ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انسان‌شناسی درد و رنج (47)


برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور ترجمان درد در بدن، یعنی در رابطه با جهان، رنجی است که نمی‌توان آن را به بیان درآورد. فروید می‌گوید در معالجه الیزابت از دردهای او همچون یک  "قطب‌نما" استفاده می‌کرد. «اگر او بدون آنکه دردش قطع شود، ساکت می‌شد، متوجه می‌شدم که همه چیز را نگفته و اصرار می‌کردم که ادامه بدهد. «فروید با پرسش درباره این «همراهی معنایی» معتقد بود که بخشی از درد دارای منشأ ارگانیک و در نتیجه تغییرات یبک (روماتیسمی) در ماهیچه‌ها، تاندون‌ها ناشی می‌شد. این بخش بسیار بیشتر در بیمار دارایاختلال روانی تا بیمار عادی، احساس می‌شد. بخش دیگری از دردها ظاهراً حاصل بازگشت رنج‌های قبلی بود، نمادی حافظه‌ای از دوره‌های سخت درمان بیمار، همه چیزهایی چه جایگاه بزرگی را در زندگی بیمار ما به خود اختصاص داده بودند. شاید هم دردهای دارای ریشه ارگانیک بعدها در جهت اختلال روانی تشدید شده بودند. بعضی از اشکال درد پس...
ادامه خواندن

بررسی بهداشت روان در گفتگو با دکتر احمد محیط


دکتر احمد محیط، روانپزشک، را بسیاری که دغدغه کار سیستماتیک برای سامان دادن به بهداشت روانی دارند یا با مدیران ایرانی سازمان جهانی بهداشت آشنا هستند، می‌شناسند. او که در سال 1322 در کرمان به دنیا آمده و در سال 1340 وارد دانشکده پزشکی تهران شده، از معدود مدیران ایرانی سازمان بهداشت جهانی در سال های اخیر است و در دوران تصدی مسئولیت‌های خود در این سازمان خوش درخشیده است. او در سال 1347 درجه دکترای پزشکی خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد. او در سال 1351 برای اخذ تخصص به امریکا رفت و تخصص خود را در رشته روانپزشکی از دانشگاه تمپل دریافت کرد. آنگاه در سال 1357پس از دریافت فوق تخصص رفتار درمانی و یک سال کار در دانشگاه تمپل به ایران بازگشت. در دهه 1360 همزمان رئیس انستیتو روانپزشکی تهران و مدیر گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود و در این موقعیت به ادغام بهداشت...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (46)


  داوید لوبروتون برگردان ناصرفکوهی و فاطمه سیارپور سازگاری کالبدی [با درد] که فروید به آن اشاره می کند، پی‌آمد قدرت نمادینی است که به موقعیت کالبدی تعیّن می‌بخشد. کالبدی شدن اغلب نوعی معنا‌یافتن است (لوبروتون، 2008 الف) که خود گویای قابلیت نفوذ دوجانبه میان کالبد و معناست. انسان گاه ناخود‌آگاه دست به مبالغه در دردهایش می‌زند، دردهایی که بدون آن‌ها زندگی کردن برایش ناممکن است: برای نمونه وقتی می‌خواهد یک زخم قدیمی دوران کودکی یا هر دوره دیگری را التیام ببخشد یا جایگاه خود را در یک نظام از روابط را حفظ کند، اغلب گرایش به آن دارد که درباره دردهایش اغراق کند. این دردها برای او نوعی پیوند با جامعه به شمار می‌آیند، ولو آنکه همراه با تلاش بسیار برای رسیدن به التیام باشند. یک رنج مبهم و فراموش شده بدین ترتیب برای به بیان درآمدن مشروعیت می‌یابد و از این راه به زندگی سازمان داده و نوعی...
ادامه خواندن

معرفی و خلاصه کتابِ مردان و پسران


کانل یکی از صاحبنظران حوزه مطالعات جنسیت است که بر خلاف نظریه‌های پیشین در این حوزه، به مطالعه یکی از دو گروه جنسی زنان یا مردان به طور جداگانه نمی‌پردازد و معتقد است تعاریف متفاوت موجود از زنانگی در تعامل و تقابل با تعاریف متنوع از مردانگی که در زمان‌ها، مکان‌ها و فرهنگ‌های مختلف برساخته می‌شوند، در یک نظم جنسیتی قرار می‌گیرند. رهیافت او به علت ادغام مفاهیم پدرسالاری و مردانگی در یک نظریه فراگیر در مورد روابط جنسیتی، نفوذ زیادی در جامعه‌شناسی داشته است(یعقوبی،197:1393). کتاب «مردان و پسران»، رویکردی کل‌نگر دارد که مباحث نظری و عملی را از سطح فردی تا سطح جهانی در ابعاد تاریخی و اجتماعی دربرگرفته است. این کتاب در پنج بخش و 12 فصل تدوین شده و پس از طرح مفاهیم، پیشینه و چارچوب نظری در بخش اول، به مساله جهانی‌شدن در بخش دوم و با استفاده از روش‌های مردم‌نگارانه، مصاحبه و مطالعه تاریخ زندگی...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (44)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور ث. درونزیه از پایان زندگی دیدیه در بخش همراهی با بیماران در آستانه مرگ، روایت می‌کند. دیدیه مبتلا به یک بیماری پوستی وحشتناک است (میکوس فونگویید) تمام بدنش از جوش‌های زخمی و چرکی پرشده است. برغم استفاده از داروهای ضد درد قوی، پانسمان او بسیار طولانی و بسیار دردناک است. دیدیه، باستان‌شناس بوده و در ماموریت های حفاری به یادماندندنی زیادی شرکت داشته است. یکبار هنگام هیپنوتیسم (خواب مصنوعی)، درمانگر از خاطرات او در میدان حفاری استفاده می‌کند تا او را از لحاظ ذهنی در میان صخره‌ها و چشمه‌های خُنک بگرداند، در میان شگفتی‌‌اش از کشف‌های جدید. بدین ترتیب دیدیه رفته‌رفته درد را از یاد می‌برد. او روز به روز تجربه قوی ِ روزهای حرفه‌ای ِ لحظات خوشبختی زندگی‌اش را دوباره تجربه می کند (Deronzier, 2007, 161) با کمک فنون تغییر ِ معنای تجربه [زندگی] نظیر خواب مصنوعی، آرامش‌بخشی، شادمان گردانی (سورفولوژی)...
ادامه خواندن

کرگدن پریم/ فلسفیدن و پرسشگری


محمدمنصور هاشمی تراشیدن خویش برای کشف آن مجسمه ماندگار به یک معنا انسان از کودکی پرسشگری می‌کند و از قضا بخشی از پرسش‌هایی که کودکان می‌کنند به معنایی پرسش‌هایی فلسفی است. پرسش: آیا راه دیگری برای رسیدن به خودآگاهی جز فلسفه وجود دارد؟ بستگی دارد به این‌که منظورمان از «خودآگاهی» چه باشد، همچنان‌که بستگی دارد به این‌که منظورمان از «فلسفه» چه باشد - و البته که بحث فلسفی دقیقا از همین تلاش برای روشن‌تر کردن «منظور»ها و بررسی امکان شناخت و پدید آوردن امکان مفاهمه آغاز می‌شود - روزگاری معنای «فلسفه» چنان عام بوده که کم‌وبیش تمامی معارف بشری را دربرمی‌گرفته است، امروزه که علوم مختلف و از جمله علوم انسانی از ذیل عنوان کلی «فلسفه» خارج شده‌اند، فلسفه معنایی مضیق‌تر و گستره‌ای محدودتر دارد. اکنون حوزه‌هایی از شناخت هست که به‌طورمستقیم ناظر به شناخت انسان است اما فلسفه به معنای رایج محسوب نمی‌شود. به این ترتیب بستگی دارد وقتی...
ادامه خواندن

درماندگی و اخلاق: تاملاتی پیرامون وظیفه روان کاوی (قسمت دوم )


نویسنده : پیتر ویدمر انسان چطور درماندگی را می بیند؟ فروید صحبت از تروما می کند. فروید سوال می کند که هسته مرکزی یک موقعیت ترس چیست؟ پاسخ به احتمال زیاد، تصورهای دنیای بیرونی ما در مقایسه با حد و اندازه اش است. اعتراف به درماندگی در مورد این خطر. فروید اینجا از یک موقعیت تروماتیک صحبت می کند. ما باید اینجا متوجه این باشیم که قدرت من خیلی کم است، چون خطر خیلی بزرگ تر است و من ابزار مقابله با آن را ندارم. چیزی که فروید به این شکل می گوید آیا واقعا یک تجربه است؟ آیا مفهومی نظری است یا نه، واقعا تجربه شده است.چیزی که انسان حس می کند، شکست و ناتوانی است. حس این که هیچ ارزشی ندارد، حس هیچی بودن، حتی حس خجالت، حس این که نمی داند مسیر کجاست، جهت زدودگی، و به خصوص ترس. آیا ترس علامت درماندگی نیست؟ می توانیم بگوییم...
ادامه خواندن

درباره "برادرم خسرو" (قسمت دوم)


تحلیل روان شناختی ستیز با پدر نویسنده : سینا امینی مقصودبیگی خسرو فردی است که در کودکی آسیب فراوانی داشته است. ناهید به گونه ای جانشین مادر برای اوست. از او مراقبت می کند، رفتارهای بیمارگونه اش را دلسوزانه تحمل می کند و خسرو معشوق وار او را دوست دارد و او را تنها برای خود می خواهد و به شیدا حسادت می کند. از پایان گریزان است. شاید به این علت که این امر اضطراب جدایی و اضطراب از دست دادن را در او دامن می زند. دیدن سریال های تلویزیونی که تمام نمی شوند او را آرام می کند. دیدن تصویر، تصویری که به دلیل تمام نشدن و حضور دائمی آن اتصال دائم به یک موضوع عشق را به گونه ای رمزی بازآفرینی می کند همان طور که در مراحل ابتدایی تحول روانی ارتباط مادر و کودک از طریق نگاه و تصویر است و این تصویر مادر و...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (43)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار‌پور در روایت سولژه نیتسین، دیومکای جوانی که مبتلا به سرطان است، درد زیادی در پا دارد. اما موقعیت اطراف، چند لحظه سبب می‌شود دردش را «فراموش» کند. او در راهروی بیمارستان با «آسیا» روبرو می‌شود به سرعت به او می‌‌گوید چقدر از رقصیدن احساس خوشبختی می‌کند. دیومکا از پای خود با او صحبت می‌کند و می‌گوید جراحان اصرار دارند عملش کنند. آسیا می‌گوید: «یعنی چه؟ پایت را قطع کنند؟ دیوانه شده‌اند؟ حاضر نیستند معالجه‌ات کنند! بهتر است آدم بمیرد که پا نداشته باشد، می‌فهمی چه می‌گویم؟ می‌توانی تصور کنی مثل یک آدم علیل زندگی کنی؟ زندگی برای آن است که از آن لذت ببری» و دیومکا به خود می‌گوید، آسیا حق دارد، «آیا می‌شود با چوب زیربغل خوشبخت بود؟ مثلاً الان کنار او نشسته، حالا باید با چوب‌های زیربغلش چه بکند؟ و با این پای خودش حتی نمی‌تواند یک صندلی بیاورد و...
ادامه خواندن

درماندگی و اخلاق: تاملاتی پیرامون وظیفه روان کاوی (قسمت اول)


نویسنده : پیتر ویدمر درماندگی برای روان کاوی اهمیت بسیار زیادی دارد. برای درماندگی در زبان آلمانی واژه ای است (Hilflosigkeit ) که دارای معانی مختلفی است. فروید در این مورد مطلب های زیادی نوشته است و ما می توانیم دلیل هایی که او را به این نتایج رسانده، از هم تمیز و تشخیص دهیم. زمینه های مختلفی را می توانیم ببینیم که درماندگی در آنها خود را نشان می دهد. فروید برای درماندگی سه دلیل را بیان می کند، زیست شناسانه، فیلوژنیک و روان شناسانه. دلیل اول که زیست شناسانه است، زایش زود هنگام انسان است. انسان تا مدت ها وابسته به رسیدگی دیگران است. افرادی که از کودک مراقبت می کنند، از طریق رسیدگی به او قدرتی می یابند. دلیل دوم، مساله دیگری را مشخص می کند، مساله عجیب و غریبی که با سکسوالیته در ارتباط است. سکسوالیته در مورد انسان دو زمانه است. زمان اول، مربوط به...
ادامه خواندن

پرونده شخصیت/ راسکولنیکف


هومان دوراندیش تئوری بی‌آزمون راسکولنیکف او قصد داشت از اخلاق متعارف فراتر رود و با نوعی خودآیینی، در زندگی‌اش اخلاقی فضیلت‌محور بنا کند، اخلاقی که پاره‌ای اعمال به ظاهر غیراخلاقی را برای عاملان و فاعلان خاصی مجاز می‌داند؛ راسکولنیکف چنین رویایی داشت در ستایش رمان «جنایت و مکافات» نویسندگان بسیاری بسیار نوشته‌اند. پس اجازه بدهید این یادداشت به جای اینکه صرف تحسین رمان عمیقا روانکاوانه و انسان‌شناسانه‌ داستایفسکی شود، مصروف پرداختن به مهم‌ترین ایراد رمان شود؛ قتلی که رادیون رومانویچ راسکولنیکف مرتکب شد، اگرچه در خشم او از عادلانه نبودن کار دنیا ریشه داشت، ولی صرفا محصول خشم نبود. قتل پیرزن نزول‌خوار، متکی به استدلال و از نظر راسکولنیکف کاملا موجه بود. راسکولنیکف روزهای روز در اتاق کوچکش به ضرورت این قتل سگالیده بود و در توجیه آن استدلالی محکم و متقن برای خودش فراهم کرده بود. در واقع او در خلوت خودش به خیر و شر افکارش اندیشیده بود...
ادامه خواندن

درباره "برادرم خسرو" (قسمت اول)


  تحلیل روان شناختی ستیز با پدر نویسنده : سینا امینی مقصودبیگی یکی از خاستگاه های شکل گیری شخصیت مطابق نظریه روان کاوی علاوه بر پیش آمادگی هایی که فرد با خود به گونه ای ژنتیک به همراه می آورد از رهگذر نوع رابطه هایی است که در کودکی با افراد مهم زندگی تجربه کرده است. کودکی درمانده و ناتوان که در ابتدا در وحدتی جسمانی و روان شناختی با مادر زاده می شود و کم کم فرد دیگری به نام پدر، یعنی موجودی به مانند مادر همه توان از دیدگاه کودک به این رابطه دوگانه ورود می کند و ورود او جدایی دردناکی را برای کودک رقم می زند. جدایی ای که زمینه ساز و لازمه خروج کودک از عرصه طبیعت و ورود او به عرصه فرهنگ و جامعه است که این تحول خود از رهگذر چشم پوشی از میل به وحدت با مادر، پذیرش جایگاه پدر و همسان...
ادامه خواندن

«بدون تماشاگر خوب سینمای خوب وجود ندارد»


گفتگوي محمد حقيقت با عباس کيارستمي درباره ي « طعم گيلاس» ( چهاردهم شهريور هفتاد و شش - پاريس ) توضيح: فيلم طعم گيلاس بعد از به دست آوردن نخل طلا (جشنواره کن 1997) در26 نوامبرهمان سال در فرانسه به نمايش عمومي در آمد. کمپاني ( سي بي 2000) پخش کننده فيلم يک پرونده ي مطبوعاتي درست کرد وازمحمد حقيقت خواست گفتگوئي با عباس کيارستمي درباره فيلم ترتيب دهد. ترجمه ي اين گفتگو از فرانسه به فارسي توسط سعيد نوري انجام شده است. عباس کيارستمي درخواست کرده بود اين شعر خيام درپرونده ي مطبوعاتي چاپ شود. اي بس که نباشيم و جهان خواهد بود     ني نام زما و ني نشان خواهد بود زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل          زين پس چو نباشيم همان خواهد بود محمد حقيقت: عنوان فيلم شما،«طعم گيلاس» چه معنايي دارد؟ عباس کيارستمي: من به سه عنوان مختلف فکر کرده بودم:...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (41)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور مشاهدات بالینی نشان می‌دهد که بنابر کیفیت رابطه میان پرستاران یا نزدیکان بیمار با او، بنابر ساعت‌های مختلف روز، بنابر اطلاعاتی که یک فرد درباره وضعیت خود دریافت می‌کند، اینکه آیا درد او جدی گرفته می‌شود یا نه، بیمار به صورت‌های متفاوتی رنج خود را تجربه می‌کند. شب‌ها، حساسیت‌ها و اضطراب‌ او را افزایش می‌دهد و اگر همراه دلسوزی در کنار بالینش باشد، این رنج کاهش می‌یابد. نوازش دستی بر پیشانی، بر زبان آوردن جمله‌های آرامش‌بخش به همان اندازه مؤثر هستند که داروهای مسکن، هرچند نمی‌توانند جایگزین این داروها شوند. به همین ترتیب، منابعی که هر شخصی در تخیل خود دارد، قابلیت اندیشیدن به چیزهایی دیگر، قدرت شخصیت او، همگی بر نوسان درد تأثیر دارند. به محض آنکه بیمار، به جای تمرکز بر خود، به موضوع دیگری بپردازد، احساس درد کاهش یافته یا فراموش می‌شود. برعکس، هر اندازه بیمار بر درد خود...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (40)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار‌پور در زمینه درمان درد چنین فنونی می‌توانند در آرامش فرد، بهبود سوختگی‌ها، کاهش درد دندان، دردهای ناشی از سرطان یا اثرات معالجه به رادیوتراپی و شیمی درمانی، درد در اعضای قطع شده بدن، سندرم مزمن، فیبرومیالژی، دردهای سرکش، میگرن‌ها، مؤثر باشند (سالم، بُن‌ون، 2007). این روش هم چنین امکان می‌دهد که در هنگام اعمال جراحی درد را کاهش داد و یا بیمار را بی‌حس کرد، یا آستانه تحمل را بالا برد، خستگی را کاهش داد و حساسیت و شدت دریافت‌های بیرونی را کمتر کرد. هم چنین استفاده از خواب مصنوعی کافی است تا سوختگی‌ها تزریقات را قابل پذیرش کند ... [1] به نظر ژانه، چه در زمینه هیستری و چه در زمینه خواب مصنوعی، سوژه به تجربه‌ای می‌رسد که در آن موقعیت‌های متفاوت ذهنی خویش را از یکدیگر جدا می‌کند. بیمار حوزه‌های متفاوت شناخت خود را از یکدیگر متمایز می‌کند بدون آن...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (39)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور بی‌حرکتی، تن‌آسایی، بسته بودن نسبت به جهان بیرونی همراه با نوعی فعالیت فکری متراکم اما متمرکز بر وجهی خاص در تاریخ شخصی فرد مشاهده می‌شود. هیپنوتیزم (خواب مصنوعی) به درمانگر امکان می‌دهد که به صورتی عمیق احساس درد خود را با استفاده از نرمش ماهیچه‌ها، کاهش، بی‌حسی، تعمق در حس‌هایش، سخن گفتن درباره دردش و همچنین با تغییر روحیه و رویگرداندن از دغدغه درد آن را کاهش دهد. این روشی است که به صورت خاص به کار گرفته می‌شود تا بتوان خود و شرایط خویش را باز آفرینی کرد، این روش امکان می دهد که به مرکز احساس‌ها راه یافت و معنی آن‌ها و شدت‌شان را تغییر داد، تا بتوان خاطراتی را که در درون انسان دفن شده اند بازگرداند و بر آن‌ها کارکرد. القا از طریق خواب مصنوعی را می‌توان با توجه به شخصیت سوژه تا بی‌نهایت تغییر داد. براساس درجه...
ادامه خواندن

سیرینگار رس (Sringara Rasa)


مقدمه: یکی از مهمترین علوم انسانی در هند باستان بررسی حالات و روابط بین آدمیان بوده که در زبان سانسکریت به آن رس Rasa گفته می شود ,رس در واقع اشاره به جوهر , اساس و ماهیت هر شخص و هر چیز دارد.در هنر هندی و زیبایی شناسی آن این مفهوم در حقیقت دال براشارات ضمنی و معنی دار که در هنرهای دیداری مانند نقاشی و حکاکی ,شنیداری مانند موسیقی و خواندنی مانند ادبیات و شعر که باعث برانگیخته شدن احساسات خواننده , بیینده و شنونده می شود و آن ها را متاثر می کند ,می باشد.از اولین کتبی که در هند باستان مفهوم رس را توضیح داده اند کتاب ناتیاشاسترا Natya Shastra است که درباره هنرهای نمایشی هندی مانند رقص ,تاتر و موسیقی می باشد,در این کتاب مفهوم رس را این گونه تفسیر کرده اند :رس در واقع بیان و انتقال احساسات و حالات در هنرهای نمایشی و در...
ادامه خواندن

نگاهی به کتاب جنسیت سایکوپات


مریم نورایی نژاد نگاهی به کتاب جنسیت سایکوپات ساختارهای اجتماعی چگونه باعث تشدید اختلالات سایکوپات می­شوند؟ ممکن است در زندگی روزمره­؛ در میان همکاران، دوستان، آشنایان و حتی افراد خانواده­ بارها با مواردی مثل اینکه کسی احساس بیش از حد ارزشمند بودن دارد، به شدت خودمحور است، احساسات و هیجاناتی سطحی و زودگذر دارد و در فعالیت­های تیمی و اجتماعی حس همدلی را منتقل نمی­کند، روبرو باشیم. کسی که چنین رفتاری دارد، مثل ما، دارای زندگی روزمره عادیست و خیلی کمتر از ذهنمان می­گذرد که چنین رفتارهایی نشانه یک اختلال شخصیتی باشد که و در بسیاری از موارد نیازمند درمان است. این افراد در اصطلاح روان­پزشکی «سایکوپات» Psychopath نامیده می­شوند. اصطلاح سایکوپات در قالب تعبیر علمی و دقیق، اولین بار توسط هروی کلکلی Hervey Cleckley در سال 1941 و در کتاب The Mask of Sanity به کار رفت. او در این کتاب به تحلیل این نکته ظریف پرداخت که قرار...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (37)


داوید لوبروتون، برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور تأثیر این داده‌‌ها براحساس درد به بهترین شکلی در چیزی که پزشکی بدان نام اثر پلاسبو، را می‌‌دهد، مشهود است (بشر، 1959؛ لوموآن 1988). پلاسبو در حدود 35% از بیماران که از درد رنج می‌‌برند به کاهش درد منجر می‌‌شود. در حالی که مورفین در 75% از آن‌ها مؤثر است. در رویکردی عمومی نیز مطالعاتی که با روش دو مجهولی به انجام رسیده‌اند نشان می‌‌دهند که پلاسبو در مقایسه با سایر داروها دارای کارایی 50 درصدی است. در این زمینه انتظاراتی که درمانگران دارند به همان اندازه اهمیت دارد که انتظارات بیمار. به عبارتی هرگونه دخالت درمان‌گرانه به صورت بالقوه به رویکردهایی بستگی دارد که نسبت به آن وجود دارد. شیوه‌ای که در درمان انجام می‌‌گیرد به نوبه خود بر تأثیرگذاری روش‌‌های به کار برده مؤثر است. البته کاهش درد به وسیله پلاسبو نافی شدت و واقعیت دردی نیست که بیمار تحمل...
ادامه خواندن

رنج مقدس در سایه هشیاری برتر (1)


  ربکا اشتاین / انتخاب و برگردان فریبا جان نثاری مذهب ابعاد مختلفی داشته که یکی از آن‌ها بعد تجربی آن است. یعنی مواجه شدن با واقعیتی مقدس که از تجربه‌های روزمره‌ی ما فراتر می‌رود. تجارب دینی بشدت روی احساسات انسان‌ها تاثیر می‌گذارند. از داشتن احساس خوشبختی گرفته تا بصیرت داشتن. این حالات ذهنی که از دیگر حالات عادی ذهن متفاوت‌اند، هشیاری برتر1 نامیده می‌شوند. از طریق این حالات است که پدیده‌ها و قدرت‌های فراطبیعی خود را نشان می‌دهند. در واقع باورهایی که در ذهن انسان‌ها بوده و انتزاعی‌اند به تجربه‌های زیسته تبدیل می‌شوند. تغییراتی که در حالت ذهنی هر فرد موقع هشیاری برتر رخ می‌دهد از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت تفسیر می‌شود. به عبارت دیگر، فرهنگ بر تجارب ما معنا می‌گذارد. مثلا خوردن یک نوشیدنی الکلی برای همه به یک شکل است اما هر کس اثر آن را یک جور تفسیر می‌کند. یک نفر می‌گوید: انگار یکم زیادی خوردم!...
ادامه خواندن