ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

پوشاک هندی (بخش دوم)


آنامیکا پتک برگردان نسیم کمپانی تمدن سند (1400-2600) پیش از میلاد: تمدن سند ،که همزمان با تمدن چین،مصر و بین النهرین در بخش شمال غربی هند تقسیم نشده پیشرفت کرد ،شامل پاکستان امروزی ،بنگلادش بوده است.حفاریها باقی مانده جامعه ای کشاورزی را با درجه معینی از تخصص در کوزه گری،جواهرسازی،پارچه بافی ،فلزکاری و معماری کاملا متعالی و ارتباطات مهم تجاری ، با تمدنهای معاصر را نشان می دهد و دلالت براین دارد که تمدن سند حتی در هزاره سوم پیش از میلاد توسعه یافته بوده است.تمدن سند به شکل بسیار مطلوبی در هنر پارچه بافی پیشرفته کرده بوده است،همانطور که مدارکی یافت شده که دانه های کتان،ابریشم و الیاف دیگر ،دستگاه دوک نخ ریسی،سوزن،ماسوره ،درفش و دیگر ابزار و وسایل نساجیکشف شده است.سفالینه ها و پیکره های سنگی کوچک از زیرخاک در آمده از حفاریهای مکانهای گوناگون به درک مسیر پوشاک در این دوره کمک کرده است.از مثالهای بی واسطه...
ادامه خواندن

رئيس جمهور سابق اکوادور: حکومت کردن در زير بمباران رسانه اي


نوشته رافائل کوريا * * رئيس جمهور اکوادور از سال ٢٠٠٧ تا ٢٠١٧ آقاي رفائل کوريا ، رئيس جمهور اکوادور از ژانويه ٢٠٠٧ تا مه ٢٠١٧، تصميم گرفت مجددا در انتخابات رياست جمهوري شرکت نکند. با اين حال، گسست با جانشين وهمکار سابقش، او را واداشت تا مبارزه را از سر بگيرد. فراتر از اين تقابل استثنائي، او در اينجا از دست آوردها و پس روي هاي آمريکاي لاتين سخن مي گويد واشاره مي کند تا چه حد رسانه هاي بزرگ، سلاحي سياسي در خدمت ضد حمله هاي احزاب محافظه کارند. بدنبال دوران سياه نئوليبراليسم سالهاي ١٩٩٠، و از زمان انتخاب هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا در سال ١٩٩٨، دژهاي جناح راست آمريکاي لاتين بگونه ساختاري پوشالي فروريخت. در اوج اين پديده در سال ٢٠٠٩، ٨ کشور از ١٠ کشور آمريکاي جنوبي توسط دولتهاي چپ اداره مي شد، بدون در نظر گرفتن سالوادور، نيکاراگوئه، هندوراس، جمهوري دومينيکن ويا گواتمالا. در...
ادامه خواندن

پوشاک هندی (بخش اول)


آنامیکا پتک برگردان نسیم کمپانی مقدمه: پوشاک هندی که ما اکنون شاهد آن هستیم, نتیجه چهارهزار سال تاریخ مهم سیاسی، اقتصادی، انقلابات فرهنگی و اجتماعی و تاثیروتحول آنها بر یکدیگرمی باشد. درنتیجه پوشاک که شکل جدایی ناپذیر و کاملی از هربخش تاریخی در فرهنگ مسلط بر هند به حساب می آید ،هم چنین دستخوش تحولات قاطع و بزرگ نیز شده است. کتاب پوشاک در هند شرحی اجمالی از پوشاک در کشور هند می باشد که آن را از دوران ودایی تا قرن بیستم ، با تمرکز ویژه برفرهنگ رایج پوشاکی در نواحی شمالی،شرقی و شمال شرقی،غربی و مرکزی ،جنوبی هند نشان می دهد,این کتاب پوشاک را بخش هایی جدا از یکدیگر مطالعه و بررسی کرده است.درهر بخش کوشش شده است که تاریخ , سنت های پوشاکی و انواع مختلف آن را برطبق موقعیت , طبقه بندی اجتماعی –امتیازات ،گروه های اشراف و برگزیده ،سربازان،رقصندگان و مردم عادی فقط با برخی...
ادامه خواندن

جنگ‌هاي اقتصادي براي «روشنايي آفريقا»


نوشته: اورلين برنيه (Aurélien Bernier ) روزنامه‌نگار ترجمه: عبدالوهاب فخرياسري   مراکز توليد برق با توربين هاي بادي، سد هاي آبي، نيروگاههاي آفتابي، حرارتي يا هسته اي .... بازار انرژي در همه قاره سياه توسعه مي يابد و غول شرکت هاي جهاني توليد برق و هم چنين بعضي از شرکت هاي افريقائي را اغوا مي کند. آنچه غير قابل انکار است نيار هاست که عظيم اند: نزديک به ٦٥٠ ميليون از ساکنين اين قاره هنوز به برق دسترسي ندارند.   تاکنون، براي تامين برق در افريقا، ابتکارات بسياري صورت گرفته است. در سال ٢٠١٢،سازمان ملل متحد پروژه انرژي تجديد پذير براي همه را آغاز کرد که هدف‌اش فراهم آوردن دسترسي همگاني به منابع مدرن نيرو، طبعا با اولويت به آفريقا، تا سال ٢٠٣٠ اعلام شد. در ژوئيه ٢٠١٣، باراک اوباما، رئيس جمهور ايالات متحده، به نوبه خويش، در سفري به تانزانيا، پروژه نيروي آفريقا («انرژي براي آفريقا») را، با همکاري...
ادامه خواندن

زن و طوطیِ مانه (۱۸۶۶)


مونا هادلر / ترجمه ی آرزو مختاریان در نقاشیِ «زن و طوطیِ» سالِ ۱۸۶۶ مانه، ویکتورین مُران ، مُدلِ مانه، بندِ یک عینکِ یک چشمی [مونوکل] در دستِ چپ و یک دسته گُلِ بنفشه در دستِ راست، از پس زمینه بر جَسته. صاف چشم دوخته به روبه رو؛ نگاهِ خیره اش با نگاهِ خیره ی طوطیِ کنارش از نظرِ ترازِ شدت جفت و جور شده. مانه با به کارگیریِ دقیقِ رنگها کمپوزوسیون را حفظ میکند؛ خاکستریِ پس زمینه، هم در چینهای روپوشِ خانه ی صورتی و هم، در تلفیقی زیرکانه، در بال و پرِ پرنده، دوباره ظاهر میشود. به گفته ی امیل زولا: «مانه نمیداند چطور هم آواز بخواند و هم فلسفه ببافد. استعدادش را دارد که تُنهای غالب را با تمام ظرافتشان بگیرد.» اگرچه زولا آنقدر تیزبین است که مانه را در مقامِ به اصطلاح نقاشِ ناب – که با بررسی این کار به وضوح عیان میشود– تحسین کند، از اهمیتِ...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 42


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه پیش از هرچیز باید تأکید کرد که طبق تشخیص جای‌شناس‌ها ی پزشکی، تفاوتهای اقلیمی در شهری چون پاریس اهمیت داشته است. پزشکان، زندگی در نزدیکی محله های مرطوب چون بی‌یِور را توصیه نکرده و برعکس تپه های بلویل را پیشنهاد می‌دادند. گفته می شد که گاه هنگام گذرها از شهر، باید خود را ‎پوشاند یا لباسها را در ‌آورد. پدر لوسین لوون وقتی از خیابان شوسه دانتن می‌گذشت از خدمتکار خود می‌خواست که به او یک پالتو بدهد. آیا امروز می‌توانیم یک پاریسی ولو وسواسی را در نظر بگیرم که برای رفتن در شهر، خودش را به یک پالتو یا یک پتوی مسافرتی مجهز کند! به همین دلیل بود که بیماری‌ها نیز محله‌های مختلف را به شکل یکسان تحت تأثیر قرار نمی‌دادند. ساکنان خانه‌های کناره رود سن، مرگ و میر بیشتری داشتند. انواع بیماریهای همه گیر و سل به خصوص در میان...
ادامه خواندن

هفت شهر باستانی و مقدس در هند


مقدمه: شهرهای باستانی و مقدس در کشور هند بیشتر در کناره رودخانه ها و دریاها ,یعنی نزدیک آب شکل گرفته و به بیانی دیگر به علت باران های فراوان و دارا بودن رودخانه ها و دریاچه های متعدد این شبه قاره از روزگاران کهن به شکل مکانی برای کشاورزی و دامپروری پررونق درآمده بوده است.شهرهای مقدس هند که تمامی آن ها به علت وجود دین هندو برقرار می باشند,درواقع دارای تاریخ و پیشینه ای کهن و هم چنین داستان ها و افسانه ایی است که مردم هند آن ها را نسل به نسل در یاد و خاطره خود حک کرده اند,چه از نظر مذهبی و از نظر اساطیر و تاریخ بسیار مهم و در خور توجه می باشند.در زبان سانسکریت به این هفت شهر مقدس سپت پوری PuriSapta گفته می شود ,سپت یعنی هفت و پوری به معنای شهر و مکان زندگی می باشد.درواقع این هفت شهر زیارتگاه و به...
ادامه خواندن

شور و شوق دانشمندان، مخالفت مردم


رفتار دوگانه چيني‌ها در مورد فراورده‌هاي فراريخته نوشته ژانگ ژولن* *روزنامه‌نگار ترجمه عبدالوهاب فخرياسري براي نخستين بار، در ١١ ژانويه، برنج فراريخته توسط پژوهشگران در ووهان، به تاييد سازمان غذا و داروي ايالات متحده رسيد. ولي نمي توان آن را در خاک کشور چين کاشت و برداشت. اين تناقض مختص پکن است که رسما انجام پژوهش را تشويق مي‌کند، ولي در مقابل عدم علاقه مردم، کاشت آنرا محدود مي‌کند. در يک صبح بهاري ماه مه سال ٢٠١٧، به کمک يک راننده تاکسي، پاي پياده از جاده‌هاي پر پيچ و خم شوشان گذشتم و سرانجام خودم را به پايگاه کشت برنج فراريخته رساندم. در اين شهر، در دل کوهي پوشيده از گياهان انبوه ‌گرمسيري، در بيست کيلومتري شهر فوژو، مرکز استان فوژيان (جنوب شرقي چين)، شانزده هزار نفر زندگي مي‌کنند که هيچکدام چيزي از « فراورده‌هاي حاصل از مهندسي ژنتيک » نمي‌دانند. با اين حال، در انتهاي يک بن‌بست، بر روي...
ادامه خواندن

نگراني هويتي در مباحث عمومي در فرانسه


ادغام شدن، وسواس بزرگ نويسنده : بنوا برويلBenoit Breville مترجم : سعيد جوادزاده اميني در مباحث بي پايان مربوط به ادغام شدن مهاجرين با اصليت آفريقايي يا عرب برخي ادعا مي کنند که ايتاليائي ها، پرتقالي ها و لهستاني ها تفاوت هاي کمتري داشته و بدون مشکل جدي همسان ديگران مي شدند. اين گونه برداشت با برخوردي بطور خاص فرهنگي با اين موضوع ، تجربيات تاريخي حاصل از يک قرن مهاجرت را از نظر دور مي دارد. فرانسه هويتي، سال ۲۰۱۸ خوبي براي شما آرزو دارد!. در جريان شب زنده داري هاي جشن سال نو ضرب و جرح دو عضو پليس در حاشيه يک جشن شبانه در شامپيني سورـ مارن به بحث و جدل در رابطه با خشونت هاي محلات حومه شهر دامن زد. هنگامي که يک روزنامه نگار فيگارو درصفحه توئيترش عکسهايي از کودکاني که در ميان گل و لاي مشغول بازي کردن هستند را تحت عنوان «‌زاغه نشين...
ادامه خواندن

اینک انسان/ گزارش‌های بزرگ قرن


کشتاری چنین شرم‌آور، چنان گسترده گزارشی درباره نسل‌کشی در کشور آفریقایی رواندا و جنبه‌های مختلف بی‌تفاوتی کشورهای دارای حق وتو در شورای امنیت، دولت‌ها و دیگر سازمان‌های جهانی در برابر این فاجعه لیندا مل‌ورن (2000)/ ترجمه علی‌اکبر قاضی‌زاده مترجم: نسل‌کشی در کشور آفریقایی رواندا بدون برخاستن صدایی از سازمان‌های جهانی و قدرت‌های بزرگ در سال 1994 اتفاق افتاد. رئیس کشور از قبیله توتسی، با کودتای یک نظامی از قبیله هوتو کنار رفت و در پی این کودتا بنا شد با طرح یک برنامه هماهنگ و روشمند تمامی اهل قبیله هوتو نابود شوند. به گفته‌ای یک میلیون هوتو را کشتند، خانه‌هایشان را سوزاندند، دارایی‌شان را غارت کردند، به زنان و کودکانشان تجاوز کردند و تلی از جنازه‌ را در گذرگاه‌ها، حیاط خانه‌ها و درون گودال‌ها رها کردند. لیندا مل‌ورن، گزارشگر انگلیسی، در گزارش پیگیرانه خود کوشیده است جنبه‌های مختلف بی‌تفاوتی کشورهای دارای حق وتو در شورای امنیت، دولت‌ها و دیگر سازمان‌های...
ادامه خواندن

اعتراف به زندگی، تصویر پاره های زندگی یک شاعر...


ندا عابد «زندگي من هزار تکه اي است از نماي زندگي هاي يک شاعر» اين آخرين جمله ي مقدمه ي کتاب «اعتراف به زندگي» پابلو نرودا است. کتابي 500 صفحه اي که دربرگيرنده ي زندگينامه ي شخصي نرودا از دوران مدرسه. خبرنگاري براي نشريه لاريداد و فروش آن در مدرسه – دوران دانشگاه – آغاز شاعري – دوران ورود به سياست و ... همراه با تکه هايي از خاطرات جزيي و ملاقات با افراد است. جزئياتي که آيينه ي تمام قد جامعه ي آن روز آمريکاي لاتين و به خصوص شيلي است. و پر از شرح جزئياتي خواندني از زندگي شخصي شاعر و محيط اطرافش، مثلاً توصيف نرودا از آلبرتو روخاس گيمه تز که اداره کننده ي نشريه ي اتحاديه دانشجويي «کلاريداد» و يک مبارزه سياسي بوده به عنوان نمونه خواندني است. «درباره ي همه چيز مي دانست، کتاب – زن – کشتي – شرح سفرها – مجمع الجزاير –...
ادامه خواندن

ادوارد سعيد، اوريانتاليسم و رد هر گونه تاريک انديشي


سيلون سيپل ترجمه: تقي تام – بهروز عارفي ادوارد سعيد که در سپتامبر ٢٠٠٣ درگذشت، مهم ترين روشنفکر فلسطيني قرن بيستم بود. او آموزش ادبيات تطبيقي را زير و رو کرد و در نبرد براي فلسطين به طور کامل شرکت کرد. دومينيک اودي، نويسنده و رساله نويس که مدتي شريک زندگي او بود، کتابي را با عنوان « ادوارد سعيد. رمان اندشه او» به وي اختصاص داده است. اين کتاب، بيش از اين که زندگي نامه سعيد باشد، يک بررسي تحليلي است و تفسيرهاي انتقادي از آثار سعيد را با مشاهدات شخصي پيوند مي دهد. چگونه مي توان بدون چابلوسي زياد حق مطلب را ادا کرد؟ از خواندن اين متن که ادعاي جامعيت ندارد، همان قدر بُعد عالي روشنفکري ادوارد سعيد مجذوبمان مي کند که سبک، نيروي اراده، دقت در جزئيات دومينيک اودي – که گاهي به تکلف نزديک مي شود- که وجه مشخصهء نگارش اوست. نويسنده موفق مي شود...
ادامه خواندن

درباره آذرتاش آذرنوش


روح صد درصد ايرانى   هنوز آن جمله عجیب‌ وغریب دكتر آذرتاش آذرنوش كنج خاطرم مانده است. «صددرصد روحم ايرانى است.» تعجبى ندارد كه دكتر آذرنوش چنين جمله‌ای را بگويد. چه او عمريست كه خود را صرف اعراب و فرهنگ و زبان آن‌ها كرده است و بااین‌حال ايرانى بودنش در تمام سطرهايى كه نوشته و صفحات پرشمارى كه تحقيق كرده دميده شده است و ديده می‌شود. همه‌چیز را با نامش شروع می‌کنیم. «آذرتاش آذرنوش قمى»……… متولد ۱۳۱۶. قم از ۱۸ سالگى در الهيات غرق‌شده است. نخستين ايرانى كه در رشته ادبيات عرب، دكترا گرفته است. تاكنون سه اثر از آثارش موفق به دريافت عنوان كتاب سال جمهورى اسلامى ايران شده است. اين سه كتاب عبارت‌اند از: ترجمه «موسيقى الكبير» اثر فارابى (۱۳۷۵)، ترجمه اطلس تاريخ اسلام، اثر حسين مؤنس (۱۳۷۶) و فرهنگ معاصر عربى ـ فارسى (۱۳۷۹). دكتر آذرنوش در سال ۱۳۷۹ و در اولين همايش چهره‌های ماندگار در رشته...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 41


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه بنابراین لازم بود که پاریسی‌ها مقاومت کنند، که انسان‌ها با تمام انرژی خود با ساختاری که در لختی و ماندگرایی‌اش ، که به دنبال جا انداختن خویش و نقطه تعادل خود بوده، مقاومت کند. همه پاریسی‌ها مقاومت کردند: پیشه‌ورانی که اصرار کردند در مغازه‌هایشان باقی بمانند، آدم شیک پوش و سیاستمداران که به اتفاق می خواستند همچنان بلوارهای[پاریسی] را داشته باشند، هنرمندانی که همچنان دلبند و وابسته تپه های بلند بلویل و مونمارت بودند، بورژوازی قدیمی که حاضر نبود از محله ها (فوبورها) ی خود دست بکشد، دانشجویانی که دوست داشتند در پاریس زندگی کنند، یعنی فرهنگ خود را بالا ببرند، بحث کنند، غذا بخورند و در کرتیه لاتن به یکدیگر عشق بورزند. شکی نیست که درون این پهنه نوسان‌های زیادی صورت گرفت؛ هرچند نباید در میزان تاثیرگذاری آن‌ها مبالغه کرد و لویی شوالیه به درستی می گوید که شانزه لیزه به...
ادامه خواندن

جابجايي نزديک در اروپاي مرکزي / امپراتوري اقتصادي مقدس آلمان


  پیر ریمبرت برگردان شهباز نخعي گسست بين غرب و شرق اتحاديه اروپا محدود به تعارض بين دموکراسي هاي ليبرال و دولت هاي اقتدارگرا نيست. اين گسست به خاطر سلطه اقتصادي قدرت هاي بزرگ بر کشورهاي بلوک شرق است که از آن براي تامين نيروي کار ارزان استفاده مي شود. از سال هاي دهه ١٩٩٠، صنايع آلمان به لهستان، جمهوري چک، اسلوواکي و مجارستان منتقل مي شود. رمان خوبي است، داستان زيبايي است( اشاره به يک ترانه محبوب دهه هفتاد در فرانسه .م.) : آلمان که در سال ١٩٩٩ «مرد بيمار منطقه يورو» به نظرمي آمد(The Economist, 3 juin 1999) ، به يمن قانون بي ثبات سازي دستمزد (قانون هارتز)، که بين سال هاي ٢٠٠٣ و ٢٠٠٥ به اجرا درآمد، به نحوي معجزه آسا درمان گرديد. اين اصلاحات خود به تنهايي رقابت پذيري موسسات را تامين کرد، فروش خودرو مرسدس [بنز] در خارج را احيا نمود و آقاي امانوئل ماکرون...
ادامه خواندن

ادوارد براون، شرق‌شناسِ ایران‌ دوست


کاوه بیات ادوارد براون و ایران. حسن جوادی. تهران: فرهنگ نشر نو، 1396. 740 ص، 800000 ریال. سال‌های نخست قرن بیستم را می‌توان دورة اوج نفوذ و مداخلات روسیة تزاری در ایران دانست؛ نفوذ و مداخلاتی که با مجموعه‌ای از جنگ‌های پی‌درپی و انتزاع بخشی‌هایی از قلمرو ایران در قفقاز و آسیای میانه آغاز شد و در مراحل بعد نیز به صورتی کمتر نظامی و بیشتر سیاسی و اقتصادی دنبال گردید. همسو شدن دولت بریتانیا با روسیه به دلیل بالا گرفتن خطر آلمان در اروپا نیز اندک موازنه‌ای را هم که در کار بود به ضدّ ایران بر هم زد. از روسیه که جز دشمنی انتظاری نمی‌رفت، اما از این رهگذر مختصر حسن ظنّی هم که نسبت به بریتانیا وجود داشت تا حدود زیادی زیر سؤال رفت. اگر نبود تحرکاتی چون فعالیت‌های کمیتة ایرانی که در بریتانیا با حضور چهره‌هایی چون ادوارد براون بر ضدّ آن چرخش سیاسی و حمایت...
ادامه خواندن

نحله چپ به روایت ”هاروی واینشتاین“


  نوشته : توماس فرانک* * نویسنده و روزنامه نگار، نویسنده کتاب چرا ثروتمندان به چپ رآی می دهند، انتسارات ، مارسیّ. قرار است روز ۱۲ آوریل انتشار یابد. وقتی ماجرای ”هاروی واینشتاین“از صفحه اول روزنامه ها سر در آورد، هرگز نشنیده بودم که کسی از چنین شخصیتی سخنی به میان آورده باشد. بی تردید من تنها روزنامه نگار آمریکایی بودم که جهل کاملی تا به این اندازه را به اثبات می رساندم. پس، این تهیه کننده سینما کیست که او را به تعرض جنسی به زنان بسیاری متهم کرده اند؟ وقتی شروع به جمع آوری مدارک و اسناد درباره او کردم، دریافتم که در دورانی نه چندان دور، او به دلایل دیگری شهرت یافته بود: رابطه تنگاتنگ با حزب دموکرات و پشتیبانی سخاوتمندانه، از شخصیت‌ها و کارهای خیری که ترقی‌خواهانه به شمار میرفت. دیر زمانی حتی او را خصم یکدنده و آشتی ناپذیر نژادپرستی، گرایش‌های جنسیت باور و سانسور...
ادامه خواندن

وقتی که دیکتاتورها قلم به دست می‌گیرند


دانیل کالدر ترجمة پرتو شریعتمداری یادداشت مترجم: در موزة تاریخ، پیکر بی‌جان سدة بیست میلادی پوشیده است از زخم‌های به‌جامانده از تبر و تازیانة دیکتاتورهای دیوانه و سرمست قدرت. ژوزف استالین، آدولف هیتلر، بنیتو موسولینی، ایدی امین، اسلوبودان میلوسویچ، پل‌پوت، کیم ایل سونگ، فرانسیسکو فرانکو، آگوستو پینوشه، صدام حسین، معمر قذافی... فهرستی بس دراز از انسان‌نماهایی که گوشه و کنار جغرافیای زمین را به سمّ خودخواهی‌های جنون‌آمیز خود آلودند و خوف پلیدی جنایت‌هایشان را در همه‌جا گستردند. اما شماری از آن‌ها به این بسنده نکردند و جاه‌طلبی سیری‌ناپذیر یا میل به روشنفکرنمایی برخی از آن‌ها را بر آن داشت که افزون بر زخم‌های التیام‌نیافتنی بر پیکر سرزمین‌های خود و دیگران، آثار قلمی چندی نیز برای نسل‌های آینده به یادگار بگذارند. در روزگاری که استفاده از سایه‌نویسان هنوز در میان سیاستمداران چندان رایج نشده نبود، شماری از دیکتاتورها به توهم خودنویسنده‌پنداری دچار شدند و استعداد خود را در نگارش سبک‌های گوناگون...
ادامه خواندن

خودکامگی و عدم وفاداری به قانون اساسی


ایجاد محدودیت برای خواننده های راپ در تونس تیمور مکی برگردان سعید جوادزاده امینی   انقلاب توده ای ژانویه ۲۰۱۱ در تونس تغییرات عمده ای در کاربرد های فرهنگی، بخصوص در زمینه ی موسیقی را بدنبال داشت. هنرمندان محصور در سانسوری که با محو شدن فاصله زیادی دارد، از ناتوانی مالی و خطر بهره برداری های سیاسی نیز رنج می برند. برخی از آنها به دشواری از عهده انتظارات جامعه در رابطه با قابل پخش بودن و تعامل با بینش و سلایق عمومی بر می آیند. تابستان گذشته KLAY BBJ با نام اصلی Ahmed Ben Ahmed، نتوانست ترانه No Passaran یک متن انتقادی به تمام عیار (به زبان عربی) از وضعیت سیاسی تونس پس از انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ و هیچ کدام از راپ های معترضانه دیگرش را اجرا کند. تورهای تابستانی وی شامل ۱۸ کنسرت که اکثرآ برای فستیوال های عمومی برنامه ریزی شده بود لغو شد. اطلاعیه های سندیکاهای...
ادامه خواندن

سفرنامه مغولستان: بخش هشتم


جان‌پنداری و شمنیسم در میان مغولها روز پنجم چهارشنبه چهارم مرداد 1396 بامداد بیدار شده و به نوبت به دستشویی رفتیم. دستشویی‌ها را در فاصله پنجاه متری گیر(چادر)ها درست کرده بودند. دو دستشویی کنار هم، یکی برای پسرها و یکی دخترها. دیواره‌های‌شان چوب نئوپان نسبتا نازک بود. یک گودال بزرگ زیرشان کنده بودند که مخزن بود. روی آن را دو تخته چوبی کلفت گذاشته بودند که شما یک پایت را روی این تخته و یکی را روی آن تخته می‌گذاشتی. وسط‌شان هم خالی بود و سقوط آزاد به آن مخزنی که زیرش کنده بودند. بین این دستشویی‌ها و گیرها، چند ظرف پلاستیکی از یک چارچوب آویزان کرده بودند که درون هر کدام‌شان تقریبا دو لیتر آب بود. با آب اینها دست و صورت‌مان را می‌شستیم که مصرفش کم بود. به‌هرحال صبحانه را دور هم خوردیم و آماده شدیم برای رفتن به دره «حانوئی». به سوی باختر (غرب) به راه افتادیم....
ادامه خواندن