ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

معرفی کتاب «تک نگاشتهای محله ای»


بررسی کالبدی فضا بدون در نظر گرفتن محتوای اجتماعی و بازنمایی هایی که شهرنشینانش از آن دارند میسر نخواهد بود. شهر در واقع یک صورت فیزیکی است که با کنش جمعی معطوف به پدیده های بازنمایی ساخته می شود. مجاورت مکانی گروههای اجتماعی این لزوم را ایجاد کرده که به مطالعه ی روابط میان فضاهای فیزیکی و گروههای اجتماعی پرداخته شود. زندگی در شهر، آن هم در مادرشهری مثل تهران، دلمشغولیهای متناوبی را برای کارشناسان، صاحب نظران و شهروندان متعهد به همراه دارد. بی گمان تعلق خاطر در هر دسته، با خواستها و نشانه های مختلفی بیان میشود. دسته ای برنامه ریزی ها و سیاستگذاریهای خود را منوط به بهره گیری از تمامی امکانات و تسهیلات شهری میدانند؛ دسته ای دیگر خواهان به کارگیری دانش و مهارتهای نوین و اصیل هستند و گروهی، در میان و یا در گذر از این دو دسته، چشم بر سهیم شدن در سرنوشت خویش...
ادامه خواندن

روایتی کوتاه از زندگی زنان بلوچ





نمی‌دانستم که مواجهه‌ی زنان بلوچ با ما، دو دختر دوچرخه‌سوار در میانه‌ی سفری طولانی، چه طور خواهد بود. امیدوار بودم زنان محلی با دیدن ما روی دوچرخه، مشتاق گفت‌وگو و پرسش از سفر و مخاطرات آن شوند و من نیز فرصتی بیابم تا از دنیای آن‌ها باخبر شوم،‌ دریابم که زندگی خود را چگونه می‌گذرانند و رابطه‌شان با کودکان‌شان، مردان‌شان و طایفه‌شان چه اندازه با تصورات‌ام می‌خواند. همین هم شد. پذیرای‌مان شدند، به‌گرمی و با مهمان‌نوازی. و هر چه بیش‌تر با آنان در ارتباط قرار گرفتم متوجه شدم چنان که بایدوشاید چیزی از دنیای زنانه‌شان نمی‌دانم و بیش‌تر و بیش‌تر گوش سپردم به روایت زندگی‌شان، آداب‌ورسوم‌شان، شادی‌ها و درد‌هاشان. نوشته‌ی پیشِ رو نیز روایت من است از گفت‌وگوهایم با زنان بلوچی‌ که در روستاهای هرمزگان و سیستان و بلوچستان، از جاسک تا چابهار و نیک‌شهر، مهمان‌شان بودیم. اشاره‌هایی از دریا غروب بود که وارد روستا شدیم. زنان مشغول پخت نان...
ادامه خواندن

شادی، حقیقتی فراموش شده در هیاهوی زندگی اجتماعی کودکان


دو سالی است که به دلیل تحصیل فرزندم در یکی از دانشگاههای دولتی به مرکز کلانشهر تهران کوچ کرده ایم و در آپارتمانی سکنی گزیده ایم. از مهر ماه و زمان بازگشایی مدارس، هنگام صبح کوچه پر از اتومبیلهای سرویس ایاب و ذهابی میشود که فرزندان همسایه ها را به مدرسه شان می برد. انگار انتقال بچه ها با سرویس به مدرسه مُد شده است؛ در حالی که در محله های نزدیک آپارتمانمان چند مدرسه دخترانه و پسرانه وجود دارد، ولی هیچگاه در کوچه مان ندیدم که مادر یا پدری دست فرزندش را گرفته باشد و کیف به دوش، فرزندش را به مدرسه ببرد. ساعت 6:30 صبح هنگامی که لباس می¬پوشم و از درِ آپارتمان بیرون می¬آیم. قبل از من پسر 7 ساله واحد روبرویی¬مان از درِ واحدشان بیرون می¬آید و من گاهی او را از چشمی تعبیه شده روی درِ ورودی آپارتمان¬مان می¬بینم که با کولة آبی رنگ بزرگی...
ادامه خواندن

کلیمی ها و روزهای انقلاب


صبح یکی از روزهای اواخر بهمن‌ماه 57، همه جای تهران غوغا بود. تب‌وتاب انقلاب هنوز در خیابان‌ها جریان داشت ولی مُهر پیروزی بر هرچه می‌دیدی خورده بود. راه‌بندان‌ها دیگر معنی دوروز قبل را نداشت و خشم مردم فروکش کرده بود. صبح زود برای انجام کاری به بیمارستان ایرانشهر می‌رفتم، که سروصدای چندنفر و ناله و فغان مادری توجه مرا جلب کرد، به‌سوی آنها رفتم و در اولین برخورد دانستم، کلیمی هستند. از زن جوان‌تری که کنار بقیه ایستاده بود، پرسیدم: «چه شده است...؟» بی‌مقدمه درحالی‌که دست‌هایش را تکان می‌داد، شروع کرد: «برادرم دو روز پیش در میدان عشرت‌آباد تیر خورده و از سرنوشت او خبری نداریم...» این واقعه آن روزها یک امر عادی بود، سوال کردم: «حالا کجاست... .؟» با دست‌پاچگی گفت: «نمی‌دانم، تمام بیمارستان‌ها را دیشب تا به حال زیر پا گذاشته‌ایم، گفته‌اند: «مجروحین میدان عشرت‌آباد را اینجا آورده‌اند، ولی تمام اتاق‌ها را یکی‌یکی گشته‌ایم، حمید میان آنها نیست...
ادامه خواندن

ماخذشناسی در مطالعات دانشگاه


رضا اسکندری درس نظریه‌های انسان‌شناسی دوره دکترا ، زیرنظر جناب آقای دکتر فکوهی، زمستان 1396  منابع فارسی آثار دکتر مقصود فراستخواه - فراستخواه، م. (1386). بررسی لوازم و ابعاد فرهنگی «صنعت-بازار» دانش. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات. - فراستخواه، م. (1388 الف). سرگذشت و سوانح دانشگاه در ایران. تهران: نشر رسا. - فراستخواه، م. (1388 ب). دانشگاه و آموزش عالی؛ منظرهای جهانی و مساله‌ی ایرانی. تهران: نشر نی. - فراستخواه، م. (1388 ج). سرآغاز نواندیشی معاصر. تهران: شرکت سهامی انتشار. - فراستخواه، م. (1388 د). ارزیابی کیفیت آموزش عالی در ایران: کاربردی از نظریهی مبنایی. تهران: مؤسسهی پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. - فراستخواه، م. (1389). علم و آموزش عالی در ایران: آنچه باید باشد و نیست. تهران: رشد آموزش. - فراستخواه، م. (1392). «نگاهی به هشت دوره‌ی زندگی دانشجویی در ایران». اندیشه‌ی پویا. شماره‌ی 10، مهرماه و آبان‌ماه 1392. - فراستخواه، م. (1393). تاریخ هشتادسالهی دانشکدهی فنی...
ادامه خواندن

شرح کتاب «پول وحشی: انسان شناسی و سیاست های مبادله کالا»


مقدمه: کتاب پول وحشی اثر کریستوفر ای. گریگوری است. وی این کتاب را در سال 1997 در 333 صفحه در انتشارات دانشگاه هاروارد به چاپ رساند. این کتاب را نباید صرفا یک نظریه عمومی دیگر درباره نظام جهانی دانست. این اثر مجموعه ای از مقالات مردمنگارانه و نظری است که سوالات جدیدی را از طریق بررسی مواردی منسجم، که مسائل جهانی و محلی درباره اقتصاد سیاسی را پوشش می دهد مطرح می کند. کتاب از یک مقدمه و نه فصل تشکیل شده است. به ترتیب با عناوین (مقدمه، فصل یک: مسئله ارزش، فصل دوم: فراتر از هدایا و کالاها، فصل سوم زمین به مثابه خدای والا، فصل چهارم: تولید کالاها توسط ابزارهای کالایی، فصل پنجم: خویشاوندی مرکانتل، فصل ششم: رباخوواری، منفعت و سودسرمایه، فصل هفتم: پول داخلی، فصل هشتم: پول وحشی، فصل نهم: به سوی یک انسان شناسی اومانیستی رادیکال). عصر پول وحشی از 15 اگوست سال 1971 آغاز شد...
ادامه خواندن

بررسی اتنوگرافی مطالعات علم و فناوری (بخش دوم)


با نگاهی به کتاب سفرهای دوقطبی نوشته امیلی مارتین سعید اسلامی راد / ریحانه مطلبی مطالعات اتنوگرافیک در علم: امیلی مارتین نوشتارهای اتنوگرافیک همیشه از نوعی علاقه شخصی به مطالعه یک میدان آغاز می‌شود. هر پژوهشگری بنابر حوزه مطالعاتی خود و آشنایی و نزدیکی با یک اجتماع مشخص است که دست به پژوهش می‌زند. آشنا بودن با یک اجتماع علاوه بر شناخت درونی‌تر و عمیق‌تری که از میدان به دست می‌دهد به دلیل نزدیکی محقق با افراد درون میدان، نوعی از مشروعیت بخشی را هم به محقق به‌عنوان کسی که این توانایی را دارد تا از زبان ای این فرهنگ سخن بگوید می‌دهد و هم این امکان را موجب می‌شود تا از دید افراد مورد مطالعه شخص به دلیل نزدیکی با آنان راحت‌تر پذیرفته شود و در یک هم مشارکت گروهی فرایند پژوهش شکل بگیرد. در این میان نوشتار خودمردم‌نگارانه روشی است که این شکل از حضور در میدان را...
ادامه خواندن

بررسی اتنوگرافی مطالعات علم و فناوری (بخش اول)


با نگاهی به کتاب سفرهای دوقطبی نوشته امیلی مارتین سعید اسلامی راد / ریحانه مطلبی چکیده در این نوشتار سعی شده است در ابتدا به چگونگی تکوین، بسط و توسعه مطالعات علم و فناوری STS در قالب آنچه جامعه‌شناسی یا فلسفه علم خوانده می شود، پرداخته شود. در این میان با برشمردن دیدگاه های دو نسل متفاوت از مطالعات علم و فناوری بر نسل دوم این مطالعات که با چرخش به انسان شناسی علم و فناوری توسعه یافته، نگاهی اجمالی میشود. در این میان آنچه در نسل اول هدف بررسی شیوه های تولید علم یا آنچه در اصطلاح آداب علم و تولید اجتماعی علم خوانده می شود است در نسل دوم این هدف به سمت نوعی چشم انداز فرهنگی از تولیدات علمی چرخش می یابد. در میان پژوهشگران این نسل است که انسان‌شناسی علم از رهیافت های متنوع و دیدگاه های مختلفی چون فمینیسم، محیط زیست، پست مدرنیسم، جهانی شدن...
ادامه خواندن

آداب و رسوم مردم آذربایجان شرقى در آستانه عید نوروز


در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتی، روزهایی وجود دارد که ریشه تاریخی و فرهنگی داشته و جلوه‌ای از باورهایی است که حتی با مقدسات دینی و مذهبی آنها پیش رفته و هویت فرهنگی و تاریخی آن جامعه را به نمایش گذاشته است. یکی از این روزها مربوط به سال نو خورشیدی است که یکی از شایع‌ترین آیین‌های جهانی است و کم‌تر تمدنی را خواهیم یافت تا از آن تهی باشد. هر قومی بر اساس تاریخ، فرهنگ و مذهب خود آغاز سال نو را در قالب برپایی مراسم و جشن‌های ملی و مذهبی پاس می‌دارد. عید نوروز و جشن‌های سال نو ما ایرانیان با برخورداری از یک فرهنگ و تاریخ اصیل و طولانی همچنین مصادف بودن آن با حیات هستی و جان گرفتن مجدد زمین، از امتیاز خاصی برخوردار بوده و آن را از اعیاد مربوط به سال نوی اقوام و ملل دیگر متمایز ساخته است. در استان آذربایجان...
ادامه خواندن

مردم گرجستان


مرزهای گرجستان به حدود جغرافیایی آن ختم نمی شود . مردم مختصات گرجستانند . گرجستان به مردمی مبتلاست که هر یک اقلیم تاریخی و فرهنگی این کشور را با خود در چهره دارند و تو مجبور به خوانش چهره های افراد هستی چون این خوانش، خوانش چهره های افراد، بخشی از شهود سفر توست . به طور واضح دیدن را نمی توان نوشت . دیده توامان با تداعیست و نیاز به بیان دارد ، بیانی ناشی از فهم و فهم ناشی از چه ؟ از پیش فرض های تو قبل از سفر ؟ از سایر شهود تو طی سفر ؟ از قضاوت های ناخواسته و کاملا جهت دار تو ؟از روان قطور و هزار و یک برگ اجدادی تو؟ در کوچه های حاشیه تفلیس انسانی سالخورده می بینی ! کنجکاو و غریبانه ترا می پاید انگار که سربازان ارتش سرخ را که یا برای کشتار می آیند و یا برای...
ادامه خواندن

کنسرت زنانه از نگاه یک زن


جمعه 2 آذر برای اولین بار به کنسرت خواننده زن در ایران رفتم؛کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت. قبل از رفتن به کنسرت در این حد آگاه بودم که ورود مرد ممنوع است و امکان هیچ نوع عکس‌برداری و فیلم‌برداری وجود ندارد.مهم‌تر اینکه کنسرت خواننده مردی در ساعت 2 بعدازظهر برگزار نمی‌شود و برای زن می‌شود!دیگر به چیزی فکر نکرده بودم و تصوری از یک کنسرت زنانه نداشتم، کنسرتی که هم خواننده و گروه نوازندگانش زن هستند و هم شرکت‌کنندگان و هم دست‌اندرکاران و برگزارکنندگان حاضرش (پشت صحنه را در جریان نیستم). در ورودی ابتدایی تالار دو زن بودند که بارکد بلیط‌ها را با تلفن همراه چک می‌کردند و بعد دو مرد که اجازه ورود می‌دادند. بعد از ورود به حیاط تالار دیگر از مرد خبری نبود. در ورودی سالن چند خانم بودند که تلفن‌های همراه را تحویل می‌گرفتند و شماره‌ای می‌دادند. بعد از ورود به سالن خانم‌های اجرایی جوانی...
ادامه خواندن

سفرنامه مغولستان، بخش چهاردهم


روز پانزدهم: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت ده دقیقه به هشت بیدار شدم و با بچه‌ها رفتیم به رستوران. پس از صبحانه هم، به ساختمان اصلی دانشگاه رفتیم تا در سالن همایش بسیار کوچکی، کارهای‌مان را ارائه دهیم. در واقع کلاس نیم‌دایره و پلکانی بود، شبیه کلاس برخی دانشگاه‌های غربی که در فیلم‌ها می‌بینیم. به بالای دیوار کلاس، تندیس نیم‌تنه 12 تن از مشاهیر دنیا را چسبانده بودند. نکته شگفت‌انگیز و البته اسف‌بار برای من این بود که همه این 12 تن اروپایی بودند و هیچ تندیسی از مشاهیر شرق و مسلمان در آن میان نبود. استادان و دانشجویان آمدند و ارائه‌ها یکی یکی آغاز شد. ارائه من یکی مانده به واپسین ارائه بود. در آغاز ارائه‌ام، به تاریخچه‌ای از نقوش تاریخی روی سنگها اشاره کردم و آنها را به دو گروه تصویری و نوشتاری دسته‌بندی نمودم. پس از توضیحاتی کوتاه درباره اهداف نقش کردن روی سنگها در دوره باستان...
ادامه خواندن

غزلوارگی در اشعار موسیقی قومی ایران


اندیشه غزل در موسیقی قومی از دو جهت قابل بررسی است: اول این که این اندیشه خود به طور فرهنگی و اساسی در این موسیقی موجود بوده و دوم این که با گسترش فرم کلاسیک آن در ادبیات ایران، موسیقی قومی از آن تاثیر پذیرفته و مشابه آن را در موسیقی خود به کار گرفته است. دو تفاوت عمده درغزل کلاسیک و ابیات غزلواره در موسیقی قومی دیده می شود: یکی فقدان پیگیری در تعدد ابیات در اشعار موسیقی قومی و دیگر نبود اوزان افاعیل عروضی است. تعداد اشعارغزل در ادبیات کلاسیک از هفت تا بیش از دوازده تا است که این حالت در اشعار موسیقی قومی دیده نمی شود و حد اکثر آن تا دو سه بیت و گاه در شکل مثنوی بیشتر است و دیگر این که اوزان اشعار موسیقی قومی بیشتر بر پایه اسلوب هجایی با گویش های قومی مُدوّن می شوند. با وجود این دو تفاوت،...
ادامه خواندن

دوزبانگی و کدگردانی در میان زنان معاود مقیم در تهران


هدی بصیری مقدمه: انسان شناسی زبان شناختی حوزه ای میان رشته ای است و رسم مردم شناسان در این رشته همواره بر این بوده است که از قواعد شناختی زبان در بررسی فرهنگ استفاده کنند. حوزه ای کلان که کلید راهنمای آن استفاده از هر جزئی جهت رسیدن به دستور شناختی زیرین و نهانی فرهنگ است. انسان شناسی زبان شناختی برخلاف زبان شناسی محض فراتر از قواعد گفتاری و چینشی زبان بر آمده تا به حوزه ای دست یابد که معنا نامیده می شود. درقدم بعدی معنا را به فرآیندی مرتبط می سازد که آن را قواعد فرهنگی می نامیم.سطحی که در دوره های اولیه مطالعات زبان شناختی حذر گونه با آن برخورد می شده.در سالهای نیمه ی اول قرن 20 برخورد با زبان ایستا بوده و به سطح فرم و شکل کفایت توصیفی وجود داشته.کفایتی که به جنبه های عینی و ملموس زبان توجه می کرده و رویکرد رفتار...
ادامه خواندن

 پارک های شهر سنندج


پروژه عکاسی درس انسان شناسی فضاهای سبز به عنوان یکی از مهمترین فضاهای شهری همواره مورد توجه علاقه مندان به شهرسازی و مطالعات شهری بوده اند. پارک ها یا بوستان ها در شهرهای امروز نقش بسیار مهمی را در حیات اکولوژیک و همچنین حیات اجتماعی شهر ها ایفا می کنند. از یک سو، فضاهای سبز موجب بهبود وضعیت زیست محیطی شهرها می شوند. فضاهای سبز از اثرات تخریب گر سیستم های صنعتی که خودشان و ملحقاتشان تا مغز استخوان شهرهای امروز رسوخ کرده اند می کاهند. کاهش آلودگی هوا، افزایش شاخص رطوبت هوا، تعدیل دما و متعادل ساختن نویزها ی و آلاینده های صوتی تنها مثال هایی از این دست کارکرد های فضاهای سبز در شهر ها هستند. از سوی دیگر، فضاهای سبز برای شهروندان کارکردی به مثابه خود فضا دارد. پارک ها و بوستان ها محل های برای گرد هم آیی یا گذران اوقات فراغت یا غیره و غیره...
ادامه خواندن

دار دچی؛ معماری فراموش شده (گزارش مردم‌نگاری از خانه‌های قدیمی کلاردشت)


سحر جعفرصالحی، مریم جعفرصالحی هر بار در بازگشت از سفر به خاطرات مبهم کودکی‌مان و در جستجوی «بهشت گمشده»، راهی سفری دیگر می‌شویم. سفر به روستاها. روستاهای کلاردشت برای نسل ما (نگارندگان) و نسل‌های پیش از ما، سرشار از حسرت است. حسرت تپه‌ها و دره‌های سرسبز، هیاهوی مردمان در کوچه پس کوچه‌های خاکی روستا، هی‌هی چوپان‌ها و دستان پینه‌بسته کشاورزان، عطر نان و کاهگل که از دریچه‌های چوبی خانه‌ها در فضای ده می‌پیچید و در راه مزرعه‌های گندم گم می‌شد. به باور ما، برای نسل ما، هنوز دستمایه‌های خیال توان مبدل شدن به واقعیت را دارد. هر چند از آن واقعیت، تنها دیوار شکسته و گنجه‌ای کنج خرابه‌ای به جای مانده باشد. اما نسل‌های بعد، گرفتار ناهمگونی بافت‌های فرهنگی، محیط‌ زیست تخریب‌شده و طرح‌ها و سازه‌های نامتجانس، بی‌تاثیر از نشانه‌ها و انگاره‌ها، راهی به جهان ما ندارند. جهانی که با همه مشقت‌ها و رنج‌های ناشی از فقر و کار و...
ادامه خواندن

پَرچیم: اسطوره شناسی فقر در اردبیل


مقدمه فقر وجود ندارد، همه ی آن اسارت در زیر زبانی است که ما را به فقر و فرودستی عادت داده است. فقر ما، ناشی از تجربه ای تاریخی است که در پس بنیاد بی هویت و بی قهرمان در آورده است. شاید سیاست های زبانی یکی از مقصرهای فقر باشند، اما آن چه مظلوم حقیقی این مطالبه های زبانی است، خود آن است. مردم نیاز به آواها و نواهایی دارند که در پس نوشته و آوا، قهرمان های زندگی، حقیقت و کار نهفته باشد. در غیر این صورت، خود زبان هم اسارت است و می بینیم که سالیان سال به زبانی مأنوس چه اسارتی را درونی کرده ایم. اما آیا رهایی از فقر اسطوره ممکن است؟ همه ی جوامع از همه ی تنگناها با اسطوره ها و قهرمان های خودشان گذر کرده اند، اما وقتی در جامعه ای اسطوره ها به فراموشی و گمنامی سپرده شده و مدم تحت...
ادامه خواندن

بابا غلام مارگیری، روایتی که برای همیشه در خواب رفت


مریم قرسو نخستین دیدار من با باباغلام مارگیری، بابازار ِ روستای گرازویه در نزدیکی میناب، در سال 1385 بود. وقتی که برای مدتی کوتاه توانستم از کار و درس مرخصی بگیرم و چند روزی به دیار زار و زاری ها بروم. به همراه دوستی هنرمند و بومی از بندرلنگه عازم میناب شدیم و از آنجا به روستای تفتیده ی گرازویه رفتیم. هوا به شدت گرم بود و شهریور ماه تنها زمان فراقت من، و بنابراین چاره ای جز صبوری و تحمل تیغ آفتاب نداشتم. گرازویه روستایی است کم جمعیت، آرام، با درختانی تنک و خیابانهای خاکی. خانه ی باباغلام مارگیری رو به شرق، خانه ای کوچک و با صفا است که با پرده های گلرنگ آراسته شده است. همسری بسیار کم حرف و هنرمند دارد که تمام عصرها وقتی گرمای آفتاب کم می شود، در سایه ی درخت بزرگ روبروی در ورودی خانه، می نشیند و تار و پود نخ...
ادامه خواندن

تغییرات فرهنگی و تحولات نسلی:‌ یادداشتی به بهانه نمایش اعتراف دختران اینستاگرام


گاهی برخی اتفاقات و رخدادها،‌از حد یک مساله موردی و شخصی فراتر می روند و گویی محملی برای بیان الگوها و تحولات و جریان های بزرگتری میشوند. گاهی برخی رخدادها و شخصیت ها،‌رسالت های تاریخی ای را ناخواسته ایفا میکنند، زیرا در زمانه و زمینه ای خاص قرار میگیرند که نقطه عطفی را بوجود می آورند. داستان مواجهه با دختران نوجوان در شبکه های مجازی،‌ حکایت این نوع حوادث تاریخی است. دخترانی به اتهام فریب خوردگی در رسانه ملی مجبور به اعتراف شده اند ‌و در پس این اعتراف اجباری،‌ اقتدار نهاد کنترلی و نظارت گر همه جانبه ای مطرح است که در این وانفسای جامعه ایرانی،‌ میخواهد خودش را به عنوان محافظ اخلاق و نظم هنجاری رسمی نشان بدهد. آنچه این ماجرای روزهای اخیر نشان داده،‌بیانگر شکافی است میان موقعیت های منجمد و مسدود مدیریت فرهنگی در ایران و جریان های پویای زندگی مردم. این صحنه اعتراف از دل...
ادامه خواندن

انگشت اشاره مردها، بلندتر از انگشت میانه‌شان است


امیر مقدم سال 80 بود که در رشته مردم‌شناسی دانشگاه مازندران پذیرفته شدم. پیش از ما و در سال 79، نخستین ورودی مردم‌شناسی در این دانشگاه پذیرفته شده بودند و ما گروه و ورودی دوم بودیم. اما سال پیش هیچ استاد و مدرس انسان‌شناسی‌ای نداشتند و تازه سال 1380 بود که نخستین عضو گروه با مدرک کارشناسی ارشد انسان‌شناسی، وارد دانشگاه و گروه علوم اجتماعی شد. با این همه، در نیم‌سال نخست، ما با این استاد هیچ درسی نداشتیم. تصور کنید رشته مردم‌شناسی را برگزیده و وارد دانشگاه شده‌ایم، اما درس مبانی مردم‌شناسی که پایه‌ای‌ترین درس برای رشته‌مان است را به یک استاد جامعه‌شناسی می‌دهند؛ آن هم استادی که سر کلاسش با افتخار می‌گفت: «من شش سال است هیچ کتابی نخوانده‌ام!». می‌دانم باور نمی‌کنید که توی یک دانشگاه دولتی بزرگ، آن هم نه امروزه، بلکه شانزده سال پیش، آن هم نه یک مدرس حق‌التدریسی، بلکه یک عضو هیئت علمی تمام‌وقت،...
ادامه خواندن