ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب


شاهرخ مسکوب و داستانهاي شاهنامه بازنشر جلسه نقد و بررسي دو کتاب از شاهرخ مسکوب در مجله «کتاب امروز»/ ميزگردي با حضور مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان، محمدرضا شفيعيکدکني و شاهرخ مسکوب مجله «کتاب امروز» در سال 51 به بهانه چاپ کتابهاي «مقدمهاي بر رستم و اسفنديار» و «سوگ سياوش» هر دو از شاهرخ مسکوب، ميزگردي ترتيب داد که در آن علاوه بر نويسنده، آقايان مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان و محمدرضا شفيعيکدکني حضور داشتند و به نقد و بررسي آثار يادشده پرداختند. در پرونده شخصيت اين شماره کرگدن که به مرحوم مسکوب اختصاص دارد ديديم بيمناسبت نيست که يک بار ديگر اين ميزگرد را منتشر کنيم و در عينحال يادي کنيم از بزرگواراني که در آن جلسه شريف حضور داشتند. ناگفته نماند که متن اصلي بسيار مفصل است که ما براي انتشار مجدد آن را خلاصه کرديم. ناصر پاکدامن: از ميان شخصيتهاي اساطيرييا...
ادامه خواندن

طعم «عشق اول»


کتاب عشق اول و دو داستان دیگر شامل دو داستان از ایوان تورگینف به نام‌های «عشق اول» و «آسیا» و یک داستان از فیودور داستایفسکی به نام «دلاور خردسال» است که ترجمه‌ای روانی از سروش حبیبی از روسی دارد. بار اول در سال و بار دوم در سال 1394 توسط نشر فرهنگ معاصر به چاپ رسیده است. در ابتدای کتاب چند کلمه‌ای دربارۀ داستان «عشق اول» توضیحاتی داده شده است که «عشق اول»، درواقع، از جوانی خود تورگینف مایه می‌گیرد. او ماجرای دل‌بستنش را به پرنسسی بی‌چیز به نام یکترینا لوونا شاخوفسکایا را به قلم می‌آورد و در داستان او را زیناییدا می‌نامد. و معشوق او پدر تورگینف بود که مردی جذاب بود. پدر تورگینف ده سال از مادرش کوچک‌تر و برای ثروت با مادرش ازدواج کرده بود. و البته ماجرا این دلدادگی نیز از نظر مادرش پنهان نبوده است و زمینه خشم او را فراهم می‌کرده است. در شروع...
ادامه خواندن

درباره محمود دولت‌آبادی جادويى به نام ادبيات!


محمود دولت‌آبادی می‌گوید: «اگر شهرزاد با گفتن قصه، مرگ خود را به تعويق می‌انداخت، نويسنده هم با نوشتن به زندگى خود ادامه می‌دهد». هرچند اين روزها همزاد ديرينش ـ نوشتن ـ را دشمن خود می‌داند... - داستان‌نویس،نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس - متولد دهم مرداد ،۱۳۱۹ دولت‌آباد سبزوار - گذراندن دوره تئاتر در كلاس تئاتر آناهيتا و شروع بازيگرى تا سال ۱۳۵۳ - انتشار اولين داستان، «ته شب» در سال 1341 - برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک‌عمر فعالیت در سال ۲۰۱۲ - برگزیده جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس در سال ۲۰۱۳ - دریافت جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه توسط سفیر دولت فرانسه در تهران در سال ۲۰۱۴ - شرکت در کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ - برنده جایزه ادبی واو در سال ۱۳۹۰ - ترجمه آثار وی به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، نروژی،سوئدی، چینی، کردی، عربی،هلندی، عبری و آلمانی - دارای سابقه بازیگری برای کارگردانان معتبری چون عباس...
ادامه خواندن

شاهنامه: چنین یادگاری شد اندر جهان


  فردوسی در مقدمه ی شاهنامه در توصیف چگونگی شکل گیری شاهنامه از گردآوری داستان هایی نزد موبدانی سالخورد سخن می گوید تا آنچه را به یاد داشتند بازگو کنند و با بازگویی یاد و خاطره هایی از پدران خود داستانی تازه در عصر و زمانش ثبت کنند تا یادگار ماندگار شود: ز هر کشوری موبدی سالخورد/ بیاورد کین نامه را گرد کرد بپرسیدشان از کیان جهان /وزان نامداران و فرّخ مِهان که گیتی به آغاز چون داشتند /که ایدون به ما خوار بگذاشتند چگونه سرآمد به نیک اختری /بریشان بر ان روز کُندآوری بگفتند پیشش یکایک مهان/ سخن های شاهان و گشت جهان چو بشنید ازیشان سپهبد سخن/ یکی نامور نامه افگند بن چنین یادگاری شد اندر جهان /برو آفرین از کِهان و مِهان (شاهنامه، به کوشش خالقی مطلق، ج. 1، ص 12). از کیان و فرمانروایان جهان پرسیده می شود، این که آغاز شکل گیری تاریخ چگونه بود...
ادامه خواندن
برچسب ها:

الگوی تحول تاریخی در شاهنامۀ فردوسی (پژوهشی پیرامون ساختار پویایی فرهنگ در تفکر ایرانی)


مقدمه زبان و فرهنگ بُن و اساس هر تمدن و فرهنگ، در زبان و سنت زبانی آن ریشه دارد. زبان مأمن و مأوای تمام آن حقایقی است که تجربۀ ما از جهان را صورت بخشیده و نسبت ما با اشیاء را سامان می دهد. زبان ودیعه¬گاه معانی و عواطف بنیادی حیات و ضامن بقاء و تداوم فرهنگها و اقوام و ملل است. زبان نمایندۀ همۀ حیثیاتی است که فرهنگ را از طبیعت در شکل خام و غیرانسانی آن متمایز می سازد و بدین سبب در طرح اساسی مابعدالطبیعه از ارسطو به بعد، فصل ممیّز انسان از حیوان، «نطق» و سخن قلمداد گردیده است. چنانچه در متون مقدس و منزل نیز هستی انسانی با گویایی و سخنگویی او شناخته شده است: خلق الانسان ، علّمه البیان بدین روی تحقق انسان در گرو سخن و زبان است. در واقع انسان جز در بستر فرهنگ و مجال اجتماع ظهور پیدا نمی کند و...
ادامه خواندن

  جستجوی الگوهای روایت تاریخ و فرهنگ در آثار مسعود جعفری جوزانی


    مسعود جعفری جوزانی [1] فیلمسازِ پژوهشگر تاریخ، مجهز به نگاه  انتقادی، حماسه پرداز  و آرمان گراست. از طریق آثار جوزانی می توان به خوانش و تحلیل هنری او از تاریخ  ایران به ویژه ریشه های هویت ملی، تهدید ها، بحران های سیاسی و جریان های معاصر دست یافت. بسیاری از شخصیت های اصلی در نوشته ها و فیلم های او در بزنگاه های تاریخ،  بر مبنای روحیه ای عمل می کنند که در الگوی جوزانی از هویت ملی می گنجند.  مضامین می توان گفت ارج نهادن بر عدالت، عملگرایی، آگاهی بخشی، همچنین شخصیت پردازی حماسی از طریق تقابل های دوتایی ، ترسیم تضادهای شهری و جوانه زدن امید در دلِ بیغوله ها و به ویژه نقد عدم فهم مقتضیات جهان مدرن، محور های اصلی آثار مسعود جعفری جوزانی هستند. او چنین مضامینی را هم در بستر تاریخ ، هم در بزنگاه ها و در فرهنگ و زندگی روزمره...
ادامه خواندن

بازسازی زندگی ارامنه در رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌كنم


رمان چراغ‌ها را من خاموش میكنم، علاوه بر ارزشهای ادبی و هنری خود، از این نظر نیز حائز اهمیت و شایسته بررسی است كه نخستین رمان فارسی است كه به دست نویسنده ای ارمنی نوشته شده، ماجراهایش در محیطی ارمنی زبان میگذرند و یكی از تم هایش مناسبات یك جامعه قومی بسته با جامعه بزرگ محاط بر آن است. در این نوشته كوتاه میكوشم از دو جهت این مسأله را بررسی كنم؛ از جهت توفیق نویسنده در بازسازی محیط خانوادگی و اجتماعی ارامنه یك شهر كوچك به زبان فارسی، و دیگر طرح مناسبات جامعه كوچك قومی با جامعه بزرگ و نگاه نویسنده به این رابطه. و گمانم در هر دو مورد، برداشت من، به عنوان عضوی از جامعه كوچك ارامنه كه در این كتاب توصیف شده است، با دیدگاه خواننده غیرارمنی باید متفاوت باشد. در برخی موارد تردید دارم خواننده غیرارمنی اصلا بتواند به حساسیت و اهمیت مسأله پی ببرد....
ادامه خواندن

بي قصه، قصه ي از ياد رفته ايم


  گفت و گو با دکترحسن ذوالفقاري مهسا کلانکي دکتر حسن ذوالفقاری استاد دانشگاه است، زمینه تخصصی کار او در عرصه ادبیات، ادبیات عامه است تا کنون کتابهای متعددی از جمله باورهای عامیانه مردم ایران، جامع التمثیل و ... در این زمینه نوشته است. مسئله اي که شايد بتوان گفت در دو دهه ي اخير چهره نشان داده کمرنگ شدن مضامين ادبيات شفاهي و فرهنگي است که در گذشته ميان مردم رايج بوده است و قصه هايي که نسل به نسل منتقل مي شدند. متأسفانه کودکان امروزي به ندرت با اين قصه ها آشنا هستند. از نظر شما چرا قصه را فراموش کرده ايم؟ ادبيات فارسي به جهت غنايي که دارد از دو فرهنگ مکتوب و فرهنگ شفاهي تشکيل شده است. بخشي از ميراث مکتوب ما به چاپ رسيده و غناي ادبيات را نشان مي دهد، اما متأسفانه به ميراث شفاهي ما آنگونه که بايد توجه نشده است. داستان ها...
ادامه خواندن

تصویر شهر در ادبیات (3): رمان اتحادیه ی ابلهان نوشته ی جان کِنِدی


  تصویر شهر در ادبیات (3) رمان اتحادیه ی ابلهان نوشته ی جان کِنِدی این که گفته می شود ساخت شهرها در جهان رو به توسعه است، ما را به فکر می برد تغییر کالبدی مکان زندگی انسان ها چه تاثیری در رویکرد فلسفی آنها ها در رابطه با زندگی روزمره شان می گذارد یا این که نظام سرمایه داری چقدر در تغییر مکان زندگی انسان ها در سراسر جهان نقش دارد. مطمئنا اگر نظام سرمایه داری به تغییر مکان زندگی انسان در سراسر جهان سرعت می بخشد خواه ناخواه رویکرد ذهنی افراد را هم آن گونه که به سودش هست، شکل می بخشد. در این بین نقش فردیت انسان در رابطه با شکل بخشیدن به مکان زندگیش در شهر و آگاه بودن به خواسته ها و اهداف زندگی روزمره اش چگونه تعیین می شود. زمان موضوع با اهمیتی است که مطمئنا در شهر و زندگی مدرن متفاوت از گذشته...
ادامه خواندن

شوخ‌طبعی و خنده در زمانه استبداد


معرفی کتاب طنز سرخ، نوشته «اسعد اردلان» حوزه طنز و شوخ‌طبعی اگرچه حوزه مطالعاتی گسترده و پر جاذبه‌ای است که انواع گوناگون مطایبات، جوک‌ها، اشعار، تصاویر و کارتون‌های آمیخته با شوخ‌طبعی و خنده‌آفرین را شامل می‌شود، اما در کشور ما به‌صورت تخصصی و دقیق چندان مورد توجه نبوده و نیست. متأسفانه آثار منتشر شده در این حوزه عموماً به برخی کتب و نمونه‌های طنز محدود مانده است، ازجمله در ادبیات کلاسیک فارسی و از میان قدما صرفاً به بررسی و تحلیل نوع طنز و طنزپردازی در نوشته‌ها و آثار حافظ و عبید زاکانی، و از آثار متأخرتر به تحلیلنمونه‌های طنز درنوشته‌های دهخدا و نیز مجلات توفیق و گل‌آقااکتفا شده است. به همین دلیل است که علاقه‌مندان این حوزه، کمتر در این زمینه به کتاب یا مقاله‌ای جدید و جذاب در باب جنبه‌ها و عرصه‌هایتازه یا متفاوتِ طنز و طنزپردازی برخورد می‌نمایند. در چنین شرایطی که پژوهشگر یا خواننده علاقه‌مند با...
ادامه خواندن

چيزى مثل زندگى؛ درباره خسرو حمزوى


  اگر آن دوست نبود كه مرد نويسنده را به فكر چاپ آثارش بيندازد، شايد هنوز هم خسرو حمزوى را به‌عنوان يكى از داستان نويسان مطرح اين روزها نمی‌شناختیم. آغازين سال‌های دهه هفتاد بود كه سيما كوبان با اصرار باعث چاپ «وقتى سموم بر تن يك ساق می‌وزید» شد، كارى كه در سال‌های ۵۸ ، ۵۹ نوشته شده بود...    -داستان‌نویس و شاعر  -متولد سال ۱۳۰۸ تهران  -برندهٔ دورهٔ دوم جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی و همچنین نامزد دریافت جایزهٔ مهرگان در سال ۱۳۸۰   با رمان شهری که زیر درختان سدر مرد (۱۳۷۹)         نوشته‌ها:  -خیزران، ۱۳۳۵  -پادزهر، ۱۳۳۶  -مقدمه‌ای بر دلار اروپایی، ۱۳۵۱  -وقتی سموم بر تن یک ساق می‌وزید، ۱۳۷۱  -شهری که زیر درختان سدر مرد، ۱۳۷۹  -خش‌خش تن برهنهٔ خاک، ۱۳۸۱  -آسیابان سور، ۱۳۸۲  -خ‍ان‍ه‌ای‌ در ک‍ال‌ س‍وس‍ن‌، از م‍ن‌ م‍پ‍رس‌ ک‍ه‌ ش‍ب‌ چ‍ی‌س‍ت‌، ۱۳۸۳  -از رگ هر تاک دشت سایه‌ها، ۱۳۸۳  -به رنگ...
ادامه خواندن

نوروزنامه 1398



عکس از حامد صادقی   مائیم که از بادهٔ بی‌جام خوشیم / هر صبح منوّریم و هر شام خوشیم   گویند سرانجام ندارید شما / مائیم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم     سال جدید را در شرایطی آغاز می‌کنیم که بی‌تدبیری در ارکان تدبیر، سرزمین ِ ما را در موقعیتی سخت قرار داده است: امروز فشاری باورناکردنی بر بیشتر مردم ما وارد می‌شود. سفره بسیاری از مردم خالی است. بیماران، گرفتار ِ آزمندی سیری‌ناپذیری ِ مال‌اندوزان هستند و جنگ‌طلبان بر طبل ِ کینه و ترس می‌کوبند و چنان هیاهویی بر پا کرده‌اند که کسی نه به سفره خالی‌اش فکر کند و نه به بیمار ِ گرفتارش. بی‌تدبیری، از خود نمی‌گوید، اما زمین و زمان را به دشنام می‌گیرد. همه چیز، مهیا است که تن به افسردگی بدهیم و سر به بیابان بی‌تفاوتی بگذاریم. همه چیز. بله، ولی همه چیز، بی‌نوروز. انسان‌هایی که از این اقبال برخوردارند که در تمدنی باستانی...
ادامه خواندن

روایتی از دوگانه دین/شهر مدرن با نگاهی به «داستان جاوید» اثر اسماعیل فصیح


«داستان جاوید» (1363) از اسماعیل فصیح (1313- 1388) نویسنده ایرانی، روایت واقعیِ برشی از زندگی جاوید پورفیروز، جوان پانزده ساله زرتشتی است که به همراه عموی کهن‌سالش در سال 1301 ه.ش رهسپار تهران می‌شود تا مادر و خواهر و پدر تاجرش را که همراه هم برای شازده ملک‌آرای قاجاری از یزد به تهران کالا آورده‌ و اکنون ناپدید شده‌اند، خبری بگیرد یا آنها را پیدا کند. عزیمت او به تهران پس از برگزاری مراسم سدره‌پوشی برای وی اتفاق می‌افتد و طبق این آیین زرتشتی او در پانزده سالگی با برگزاری این آیین گذار (ritual passage)از دنیای کودکی خداحافظی می‌کند و به عنوان یک مرد، وارد عرصه زندگی می‌شود. او در بین راه عمویش را در کویر قم از دست می‌دهد و تنها راهی تهران می‌شود. در تهران با پرس و جو خانه ملک‌آرا را پیدا می‌کند، به سختی وارد آن شده و در بدو امر متوجه می‌شود در نزاع میان...
ادامه خواندن

درباره منصور اوجى


شاعر باغ شب!   درباره منصور اوجى گفته‌اند كه شعرهايش خلاصه و خیال‌انگیز است. گفته‌اند كه ايجاز در كار او تقطير حساب‌شده وفور كلمات خداست. گفته‌اند ايجاز شعرهاى اوجى ايجاز تماشا، ايجاز چيدن، ديدن، ايجاز سفرهاى زيبا در اشيا و ايجاز نوبرانه اشكال دلپذير و تصاوير است كه درون او را تبيين می‌کند...   - متولد ۱۳۱۶‎ شيراز - شاعر و مترجم ـ ليسانس فلسفه از دانشسراى عالى تهران ـ ليسانس زبان و ادبيات انگليسى از دانشگاه شيراز ـ فوق‌لیسانس مشاوره و راهنمايى از دانشگاه تربیت‌معلم تهران آثار - باغ شب ۱۳۴۴ - خواب درخت و تنهایی زمین ۱۳۴۴ - شهر خسته ۱۳۴۶ - برگزیده اشعار ۱۳۴۹ - این سوسن است که می‌خواند ۱۳۴۹ - مرغ سحر ۱۳۵۶ - صدای همیشه ۱۳۵۷ - شعرهایی به کوتاهی عمر ۱۳۵۸ - حالی است مرا ۱۳۶۸ - کوتاه مثل آه ۱۳۶۸ - خوشا تولد و پرواز درباره منصور اوجى گفته‌اند كه شعرهايش خلاصه...
ادامه خواندن

پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب


مرگ و نسبيت در مقدمه اي بر رستم و اسفنديار درباره کتاب مقدمه اي بر رستم و اسفنديار/ تنها امر مطلق در کتاب مسکوب همانا مرگ است که از آن گريزي نيست و تمامي امور نسبي حول آن شکل ميگيرند مهدي سبز مفهوم مرگ انديشه اي بنيادي بود در سير تفکر شاهرخ مسکوب، «ماهي سياه ريزهاي که در جوي تاريک رگها تنش را دور ميزد» و در پايان نيز به واسطه همين خوني که در جوي تاريک رگانش بود، همفسر مرگ شد. آلفرد شوتسِ فيلسوف، مرگ را «دلواپسي اصلي» ناميده است اما اين به آن معنا نيست که آگاهي از مرگ، همواره در ضمير ما وجود دارد. بيشتر مردم با غرق شدن در کارها و مشغول شدن با مشغوليتهاي روزمره آن را فراموش ميکنند. براي مسکوب اما، مشغوليت روزمره همين مرگ بود و مطلق بودن آن، ضميري انباشته از اين آگاهي و جدالي دائمي ميان او و شاهنامه اي که...
ادامه خواندن

رفتار متفاوت شاعر

ژيلا مشيري
پژوهشگر مردمشناسي و منتقد
واهه با بهره‌گیری از واژه‌ها و ترکیبات ملموس به خواننده این امکان را می‌دهد که با او ارتباطی نزدیک برقرار کند. او به موقع از تضادها استفاده می‌کند.
و شیطان فریاد زد. خدا شروع شاعرانگی واهه برای من بود. با واهه آرمن و اشعارش از طریق دوست و همکار گرامی‌ام افشین نادری آشنا شدم. کتاب واهه را در دست داشت و می‌خواند و تعریف می‌کرد. همیشه شعر را دوست داشتم. آن روز کتاب را از افشین امانت گرفتم و به دنیای شعر واهه قدم گذاشتم. دنیای شعر واهه برای من متفاوت بود. دنیای پر از پارادوکس، ایمان، عشق و باور... بعد از دیدار با او واهه برای من یک دوست همیشگی باقی ماند.
درباره‌ی اشعار واهه می‌توان از موضوعات مختلفی که در شعر او جریان دارند، صحبت کرد. زبان در شعر، نخستین نشانه‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود. خیال، اندیشه، عاطفه و موسیقی عناصری هستند که ذهن شاعر در فرآیندی ناخودآگاه و به تعبیری الهامی به ساحت زبان احضار می‌کند و بدین‌ترتیب تصاویر جان می‌گیرند و سایه‌هایشان بر دیواره‌ی ذهن هر مخاطب به شکلی منعکس می‌شود. این انعکاس خارج از دخل و تصرف شاعر صورت می‌گیرد و به عبارتی در ذهن هر مخاطب تجسم خاص خود را می‌یابد و هرکس از آن به شکلی یا شیئی تعبیر می‌کند. زبان شعر واهه به دور از پیچیدگی بر جان مخاطب می‌نشیند و با او سخن می‌گوید. از آن‌جا که شعر یک هنر زبانی محسوب می‌شود، تنها، هنرمندی خلاق می‌تواند دست به اکتشاف بزند وخالق زیبایی‌هایی باشد که با واژگان جذب مخاطب کند و بدون شک این هنر نیاز به ممارست و سال‌ها مطالعه دارد. تنها با این تلاش می‌توان شاعری را از نظر کیفی شاعر دانست و برای اثر او تاریخ مصرف تعیین نکرد.
خلق تصاویر عینی و بکر، نتیجه‌ی خوب دیدن و عمق بخشیدن به آن است. شاعر اما با خلق این تصاویر معنا را از حالتی تک‌بعدی به سمت تکثرگرایی می‌برد. شعر با زبانی ساده، سبب کشف همان لایه‌های پنهان جذاب و قابل‌تأمل می‌شود؛ که به‌وسیله‌ی نماد یا نشانه، استعاره، هم‌نشینی یا جا نشینی، تخیل و کنایه به وجود می‌آیند. درواقع بارزترین تکنیکی که باید در کارهای سپید کوتاه و به طور کلی در شعرهای کوتاه اجرا شود ایجاز است. و زمانی این ایجاز موفق عمل می‌کند که در اجرا و پس از آن مخاطب را با دنیایی بزرگ‌تر از شمارگان کلمات آن متن روبه‌رو کند. آرمن کاملا به این مسئله وقوف دارد و در تمام مجموعه شعرهاش سعی کرده است از ایجاز استفاده کند.
مبالغه‌های شاعرانه از شگردهای متداول شاعران است اما آن‌چه باعث تشخص یک مبالغه می شود، بکر و نوآورانه بودن آن است، که آرمن سعی بر انجام آن دارد. اما آ‌‌ن‌چه که در مجموعه اشعار و کتاب‌ها شعر واهه بسامد بالایی دارد؛ شعرهایی است که او در آن ها دغدغه‌ی جهانی دارد و می‌کوشد موضوعاتی را به چالش بکشاند که در مرزهای اقلیمی نمی‌گنجند. موضوعاتی مثل عشق، دروغ، جنگ ، صلح، آزادی و رویاهایی که در گذشته تاریخی یک سرزمین گاه به حسرت‌های تلخ و گاه به پیروزی‌های نوستالژیکی تبدیل شده‌اند. واهه با بهره‌گیری از واژه‌ها و ترکیبات ملموس به خواننده این امکان را می‌دهد که با او ارتباطی نزدیک برقرار کند. او به موقع از تضادها استفاده می‌کند. اصولا یکی از خصوصیات بارز اشعار واهه استفاده از پارادوکس و تضاد در آن‌هاست. او آن قدر راحت تضادها را در کنار هم قرار می‌دهد که گاه از این همه مهارت او در انتخاب کلمات متعجب می‌شویم. شیطان، خدا؛ سپیدی، سیاهی؛ صلح،جنگ از واژه‌هایی هستند که او زیبا و با مهارت شاعرانگی خود استفاده می‌کند. در اشعار او بارها و بارها با این تضادها برخورد می‌کنیم.
باید پذیرفت بخشی از شعر معاصر مرهون تلاش شاعرانی است که در آثار خود در جهت اعتلای فرهنگ ایرانی تلاشی بی‌دریغ داشته‌اند. در کنار پارادوکس‌هایی که شاعر با مهارتی خاص از آن ها استفاده می‌کند، در شعر واهه به اصطلاحات و فولکلور ایرانی نیز بر می‌خوریم ،چیزی که شاید ما در شعر نو و سپید کم دیده‌ایم که استفاده شود. مثل‌هایی چون جای سوزن انداختن نیست و یا فرهنگ ریختن آب پشت مسافر و اشاره به کوبه‌ی مردانه (در شعر پس از عبور درناها) و بسیاری دیگر (که به ذهنم نمی‌آید). همان‌طور که ذکر شد؛ عنصرِساختاري شعر کلمه و يا در طيف وسيع‌تر زبان است، اما آن‌چه که شعري را از منظر محتوا ماندگار و جاودانه مي‌سازد، عناصر ديگري است که در رأس همه‌ي آن‌ها انسان قرار مي‌گيرد و لذا اگر بپذيريم که عنصر اصلي در شعر انسان است، پس حضور عناصري همچون عشق، مرگ، زندگی و کلا فرهنگ انسانی مي‌توانند به شعريت يک شعر جلا بخشند، که متأسفانه در سال‌هاي گذشته بخشي از شعر ما از اين عناصر تهي شده است و به نظر مي‌رسد که همين نگاه باعث به انزوا رفتن شعر در جامعه شده است. در اين وضعيت مواجهه با شعري خلاف عادت جريان‌هاي روز که اساس آن بر مبناي عنصر انساني و فرهنگ سنتی شکل گرفته باشد، غافل‌گيرکننده به نظر
مي‌رسد. واهه را می‌توان شاعر تصویرهای مجرد ، محتواگرا و شاعر ابهام‌های ساده با روحیه‌ی آرام و ذهن و زبان نرم دانست. شاعری که سازش آشکار با کلمه دارد. کلمات مانوس که الفتی دیرینه با شاعر دارد.

این مطلب در چارچوب همکاری مشترک انسان شناسی و فرهنگ و مجله آزما منتشر می شود

ادامه خواندن

معرفی کتاب « نظریه و نقد ادبی: درسنامه ای میان رشته ای»


نقد کردن یک اثر دیگر به معنای جدایی سره از ناسره نیست .نظریه و نقد ادبی رهیافتی میان رشته ای دارد که «دریچه است برای درک بهتر جهان و محیط اطرافمان» (حسین پاینده) و وقتی ما جهان مان بهتر درک بکنیم، بی گمان حتی می توانیم باعث تغییر جهان هستی مان باشیم. نقد ادبی کندوکاوی است برای متون ادبی که معنای درونی و لایه های پنهان آن متن را تبیین و کشف می کند. کتابی که برای معرفی انتخاب کرده ایم، اثر جدید دکتر حسین پاینده استاد نظریه و نقد ادبی با عنوان « نظریه و نقد ادبی: درسنامه ای میان رشته ای» است. این کتاب را انتشارات سمت در پاییز 1397 در دو جلد که تعداد صفحات آن 1100می باشد به چاپ رسانده است. کتاب حاضر از یازده فصل شکل گرفته است که هر فصل به یکی از روش ها ی نظریه و نقد ادبی تعلق گرفته است. ایشان...
ادامه خواندن

مغزهای باز و کله‌های هوشمند!


همسان‌سازی در چند پرده محسن هادی 1-    1385؛ کرمان   مهمان دوست کرمانی‌ام بودم برای ناهار. همه خانواده لهجه کرمانی داشتند جز خواهرزاده‌ها؛ پرسیدم خواهرت در تهران زندگی می‌کند؟ گفت نه! این‌طور بود که صحبت ما خرش را از سیاست به زبان راند! من از تهرانیزه کردن ایران گفتم و از همسان‌سازی زبانی و تلویحاً پرسش‌های او درباره مسائل آذربایجان را پاسخ دادم؛ یعنی دو ساعتی بود که داشتم پاسخ می‌دادم، اما اینجا بود که به یک فهم مشترک رسیدیم! او می‌گفت اغلب خانواده‌ها دیگر با کودکانشان کرمانی حرف نمی‌زنند و نسل جدید کرمانی با لهجه تهران بزرگ می‌شود، عاملش هم تلویزیون است؛ یعنی شبکه استانی کرمان!   2-    1386؛ گرگان برای انتشار نشریه یک جشنواره به گرگان دعوت شده بودم که در طول ماه رمضان برگزار می‌شد. دست‌کم پنج نفر از عوامل اجرایی آن جشنواره، همان روزهای نخست که یافتن اشتراکات و بافتن رشته‌های دوستی، امری معمول است، از...
ادامه خواندن

استاد به روایت شاگردان


سه سال پیش، در نهمین دورۀ جشنوارۀ سینماحقیقت، وقتی یکی از رفقای مستندساز و پژوهشگر ساکن اصفهان را دیدم پس از سلام و احوالپرسی، سراغ شهر اصفهان و اهالی فرهنگ آن دیار را گرفتم. او در پاسخ گفت: «از وقتی زاون رفت دیگر اصفهان آن اصفهان همیشگی نیست». آن زمان این حرف را قدری غلوّآمیز یافتم؛ حالا که مستند خوب زهرا نیازی،«چشمۀ زاون»، را دیده ام باید بگویم حرف آن دوست عین صواب بوده است،بی ذره ای اغراق. «چشمۀ زاون» گرچه نام مرحوم زاون قوکاسیان ـ فیلمساز، نویسنده، پژوهشگر،مدرس سینما، و فعال فرهنگی اهل اصفهان ـ را بر پیشانی دارد، اما یک مستند پرتره(چهره¬نگار) کلاسیک و متعارف نیست که در آن طبق سنت مرسوم،فعالیتهای متعدد و گوناگون آن زنده¬یاد معرفی گردد و دوستان و معاشران و همکاران وی، به ترتیبی سال شمارانه، وقایع مهم زندگی او را روایت کنند و در مسیر این روایت، تصاویر و عکسهای وی که در...
ادامه خواندن

من با احساسات خود معامله نکرده‌ام


نامه‌ای ناخوانده از مرتضی کیوان به هوشنگ ابتهاج دوست عزیزم! به بدترین وضعی توهین شده‌ام. این خلاصۀ گنگ هزاران حرف تلخی است که با خود زده‌ام. من در زندگی سی‌ودوسالۀ خود بسیار توهین شده‌ام. هزاران‌گونه اهانت دیده‌ام، اما هیچ‌یک چون این اهانت اخیر مرا نلرزانده است، زیرا هیچ‌یک به این اندازه ظالمانه نبوده است. رذل‌ترین موجودات به من توهین کرده‌اند. دزدها، آدمکش‌ها، جانی‌ها، سفله‌ها، قوادها. اما این توهین اخیر مرا می‌سوزاند، می‌گدازد... احمد دهقان به من و به شرف من توهین‌ها کرد. شاه بارها به من اهانت کرد. در همدان یک قواد لجوجانه به من توهین کرد. در بروجرد یک نفر گدا مرا رذل خواند. در تهران خانمی که به دلخواهش رفتار نکردم مرا بی‌غیرت خواند. در بیجار پاسبانی به من توهین کرد. در اصفهان دروازه‌بانی که شناسنامه‌ها را می‌دید مرا متقلب خواند. در تبعید و زندان به من توهین‌ها کردند... همۀ این‌ها را تحمل کردم اما این توهین آخری...
ادامه خواندن