ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درباره مهدى حسينى


نقاش و نظم و فضا واژه‌ای كليدى و كامل كه بتوان با آن شخصيت و خلاقيت «مهدى حسينى» را یکجا جمع كرد و صورت بست، «نظم» است. اين نظم حتماً خاستگاهى درونى دارد كه ریشه‌هایش را بايد بيش از هر چيزى در تربيت ذهنى نقاش جست‌وجو كرد. يعنى در همان چيزى كه باعث می‌شود او در آثارش هم با بيننده خيلى روان و سليس سخن بگويد و باز از همان تهذيب و پالايش درونى بگويد… - متولد ۱۳۲۲ كاشان -فارغ‌التحصیل هنرستان هنرهاى زيباى پسران تهران (رشته نقاشى) ۱۳۴۱ -ليسانس رشته نقاشى و هنرهاى چاپى از انستيتو هنر شيكاگو۱۳۴۷ -فوق‌لیسانس رشته نقاشى و هنرهاى چاپى از انستيتو پرات نيويورك ۱۳۴۹ -استاد دانشگاه و عضو هيأت علمى دانشگاه هنر -رئيس دانشكده هنر -برگزارى ۱۶ نمايشگاه انفرادى ۱۳۸۳ ـ ۱۳۵۲ -شركت در ۴۰ نمايشگاه گروهى در ايران و خارج از كشور ۱۳۸۳ ـ ۱۳۴۱ -عضو هيأت انتخاب و داورى اولين، دومين و سومين...
ادامه خواندن

درباره غلامحسين اميرخانى


معناى پنهان در مركب و کاغذ غلامحسين اميرخانى استاد مسلم خط و خطاطى را در تالار آيينه مجموعه فرهنگى هنرى صبا يافتيم. بی‌پیرایه و ساده. شیک‌پوش و مرتب. با تسبيحى در دست و عينكى بر چشم. سؤال اولم دلش را به درد می‌آورد و با اين حال از پاسخ دادن طفره نمی‌رود: «وقتى آثارم را می‌فروشم چه احساسى دارم؟… هم حسرت می‌خورم و هم خوشحال می‌شوم… - متولد ۱۳۱۸ شهرستان طالقان -  استاد خوشنويسى و خطاطى - شاگرد استادانی چون سیدحسین میرخانی و سیدحسن میرخانی در خط نستعلیق -  استخدام از سال ۱۳۴۰ در اداره کل هنرهای زیبا در وزارت فرهنگ و هنر سابق (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز) به سمت خطاط - مدیریت و ریاست شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران، مدیریت فرهنگسرای ارسباران (هنر) و ریاست شورای عالی خانه هنرمندان ایران ـ رئيس انجمن خوشنويسان ايران (از سال ۱۳۵۸ تاكنون( ـ رئيس شوراى عالى خانه هنرمندان (از بدو...
ادامه خواندن

آوایی از هزاره‌های دور


وقتی صحبت از آغاز پیدایش یک تمدن می شود سنجه های اعتباربخشی دانش ما الگوهایی را برای این ردیابی معرفی می کند. هربار با نگریستن به پس پشت خود انسان هایی را می بینیم که در یک چیز علیرغم تفاوت های فرهنگی، جهان‌بینی و زیست‌جهان‌شان با ما مشترک هستند؛ و آن موجودیتی است که با آن خود را می نامیم: انسان. انسان امروزی به رغم تمامی دژخیمی و ددمنشی‌هایی که از خود نشان می دهد و آن هم در دهه های نخستین بیست و یکمین قرن تاریخ خودانگاشته‌اش که با انواع کشتارها، جنگ ها و نسل‌کشی‌ها، هستی اش را بدان زینت می‌کند. همین انسان وقتی به نیای خود بنگرد او را وحشی می خواند و خود را صاحب اندیشه‌ای بس سترگ می داند که گویی پیمانه توسعه فرهنگی و پیشرفت‌اش چنان سرریز کرده که دارد از دیوار همان صفاتی خود را به زوال می‌کشاند که پدرانش را بدان می خواند:...
ادامه خواندن

نگاهی به مستند میدان بی حصار


"میدان بی حصار" را می توان مستندی تاریخی و شهری برشمرد که با نگاهی کلی‌گرا از جنبه های مختلف تاریخی، اجتماعی–فرهنگی، سیاسی و معماری به بیان سرگذشت پر فراز و نشیب میدان توپخانه، از آغاز شکل گیری آن در عهد ناصری تا دهه 80 شمسی، می‌پردازد. این میدان از ابتدای شکل گیری خود همواه مرکز جریانهای بزرگ سیاسی و اجتماعی از جمله مشروطه خواهی بوده است. به علاوه این میدان مرکزی برای گردهمایی های اعتراضی، اعدام محکومان شناخته شده همچون شیخ فضل الله نوری و همچنین برگزاری جشنها و مراسم ملی، دینی و سلطنتی بوده است. میدان توپخانه به مدت 70 سال مرکز تهران بوده و بسیاری از خاطرات جمعی و تاریخی طی مدت زمان 150 سال در این میدان شکل گرفته است. با این وجود میدان امروز به جز یک یا دو نشانه مختصر خاطره ی دیگری از گذشته به همراه ندارد و به نوعی هویت تاریخی آن پایمال...
ادامه خواندن

انسان‎شناسی حسی و سینما


وقتی از فیلم دیدن صحبت می‎کنیم از چه چیزی صحبت می‎کنیم؟ هنگامیکه می‎گوییم فیلمی دیدم، واقعاً چه چیزی و دقیقاً کدام قسمت‎های فیلم را دیده‎ایم؟ زاویه‎ی نگاه، لحظه‎ی بهم خوردن پلک‎ها، میزان تمرکز، آشنایی قبلی با لایه‎های فیلم، نگاه تخصصی، مکانِ تماشای فیلم و موارد بسیار دیگری تجربه‎ی فیلم دیدن هر فرد را منحصربفرد می‎کند؛ حتی اگر فیلمی یکسان، توسط یک فرد چندین بار مشاهده شود، هر بار این الگوریتم حرکت چشم در نماها و قاب‎های گوناگون، متفاوت خواهد بود. مثال ساده‎ی آن هم اتفاقی است که بعد از تماشای جمعی یک فیلم، ممکن است هر کدام از شما به نکته یا صحنه‎ای در فیلم اشاره کنید که فرد دیگر متوجه آن نشده باشد. چشم و به طور کلی ذهن ما می‎تواند بر روی عناصر مختلفی متمرکز شود. این عناصر اگرچه به چینش فیلمساز انتخاب شده‎اند، اما مخاطب در روند مشاهده می‎تواند اجزایی از فیلم را خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه دنبال...
ادامه خواندن

پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب


مرگ و نسبيت در مقدمه اي بر رستم و اسفنديار درباره کتاب مقدمه اي بر رستم و اسفنديار/ تنها امر مطلق در کتاب مسکوب همانا مرگ است که از آن گريزي نيست و تمامي امور نسبي حول آن شکل ميگيرند مهدي سبز مفهوم مرگ انديشه اي بنيادي بود در سير تفکر شاهرخ مسکوب، «ماهي سياه ريزهاي که در جوي تاريک رگها تنش را دور ميزد» و در پايان نيز به واسطه همين خوني که در جوي تاريک رگانش بود، همفسر مرگ شد. آلفرد شوتسِ فيلسوف، مرگ را «دلواپسي اصلي» ناميده است اما اين به آن معنا نيست که آگاهي از مرگ، همواره در ضمير ما وجود دارد. بيشتر مردم با غرق شدن در کارها و مشغول شدن با مشغوليتهاي روزمره آن را فراموش ميکنند. براي مسکوب اما، مشغوليت روزمره همين مرگ بود و مطلق بودن آن، ضميري انباشته از اين آگاهي و جدالي دائمي ميان او و شاهنامه اي که...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 50


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ** اجتماعی . ما باید بر این واژه [تأکید زیادی] داشته باشیم،زیرا امکان می‌دهد یک فضای شهری را از همه فضاهای دیگر –از یک چشم‌انداز طبیعی- تفکیک کنیم، که البته چشم انداز طبیعیخود نیز ممکن است از رهگذر کار انسان دچار دگرگونیشده باشد، دگرگونی‌هایی که ممکن است زیر نور طبیعت، رنگ‌ها [ی زیبا] و سایر جلوه‌های چنان چشم اندازی، که موهبتی آسمانی هستند، چندان به چشم نیایند. وقتی از مکان‌های شهری همواره به زندگی اجتماعی، گروهی که به مثابۀ جمعیتی برگزیده در نظر گرفته شده‌اند، زیستگاه‌هایی خاص بورژوازی یا خانواده‌های بزرگ ... اشاره داردو، اما اگر این تز را مطرح کنیم که مکان‌های عمومی جایی هستند که همه طبقات با یکدیگر در هم می‌آمیزند، چه باید بگوییم؟ با وجود این، این مکان‌ها را نمی‌توان از مفهوم اجتماعی جدا کرد. خیابان شانزه‌لیزه حتی در دوره های «آشوب» همان طبقات اجتماعی را به درون خود...
ادامه خواندن

درباره ابراهيم قنبرى مهر


گرافیک: معراج شریفی دست‌هایی كه عاشق چوب‌اند ساحر عاشقى كه چوب خشك را به صداى زنده بدل می‌کند. او سازندهٔ سرشناس سازهای موسیقی است... ـ تولد مرداد ۱۳۰۷ ـ تهران ـ ۱۳۳۰ حضور در كلاس درس ابوالحسن صبا ـ ۱۳۳۴ راه‌اندازی اولين كارگاه سازسازى در اداره هنرهاى زيبا و اداره شخصی آن تا ۱۳۵۷ ـ ۱۳۳۹ اعزام به فرانسه از سوى كارگاه سازسازى اداره هنرهاى زيبا براى كارآموزى در كارگاه اتين و اتلو ـ داراى درجه‌یک هنرى معادل دكتراى دانشگاهى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ـ عضو جامعه مخترعين و مبتكرين ايران - ساخت بربط‌ به دو صورت متفاوت، یکی با صفحهٔ پوستی و دیگری با صفحهٔ چوبی ، با اندازه‌گیری نسبت نوازنده به ساز در نقاشی‌های ظروف به‌جای مانده از دورهٔ ساسانی در اوایل دههٔ هفتاد   سميه مؤمنى: اين روزها مصاحبه نمی‌کند. شماره تماسش را هم تقريباً به‌سختی می‌توان يافت اما درنهایت دخترش واسطه صحبت با او...
ادامه خواندن

پرونده‌ی منصوره حسینی


لیلا احمدی درس انسان‌شناسی هنر این مقاله درباره‌ی نقاش و پیکرساز ایرانی است. برای مجری شبکه‌ی من‌وتو، منصوره حسینی (مجری) را ببینید. منصوره حسینی (زاده ۱۰ شهریور ۱۳۰۵ - درگذشته ۲۶ خرداد تا ۸ تیر ۱۳۹۱) نقاش، پیکرساز، و نقاد هنری ایرانی بود. زندگی‌نامه منصوره حسینی زادهی سال ۱۳۰۵ در تهران ست. او در سال ۱۳۲۸ لیسانس نقاشی خود رااز دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۳۸ از آکادمی هنرهای زیبا - رم پایان‌نامه گرفت. هنگامی که منصوره حسینی در دانشکده هنرهای زیبا آموزش خود را آغاز کرد، این دانشکده چهار پنج سال بیشتر نداشت. استادان منصوره، حیدریان، وزیری، صدیقی، مقدم، رولان دوبرول و مارت سلستین آیو (خانم امین‌فر) بودند. در اندک هنگام، منصوره حسینی با پژوهش بسیار از بند آموخته‌های خشک دانشکده رهایی می‌گیرد و شیفتهی آزادی سبک‌های امپرسیونیست‌ها (دریافتگری) و پست امپرسیونیست‌ها (پسا دریافتگری) می‌شود. «مادام آشوب مرا تشویق می‌کرد، ولی حیدریان متلک می‌پراند...
ادامه خواندن

استاد به روایت شاگردان


سه سال پیش، در نهمین دورۀ جشنوارۀ سینماحقیقت، وقتی یکی از رفقای مستندساز و پژوهشگر ساکن اصفهان را دیدم پس از سلام و احوالپرسی، سراغ شهر اصفهان و اهالی فرهنگ آن دیار را گرفتم. او در پاسخ گفت: «از وقتی زاون رفت دیگر اصفهان آن اصفهان همیشگی نیست». آن زمان این حرف را قدری غلوّآمیز یافتم؛ حالا که مستند خوب زهرا نیازی،«چشمۀ زاون»، را دیده ام باید بگویم حرف آن دوست عین صواب بوده است،بی ذره ای اغراق. «چشمۀ زاون» گرچه نام مرحوم زاون قوکاسیان ـ فیلمساز، نویسنده، پژوهشگر،مدرس سینما، و فعال فرهنگی اهل اصفهان ـ را بر پیشانی دارد، اما یک مستند پرتره(چهره¬نگار) کلاسیک و متعارف نیست که در آن طبق سنت مرسوم،فعالیتهای متعدد و گوناگون آن زنده¬یاد معرفی گردد و دوستان و معاشران و همکاران وی، به ترتیبی سال شمارانه، وقایع مهم زندگی او را روایت کنند و در مسیر این روایت، تصاویر و عکسهای وی که در...
ادامه خواندن

درباره محمدمهدى انوشفر


طراح پوستر: معراج شریفی خاكى كه كيميا می‌شود!   محمدمهدی انوشفر را آنانى كه مدهوش سفالینه‌ها، کاشی‌ها، نقش‌ها، رنگ‌ها و لعاب‌های سنتى ایران‌اند، به‌خوبی می‌شناسند. او يكى از سه نفر احياكننده لعاب زرین‌فام در جهان است. همان لعاب طلايى كه زینت‌بخش محراب‌های مساجد ايران در قرن ششم و هفتم هجرى بود. همان محراب‌ها كه «درگاه بهشت» نام می‌گرفتند از حرمتی كه پيوند هنر با معنا و معنويت به وجود می‌آورد... - متولد اول اسفند ۱۳۲۴ تهران ـ ليسانس مجسمه‌سازی از دانشگاه تهران، دانشكده هنرهاى زيبا ۱۳۴۸ ـ شروع به كار در كارگاه كاشى سازى اداره‌های هنرهاى زيباى وزارت فرهنگ و هنر سابق ۱۳۴۹ ـ داور تمام بى ينال هاى سراميك ايران از بى ينال اول تا هفتم ـ از اعضاى هیئت داورى ارزش‌گذاری هنرمندان سراميك سنتى ـ برنده تنديس طلايى سومين سه سالانه مجسمه‌سازی ايران ـ برگزارى حدود ۵۰ نمايشگاه گروهى و انفرادى در تهران ـ برگزارى نمایشگاه‌هایی در كشورهاى...
ادامه خواندن

بوتیک حراج تهران و سایه آن بر موزه ها


"حداقل می توانی تعدادی آثار گرانقیمت را یک جا ببینی". این روایت یکی از خبرنگاران هنری از حراج تهران است، شاید به نظر روایتی دم دستی و خودمانی بیاید اما این روایت بازتابنده نوع گفتمانی است که حراج تهران به مثابه یک حراج هنری ناخواسته بر فضای فرهنگی کشور حاکم نموده است یا به عبارتی دیگر گفتمانی حاکم شده بر فضای هنری است که می توان حراج تهران را مهمترین نماد آن دانست. این گفتمان که از حدود بیست سال پیش شروع به ظهور کرد در مسیر خود به حراج تهران رسید و این حراج به مهمترین نماد آن تبدیل شد اگرچه خود حراج را باید دالی بر مدلولی بزرگتر دانست. گفتمانی که خود از گفتمان بزرگتری تبعیت می کند. گفتمان سرمایه داری که اثر هنری را به مثابه یک کالای ذیقیمت می انگارد. این "ذیقیمت بودن" مهمترین معنا و ارزش اثر هنری می شود و هر چه قیمت آن...
ادامه خواندن

رقص عقرب‌ها: تأملی درباب نمادپردازی در هنر جیرفت به مثابه هنری مقدس


سعید اسلامی راد آنچه به یک فرهنگ هویت می بخشد، هنر و جلوه های محسوس مادی آن است. گرچه آن چیزی که این فرهنگ مادی را حیات می‌بخشد؛ همانا سویه های ناملموس و ذهنی فرهنگی است. تلقی هنر و زیبایی بیش از هر چیز یک پرسمان فرهنگی و ناشی از گفتمان‌های مسلط اجتماعی است. بی‌شک زیبایی نیز چون دیگر مقوله های انسانی از نظر معنایی چیزی نسبی است که با دوگان دیگری چون زشتی معنا می یابد. در این نوشتار با توجه به مقوله‌های موجود در نمادپردازی و در شکل مشخصِ هنر سنتی سعی می شود تا نوعی ارزیابی فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی از هنر جیرفت انجام شود. فرض متمرکز در این نوشتار سنتی پنداشتن هنر جیرفت است. گرچه بطور معمول سنت در مقابل مدرنتیه معنا می یابد اما در این نوشتار این مفهوم معنای خود را در اندیشه سنت‌گرایانی چون بورکهارت، کوماراسوامی و رنه گنون می گیرد. بنابر نظریات...
ادامه خواندن

با كاروان پیران


«کاروان پیران» از جمله اشتراکات بین استان گلستان با منطقه پیرامونی‌اش است که می‌توان در راستای دیپلماسی فرهنگی از آن‌ها سود بُرد. رسول اسماعیل‌زادۀ دوزال* برای شرکت در مراسم هفتۀ فرهنگی استان داش¬اوغوز، با هماهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، سفری به داش اوغوز داشتم. این سفر، علاوه بر این‌که یک وظیفۀ اداری بود، از حیث تحقیقات فرهنگی و تاریخی نیز برایم اهمیت زیادی داشت؛ زیرا از بیست سال پیش در زمینۀ پیران ترکمنستان و تصوف در آسیای مرکزی مطالعاتی داشتم، به‌ویژه با تحقیقاتی که دربارۀ داستانهای دده‌قورقود داشتم، با واژه¬ی دیش‌‌اوغوز (داش‌اوغوز) آشنا بودم. لذا از نزدیک دوست داشتم با استانی که به نام داش‌اوغوز نامگذاری شده است و تشابه اسمی بین آن وجود دارد، بیشتر آشنا شوم. به هر تقدیر، در مراسمی که به‌مناسبت هفتۀ فرهنگی استان داش اوغوز ترتیب یافته¬بود، شرکت کردم. این مراسم به‌مناسبت هفتۀ فرهنگی استان داش‌اوغوز برگزار می‌شد و كیفیت بخش‌هایی از آن کم نظیر...
ادامه خواندن

نوستالژی ایران و مثلث تهران-ایروان-گلندل


یک نویسنده آفریقایی-آمریکایی موفق گفته است که هنوز احساس می‌کند در بنیاد خود همان کودک پابرهنه‌ای است که در خیابان‌های خاکی و فقیرنشین محله‌شان با همسالان خود بازی می‌کند و این سو و آن سو می‌دود. انگار آدم‌ها هرگز بزرگ نمی‌شوند و در عمق وجود خود، همان هستند که در سالیان کودکی بودند. در زمان و مکان دیگری زندگی می‌کنند، امّا مکان و زمان کودکی به صورت زنده و احتمالاً با تغییرات ناخودآگاه، به جضور پررنگش در ذهن آن ها ادامه می‌دهد. چنین بوده است برایِ خورِن آرامونی، نویسنده ارمنی اهل گلندل، و برایِ خواهرش، آناهید آرامونی کشیشیان، استاد زبان و ادبیات ارمنی در دانشگاه «UCLA» ایالات متحده. خانواده آرامونی از گروه آن خانواده‌هایی بوده است که زمانی که خورن و آناهید در سن کودکی بودند با آرزوها و توهمات بزرگ، محله وحیدیه تهران را ترک و به ارمنستان مهاجرت می‌کنند و در آن جا در می‌یابند که آن چه درباره وطن می‌اندیشیده‌اند،...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(40)


تصویر: بخشی از تابلوی «آتلیه یک نقاش» اثر کوربه پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی اما گمان می‌کنم این کار هیچ سودی جز سود نمادین بزرگی برای کسی که چنین رویکردی را پیشنهاد می‌کند، در برندارد. اثر هنری، حتی بیشتر از اثر ادبی، موضوع این شور و هیجان رمزآمیز است. مطرح کردن ِ مسئله به گونه‌ای که من آن را مطرح می‌کنم به معنی آن است که نبوغ مانه را پیش از مفهوم، کلام، گفتمان، منطق، کلام‌محوری و همه سخنان یاوه دانشگاهی قرار بدهیم. و به نظرم به همان دلیل که این نبوغ پیش از آن موارد قرار می‌گیرد، می‌توان آن را فراتر از آن‌ها، فراتر از همه گفتمان‌ها درباره توصیف‌ناپذیری نقاشی قرار داد. این یک منطق عملی در متعارف‌ترین معنای آن است: این امری توصیف‌ناپذیر است در همان معنایی که هر چیزی که از طرح‎‌واره‌های کالبدی بیرون آمده باشد، دارد. این طرح‌واره‌ها به شدت پیچیده هستند و این فراتر از...
ادامه خواندن

درباره مرتضى مميز


عجول و آرام‌بخش سهيه مؤمنى: مرتضى مميز جزو معدود آدم‌های بزرگى است كه در زمان زندگی‌اش و در اوج هنرمندی‌اش شناخته‌شده و خوب و به‌حق هم شناخته‌شده است. او نيازى به معرفى ندارد. هركس كه در ۴۵سال گذشته در فضاى فرهنگى ايران بوده و در هواى هنرى آن نفس كشيده است مرتضى مميز را می‌شناسد و با آثار او آشناست. بهمن‌ماه سال گذشته بود كه موزه هنرهاى معاصر بخشى از نمايشگاه گرافيك سه قاره را به آثار او اختصاص داد. به پاسداشت ۴۵سال تلاش سرشار از خلاقيت...   ـ فرزند محمدعلى و خانم كوچك ـ متولد ۱۳۱۵‎/۶‎/۴ ـ تهران - درگذشت ۵ آذر ۱۳۸۴ تهران ـ فارغ‌التحصیل رشته نقاشى از دانشكده هنرهاى زيبا، دانشگاه تهران‎/ ۱۳۴۴ - گواهينامه طراحى غرفه ويترين و معمارى داخلى مدرسه عالى هنرهاى تزئينى، پاريس‎/ ۱۹۶۸ ـ مدير هنرى و طراح گرافيك نشريات ايران آباد، كتاب هفته، كيهان هفته، فرهنگ، كاوش، نگين، فرهنگ و زندگى، رودكى،...
ادامه خواندن

پرونده « انجمن سینمای جوانان - دفتر رفسنجان»


گردآوری و تنظیم : هانیه کرمیان پرونده پیش رو به گردآوری مطالب موجود در فضای مجازی در ارتباط با انجمن سینمای جوان شهرستان رفسنجان پرداخته و تلاشی است در جهت دستیابی به فهرستی مشخص و منظم از فعالیت های این انجمن که در این جا با توجه به یک نظم تاریخی (زمان انتشار خبر) و موضوعی طبقه بندی شده اند.یکی از مواردی که لازم است به آن اشاره شود،کمبود اطلاعات در ارتباط به فعالیتهای انجمن در سایتهای اینترنتی است به طوری که قبل از سال 95، کمتر اخباری از فعالیت های سینمای جوان رفسنجان منتشر شده است. برای مطالعه پرونده و مشاهده تصاویر بر روی فایل پیوست کلیک کنید: parvande--1
ادامه خواندن

درباره محمد ابراهيم جعفرى، مثل يك كور در تاريكى!


عنوان «استاد» و به‌ویژه «استاد دانشگاه» را اين روزها خیلی‌ها يدك می‌کشند و در ميان همين «خیلی‌ها» كه به بركت باز شدن دانشگاه‌ها و دانشکده‌های مختلف و متعدد در جای‌جای اين سرزمين به كسوت استادى رسیده‌اند، كمتر كسى پيدا می‌شود كه واجد تمام آن ویژگی‌های لازم براى آموختن باشد. در مقابل خیلی‌ها و در ميان بعضی‌ها پيدا كردن و پى بردن به نام كسى چون «محمدابراهیم جعفرى» اصلاً مشكل نيست و اين را تقريباً تمام كسانى كه در چند دهه اخير «هنر» خوانده‌اند، خوب می‌دانند.... - متولد ۱۳۱۹ بروجرد - درگذشت 18 فروردین 97 - فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران ۱۳۴۳ - برگزارى نمایشگاه‌های انفرادى و شركت در نمایشگاه‌های گروهى متعدد در ايران، فرانسه، روسيه، ايتاليا، آمريكا، مراكش و ... - تدريس در دانشگاه هنر، سوره، آزاد، هنر اصفهان، هنر كرمان، الزهرا، دانشكده هنرهاى تزئينى، دانشكده هنرهاى دراماتيك و دانشكده موسيقى (حركات موزون) - عضو هیئت‌های انتخاب و داورى...
ادامه خواندن

ایران درّودی (2)


ایران درودی (متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در مشهد) نقاش برجسته ایرانی است. او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری بوده و به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقع‌گرایی (سورئالیسم) است.درودی همچنین کارگردان و تهیه‌کننده چند فیلم مستند و کوتاه برای تلویزیون بوده‌است. درودی در ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت. زندگینامه ایران درودی در ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در خانواده‌ای اشرافی در خراسان به‌دنیا آمد. پدرش خراسانی بود و مادرش قفقازی. تبار پدری‌اش پشت در پشت بازرگان بودند و مادرش به همراه خانواده بعد از انقلاب اکتبر و تشکیل کشور شوروی از قفقاز به ایران مهاجرت کردند.در کودکی با خانواده به اروپا سفر کرد و از شهرهای مختلف اروپا دیدن کرد،وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد خانواده او در هامبورگ زندگی می‌کرد و با شروع جنگ به ایران بازگشتند و مدتی در مشهد زندگی کردند و بعد به تهران آمدند و ساکن تهران شدند....
ادامه خواندن