شاید منظورمان از شهر ارتباطات رو در رو و از نزدیک انسان ها باشد.  اما این موضوع را هم نمی توانیم نادیده بگیریم که شهر فقط مختص به ساخته های دست بشر نیست. ساخته های دست بشر سخت در طبیعت پیچیده شده اند.  شما در هر شهری قدم بزنید حتما متوجه آسمان آن نیز خواهید شد و مطمئنا...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (52)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور معنای عمیق درد از خلال پیچاپیچ‌ها و ابهام‌هایی می‌گذرد که خود رابطه فرد با جهان را تعیین می‌کنند. بخشی از وجود فرد به شدت در تمنای درمان است در حالی که بخشی دیگر از وجود او به درد وابسته است ولو آنکه او را به ستوه آورده باشد و این امر تا زمانی که راه سومی یافته نشود ادامه می‌یابد. بیمار که به نوعی از هم گسیخته است، در همان حال که مایل است از درد رهایی بیابد، اما ناخواسته در برابر این رهایی مقاومت می‌کند. ث.رابتو (1986) موضوع را در این جمله از زبان بیمار خلاصه می‌کند: «به من کمک کنید از این درد که آزارم می‌دهد خلاصم کنید، اما بگذارید برایم بماند که احساس بودن کنم». [گاه] وقتی پزشک به بیماران رضایت خود را از پیشرفت مداوای آنها اعلام می‌کند، برخی از آنها نگران و پریشان می‌شوند. گاه نیز آنها...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (51)


  داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور درد درد گاه نشان دهنده تداوم یک پیوند است، حافظه‌ای که زخم خود را بر بدن وارد کرده ولو آنکه فرد شرایط پدیدار شدنش را از یاد برده باشد. درد با رویدادی مهم و حتی ضربه‌ای سخت تغذیه می‌شود، رویدادی که مرزهای قابلیت نمادین بدن را پشت سر گذاشته باشند و در کالبد فرد چون تکه چوبی که در پوست گیر کرده و دائم درد ایجاد کند. چنین زخمی مرتب بقایای دردهای قدیمی را به یاد می‌آورد، به قول فروید [آن‌ها را احیا می‌کند] که درباره هیستری‌ها می‌گفت، ردپای زنده‌ای هستند از حادثه‌ای که پایان نمی‌یابد. پناه بردن ناخودآگاه به دردی که زندگی انسان را تباه می کند راه گریزی است برای فرار از یک دوره‌ هراسناک از تاریخ زندگی خود یا از دوره‌ای بلند که زخمی التیام ناپذیر بروجود او زده است. و در همین حال درد، بدون آن‌که فرد...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (49)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور سیمون، خانم کارمندی در شهرداری و 34 ساله مشکلات [بیمار] مختلفی پیدا می‌کند. او سال‌هاست که زیر فشار و اضطراب و افسردگی در زندگی‌اش قرارد دارد. همسر وی، با دردسرهای حقوقی زیادی مواجه شده بود که ظاهراً عادلانه نبودند و این موضوع خانواده آن‌ها را به شدت مقروض کرده بود، و به تازگی توانسته بودند با یک کمک بانکی از این وضع خارج شوند. اما آنها تقریباً همه‌چیز خود را از دست داده‌اند. او با احساس شرم و بی‌آنکه زیاد بر این موضوع تأکید کند به سوء استفاده جنسی پدرش از او که تصورات کودکی‌اش را «خُرد کرده» صحبت می‌کند و به «ضربه‌ایی» که تجربه کرده اشاره می‌کند. همسرش هم در این مورد وضعیت بهتری ندارد: «ما در ابتدا [ی ازدواج] مشکلاتی در روابط جنسی داشتیم. اما صبر کردیم تا مسئله حل شود. اما مشکل حل نشد. و مسائل زیادی که بعداً...
ادامه خواندن