ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انتشار پنجمین جلد از دانشنامه «فرهنگ مردم ایران»


  پنجمین جلد دانشنامۀ «فرهنگ مردم ایران» در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی و زیر نظر«کاظم موسوی بجنوردی» رئیس این مرکز، منتشر شده است. دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران یکی از پروژه‌های متعدد مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است که طرح اولیۀ آن در یك فرایند پیشنهاد، مطالعه و تدوین، در اسفند 1386 تهیه گردید و دو هیئت: یكی «شورای علمی» متشكل از استادان دانشگاهی رشته‌های مربوط و دست‌اندركاران پیش‌كسوت در امر پژوهش در فرهنگ مردم، و دیگری «هیئت مشاوران عالی» متشكل از چند تن متخصص و دست‌اندركار در امر دانشنامه‌نویسی و نیز چند تن از صاحب‌نظران خبره در رشتۀ مربوط تشكیل شد و پس از کسب نظرات این دو هیئت، طرح نهایی آن تنظیم، و روند اجرای آن آغاز گردید. این دانشنامه در راه تحقق خود با دشواری های فراوانی روبه‌رو بود از جمله: نبود رشتۀ دانشگاهی فرهنگ مردم و به تبع آن نبود كارشناسان و پژوهشگران دانشگاهی، كمبود منابع تحقیق،...
ادامه خواندن

درباره ایالات متحده ی آمریکا (1): فرهنگ


فرهنگ ایالات متحده در برگیرنده ی آداب و رسوم، رفتار و شیوه ی زندگی در این کشور است. مردم آمریکا فرهنگ خود را از طریق سنت های مرتبط با غذا، پوشش، تفریح و جشن ها؛ بواسطه ی سیستم تحصیلاتی و نهادهای آموزشی شامل موزه ها و کتابخانه ها؛ و از طریق انواع هنرها از جمله هنر های بصری، ادبی و نمایشی و اجرایی، بیان می کنند. فرهنگ آمریکایی غنی، پیچیده و منحصر به فرد است. این فرهنگ بواسطه ی غلبه ی سریع و کوتاه مدت اروپاییان بر منطقه بسیار وسیعی از زمین هایی آشکار شد که به صورت پراکنده توسط شمار متفاوتی از افراد محلی سکونت یافته بودند. اگر چه الگوی فرهنگی اروپایی بویژه در زبان، هنرها و نهادهای سیاسی دارای نفوذ بسیار بود، مردمی از آفریقا، آسیا و آمریکای شمالی نیز سهمی در فرهنگ آمریکایی داشتند. تمامی این گروه ها بر ذائقه های عامه پسندانه در موسیقی، پوشش، سرگرمی...
ادامه خواندن

علَم­چینی و علَم­واچینی در روستای شاه شهیدان (عمارلو)


تورج رهبرگنجه مقدمه علَم یا جریده یکی از وسیله ­های نمادین به کار رفته در آیین سوگواری در میان شیعیان است .­این وسیله چوبی و بلند ارتفاعی حدود پنج تا شش متر دارد که رأس آن را با پنجه ه­ای فلزی از جنس برنج و پارچه­ های مشکی و رنگین می ­پوشانند .در علَم­بندی اغلب از پارچه­ های سبز به نشانه مظلومیت و محبوبیت امامان معصوم)ع(، قرمز به نشانه سرخی خون و شهادت آن بزرگواران و سفید که بیانگر سیمای نورانی آنان بوده  استفاده می­شد. نگاره­ های علَم را اغلب تصاویری از طاووس­، کبوتر، چهار­گلدان و طوطی در دو طرف تشکیل می ­داد. علَم­ ها در گذشته اغلب یک تیغ بودند که با مرور زمان به علَم­های سه­ تیغ، پنج ­تیغ، هفت­ تیغ و ... تا بیست ویک­ تیغ مبدل شدند. قدیمی­ترین علَم­های ایرانی در موزه توپکاپی  [1]  استانبول ترکیه نگهداری می­ شوند. این علَم­ها که نمونه ه­ای از علامت...
ادامه خواندن

بابا غلام مارگیری، روایتی که برای همیشه در خواب رفت


مریم قرسو نخستین دیدار من با باباغلام مارگیری، بابازار ِ روستای گرازویه در نزدیکی میناب، در سال 1385 بود. وقتی که برای مدتی کوتاه توانستم از کار و درس مرخصی بگیرم و چند روزی به دیار زار و زاری ها بروم. به همراه دوستی هنرمند و بومی از بندرلنگه عازم میناب شدیم و از آنجا به روستای تفتیده ی گرازویه رفتیم. هوا به شدت گرم بود و شهریور ماه تنها زمان فراقت من، و بنابراین چاره ای جز صبوری و تحمل تیغ آفتاب نداشتم. گرازویه روستایی است کم جمعیت، آرام، با درختانی تنک و خیابانهای خاکی. خانه ی باباغلام مارگیری رو به شرق، خانه ای کوچک و با صفا است که با پرده های گلرنگ آراسته شده است. همسری بسیار کم حرف و هنرمند دارد که تمام عصرها وقتی گرمای آفتاب کم می شود، در سایه ی درخت بزرگ روبروی در ورودی خانه، می نشیند و تار و پود نخ...
ادامه خواندن

خوانش فمینیستی بر فیلم « مَلی و راه های نرفته اش»


((ز شهر نور و عشق و درد و ظلمت سحرگاهی زنی دامن کشان رفت پریشان مرغ ره گم کرده‌ای بود که زار و خسته سوی آشیان رفت)) فروغ فرخزاد ژولیا کریستوا فیلسوف فمنیست و منتقد ادبی می نویسد: (( اعتقاد به اینکه ˒کسی زن است, به همان اندازه بیهوده و حاکی از تاریک اندیشی است که اعتقاد به اینکه ˒کسی مرد است، 1)). ص43 بر اساس دیدگاه این فیلسوف فمینیست مقوله زن بودن که بخواهد باعث جدائی زن از مقوله مرد بشود امری غیر عقلانی و غیر منطقی است.یک اجماع کلی در مکتب فمینیست جاری است و آنها بر این عقیده اند که در طول تاریخ بشری تا دوره معاصر در حق و حقوق زنان تبعیض قایل شد اند که این تفاوت و تبعیض از سوی نظام مرد سالاری بوجود آمده است و با این تبعیض که زن « جنس دوم» است و زنان در تمامی سطوح جامعه به عنوان...
ادامه خواندن

پوشاک هندی (بخش چهارم)


آنامیکا پتک برگردان نسیم کمپانی هرشاچاریتا - مراجع غنی در باره منسوجات-  کتاب هرشاچاریتا یکی از نقاط برجسته در زمینه تاریخ باستانی هند بشمار می رود،و نشان دهنده کاری استادانه از زندگی اجتماعی و فرهنگی شمال هند در قرن 6 و 7 میلادی به حساب می آید.بر طبق نوشته باناباتا ،شاعر دربار امپراتور هرشواردان که در مناطق کنوج، ایالت اوتر پرادش کنونی حکومت می کرده ،هرشاچاریتا،روایتی جذاب اززندگی امپراتور هرش واردان , فعالیت های درباری او و وفور مراجع در منسوجات و پوشاک در آن دوره می باشد.باناباتا ذکر کرده که امپراتور هرشوردان عادت داشت دو لباس اصلی بپوشد :آنتاریا و اوتاریا ،یک پتک که دور کمر پیچیده می شد و کمربندی که بر روی آن بسته می شده است.اوتاریا از پارچه ای عالی،منسوجی مانند "جامه دانی" ساخته می شد.امپراتور و مردم عادی هردو گردنبند و تزیینات سر می بسته اند.باناباتا ذکر میکند که از شش نوع ماده برای ساختن...
ادامه خواندن

پوشاک هندی (بخش سوم)


آنامیکا پتک برگردان نسیم کمپانی دوران گوپتا(قرن4 و 5 پس از میلاد): امپراتوری گوپتا از 320 پس از میلاد با سلطنت چاندرا گوپتای اول شروع شد ،کسی که تا 340 پس از میلاد یک حکومت بر رقیب را برماگدا(شامل ایالت بنگال کنونی)داشت.پسرش سامودراگوپتا (340-380 پس از میلاد)و نوه اش چندرا گوپتا ویکرام آدیتیا (380-415 پس از میلاد)امپراتوری گوپتا را به بالاترین نقطه اوج خود رساند:این مرحله معروف به عصر طلایی در تاریخ هند می باشد.عصر طلایی در تعادل و هم آهنگی باشکوه همه هنرها ،که شامل ادبیات،موسیقی،پوشاک ،منسوجات و ضرب سکه ها می باشد, شاخص بوده است.ادبیات غنی زبان سانسکریت(امرکوش اثر امرسینگ،سنکون تالا،راگووامسا و کوماراسمبوا اثر کالیداس،ماهاویرا چاریتا واوتارام –چاریتا اثر باوابوتی),روایت مسافرتراهب بودایی چینی فا-هین و کتبیه ها مجموعه اطلاعات نفیسی در باره منسوجات و پوشاک تهیه و ارائه کرده است.این اطلاعات نه تنها بر استفاده ازانواع گوناگون کتان ،ابریشم و پشم اشاره می کند،بلکه هم چنین برکیفیت ،مراکز...
ادامه خواندن

جامعه سِلفی و خودشیفتگی


«ابرم همه به چمن رو کرده شمعم همه جان خویش اما خورده‌ در غیرم امید چه می باید داشت چون من هم از خویشتنم آزرده» نیما یوشیج در عقاید و دیدگاه عمومی جامعه ما، از«عکس» به عنوان لحظات، خاطرات و دوستی های ثبت شده تعبیر و تفسیر می شود. این تعییر به یک ارزش وعرف نهادینه شده در جامعه ما بدل شده است. ما در رشته هنر با گرایش عکاسی با انوع متفاوت عکاسی مواجهیم که در آن هر نوع از عکس ها کارایی هایی منحصر به فرد خود را دارند. از انواع عکاسی های گوناگون ومتنوع می توان به عکاسی: تاریخی، هنری، اجتماعی [ عکس از اجتماعات، جنبش ها، انقلابها] خانوادگی، تبلیغاتی، مستند، مناظر و چشم انداز ها، طبیعت بی جان، خبر، جنگ و عکاسی ها دیگر اشاره داشت. همه این عکاسی ها، یک وجه مشترک را با هم دارا هستند. آن وجه را می توان عنصر زیباشناسانه دانست....
ادامه خواندن

خاطره ی ازلی و اسطوره-امروز


نزدیک نوروز که می شویم خاطره ها بیش از هر زمان دیگر در من جان می گیرند. خاطره ی کودکی، خاطره ی مبهم تولّد، درست در نیم قرن پیش؛ شاید خاطره هایی از اسطوره های کودکی بشر حتی، و یا خاطراتی از آنگاه که جزوی از مواد آلی بودم در این کُره ی ارض؛ در سراسر گیتی. نوروز لحظه ی تأمل است برایم که به این سراسرِ گیتی فکر کنم. و به اینکه این گردش فصول و این زایش و مرگ چه آیه ای است؟ آیه های آه و افسوس که زمان می گذرد و بشر به راز هستی پی نمی برد که بی بنیاد نیست یا کرانمند نیست یا بی غایت. نوروز که می رسد به زمان فکر می کنم. به فاصله. به یکی که دو شده است. و شورانگیزی جذبه و کشش این دو از لحظه ی آغاز تا لحظه ی پایان. کدام آغاز؟ کدام پایان؟ کدام لحظه؟...
ادامه خواندن

خالی از خود / نگاهی به تجربه‌گرایی و چیستی محسن نامجو


  *آنچه خواهید خواند، بخشی از پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد من در رشته‌ی قوم‌موسیقی‌شناسی است که زیر نظر دکتر ساسان فاطمی و در دانشکده‌ی موسیقی هنرهای زیبای دانشگاه تهران دفاع شده است. من دو سال گذشته را مشغول تحقیق و مصاحبه و نگارش حولِ موضوع تعامل گونه‌های موسیقایی در ایران از سال‌های دهه‌های هفتاد شمسی تا امروز بوده‌ام و طبیعتاً محسن نامجو در کنار همایون شجریان، حامد نیک پی و چند چهره‌ی دیگر جز نقاط تمرکز کار من بوده‌اند. من طی مصاحبه‌های عمیق و طولانی بارها با محسن نامجو و همایون شجریان به گفتگو نشستم و این مقاله در واقع چکیده‌ای بسیار مختصر از پایان‌نامه‌ای‌ست که در بخشی از ان موضوع بحث من موسیقی محسن نامجو بوده است. زیر یا روی زمین؟ برای آغاز بحث بر سر محسن نامجو و وجوه مختلف کارش، می‌خواهم به زمستان چهل سال قبل‌تر بازگردم و نقطه‌ی آغاز این نوشتار را در آنجا بگذارم. بهمن ۱۳۵۷...
ادامه خواندن

درباره محمدجعفر ياحقى؛ چون سبوى تشنه


  اگر بزرگانى چون دكتر على اكبر فياض، دكتر على شريعتى، دكتر غلامحسين يوسفى و دكتر احمدعلى رجايى بخارايى را از استادان نسل اول دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسى مشهد بدانيم، دكتر محمدجعفر ياحقى از اساتيدى است كه نسل دوم استادان اين دانشكده را تشكيل مىدهند و در ميان اين نسل، او تلاشهاى فراوانى در باب استمرار اين خط و آن نسل انجام داده است تا همچنان اين دانشكده يكى از قطبهاى مهم آموزش ادبيات فارسى باقى بماند.......... متولد ۱۸ خرداد ۱۳۲۶. «تون» (فردوس) طبس در سال ۱۳۴۶ با رتبه اول وارد دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسى مشهد مى¬شود و سال ۱۳۵۲ با همين رتبه در مقطع فوق ليسانس از آن فارغ التحصيل مى¬شود و دكترايش را با همان رتبه اول در سال ۱۳۵۹ از رساله دكترايش دفاع مى¬كند. دكتر محمدجعفر ياحقى ۲۷ سال است كه عضو هيأت علمى دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسى مشهد است. از او تاكنون در حوزه-هاى مختلف علمى...
ادامه خواندن

آداب‌ و رسوم نوروزی در گیلان


سمانه خلیلی فر جلگه گیلان به شکل سنتی و به‌طور طبیعی تا پیش از تسلط صفویان، به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می شد. مبنای این تقسیم نیز جریان سفیدرود بود. این رود به سبب میزان تأثیرگذاری و همچنین دشواری در عبور، گیلان را از نظر فرهنگی و سیاسی به دو بخش تقسیم می‌کرد. گیلان، سرزمین باران به سبب برخورداری از تاریخ کهن، مملو از آیین‌ها و فرهنگ هاست. بخش زیادی از این آیین ها و سنن متأثر از وضع طبیعی، جغرافیایی و معیشتی است که برای پاسخگویی به نیازهای جسمانی و روانی انسان شکل گرفته اند. در بعد فرهنگی، رابطه انسان با محیط، شكل خاصی پيدا مى‏كند. سنگ، كوه، آب، گياه، زمين، آسمان و همه آنچه در پهنه هستى است، جان مى‏گيرد و با انسان به سخن درمى‏آيد، انسان نیز بخشی از خواسته‌ ها و کمبودهایش را در محیط فرهنگی و در تعامل با آن بروز می دهد....
ادامه خواندن

زردی من از تو سرخی تو از من با جادوی هميوپتيک


يکي از بزرگترين آرزوها و نيازها، يکي از عالي ترين قدرت ها و شريف ترين اعمال انسان، مقوله ي تغيير و اقدام به آن است. انسان هميشه خواسته است و مي خواهد آنچه را که زماني طولاني بر سر آن درنگ کرده است، يا مطلوب او نيست تغيير دهد و کسي که بتواند اين عمل شريف را هر چه بهتر و قوي تر انجام دهد، از قدرت و اقتدار عظيم برخوردار خواهد بود. آرزوي دست يابي به نيروي تغيير روال طبيعت و هستي، متناسب با ميزان ادراک و معرفت انساني از جهان و هستي در زمان هاي مختلف و اشکال گوناگون جلوه کرده است. جادو شايد نخستين و قوي ترين جلوه اي است که مدعي داشتن طلسم تغيير در خود شده است. انسان احتمالاً پيش از آن که به نيروهايي در وراي وجود خويش و در ماوراي طبيعت بينديشد، پيش از آن که به تصور وجود نيروهايي در آسمان دست...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «پژوهشی در ایده ها، انسانها و رویدادها در ادیان عهد باستان»


شناخت دقیق ادیان کهن جهان از جهات گوناگون امری ضروی و توجیه‌پذیر است، زیرا علاوه بر کاربرد اولیه آن در رشته دین‌شناسی تطبیقی، سرنوشت بسیاری از نظریه‌پردازیها در رشته های علوم انسانی همچون فلسفه، انسان‌شناسی و جامعه شناسی و ... وابسته به تفسیر چگونگی پیدایش ادیان آغازین است. در کتاب پژوهشی در ایده ها، انسانها و رویدادها در ادیان عهد باستان، مؤلف کتاب مقوله‌های زمان با دو وجه خلاق و نابودگر آن، خیر و شر، مرگ و آفرینش، شیطان و فرشتگان و بسیاری از موضوعات و مفاهیم دیگر را در 25 فصل مجزا مورد تدقیق و بررسی قرار داده است. این اثر ترجمه ای ـ پژوهشی به عنوان مدخلی برای مطالعه تطبیقی ادیان و آگاهی از چگونگی شکل گیری آنها است که اس. جی. اف. براندن، کشیش پروتستان به رغم عقاید و رشته ای (دین شناسی) که در دانشگاه تدریس می کند، فارغ از تعصب نسبت به مقولاتی مانند شیطان،...
ادامه خواندن

نقد و تحلیلی بر سینمای اجتماعی منوچهر هادی از سال 1386 تا به امروز


  منوچهر هادی متولد تهران به تاریخ 28 مرداد 1351، کارگردان و فیلمنامه نویس سینما و تلویزیون است. وی از سال 1385 وارد عرصه کاری شده و از سال 1386 با فیلم قرنطینه در سینما مطرح گشت. مقاله پیش رو نگاهی تحلیلی بر آثار اجتماعی وی بوده که عبارتند از: «قرنطینه»، «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه»، «دنیای پر امید»، «زندگی جای دیگریست» و «کارگر ساده نیازمندیم». همچنین از پرداختن به دو اثر کمدی این کارگردان یعنی «من سالوادور نیستم» و «آینه بغل» صرف نظر شده تا در مجالی دیگر به آنها پرداخته شود.  زان پیش که بر سرت شبیخون آرند فرمای که تا باده گلگون آرند تو زر نئی ای غافل نادان که ترا در خاک نهند و باز بیرون آرند [خیام، رباعی 80، ص129 ] این رباعی با آنکه بحثی پر عمق راجع به آخرت و معاد جسمانی را باز می‌گذارد، اما، به جز آن و در مصرع اول...
ادامه خواندن

درباره مهدى آذريزدى، قصه گوى خوب براى بچه‌های خوب


ساره دستاران مهدی آذر یزدی نویسندهٔ کودک و نوجوان بود. او هرگز ازدواج نکرد و هیچ‌گاه به کار دولتی مشغول نشد . درواقع، تنها لذت زندگی‌اش، کتاب خواندن بود. معروف‌ترین اثر او مجموعهٔ «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» نام دارد. او جایزهٔ یونسکو و نیز جایزهٔ سلطنتی کتاب سال را پیش از انقلاب ۱۳۵۷ دریافت کرده بود و .... نويسنده كودكان و نوجوانان- متولد سال ،۱۳۰۰ يزد - تعدادى از نوشته‌ها: «قصه‌های خوب براى بچه‌های خوب»، قصه‌های کلیله‌ودمنه، قصه‌های مرزبان‌نامه، سندباد نامه و قابوس‌نامه، قصه‌های مثنوى مولوى، قصه‌های قرآن، قصه‌های شيخ عطار، قصه‌های گلستان و ملستان، قصه‌های چهارده معصوم. قصه‌های تازه از کتاب‌های كهن»: خير و شر، حق و ناحق، ده حكايت، بچه آدم، پنج افسانه، مرد و نامرد، قصه‌ها و مثل‌ها، هشت‌بهشت، بافنده دانا اصل موضوع و دوازده حكايت ديگر‎/ فرهنگ يزدى‎/ دستور طباخى و خانه‌داری/ لبخند‎/ گربه ناقلا‎/ شعر قند و عسل/ مثنوى بچه خوب‎/ خاله گوهر، فالگير‎/...
ادامه خواندن

سفرنامه مغولستان: بخش هشتم


جان‌پنداری و شمنیسم در میان مغولها روز پنجم چهارشنبه چهارم مرداد 1396 بامداد بیدار شده و به نوبت به دستشویی رفتیم. دستشویی‌ها را در فاصله پنجاه متری گیر(چادر)ها درست کرده بودند. دو دستشویی کنار هم، یکی برای پسرها و یکی دخترها. دیواره‌های‌شان چوب نئوپان نسبتا نازک بود. یک گودال بزرگ زیرشان کنده بودند که مخزن بود. روی آن را دو تخته چوبی کلفت گذاشته بودند که شما یک پایت را روی این تخته و یکی را روی آن تخته می‌گذاشتی. وسط‌شان هم خالی بود و سقوط آزاد به آن مخزنی که زیرش کنده بودند. بین این دستشویی‌ها و گیرها، چند ظرف پلاستیکی از یک چارچوب آویزان کرده بودند که درون هر کدام‌شان تقریبا دو لیتر آب بود. با آب اینها دست و صورت‌مان را می‌شستیم که مصرفش کم بود. به‌هرحال صبحانه را دور هم خوردیم و آماده شدیم برای رفتن به دره «حانوئی». به سوی باختر (غرب) به راه افتادیم....
ادامه خواندن

«بدون تماشاگر خوب سینمای خوب وجود ندارد»


گفتگوي محمد حقيقت با عباس کيارستمي درباره ي « طعم گيلاس» ( چهاردهم شهريور هفتاد و شش - پاريس ) توضيح: فيلم طعم گيلاس بعد از به دست آوردن نخل طلا (جشنواره کن 1997) در26 نوامبرهمان سال در فرانسه به نمايش عمومي در آمد. کمپاني ( سي بي 2000) پخش کننده فيلم يک پرونده ي مطبوعاتي درست کرد وازمحمد حقيقت خواست گفتگوئي با عباس کيارستمي درباره فيلم ترتيب دهد. ترجمه ي اين گفتگو از فرانسه به فارسي توسط سعيد نوري انجام شده است. عباس کيارستمي درخواست کرده بود اين شعر خيام درپرونده ي مطبوعاتي چاپ شود. اي بس که نباشيم و جهان خواهد بود     ني نام زما و ني نشان خواهد بود زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل          زين پس چو نباشيم همان خواهد بود محمد حقيقت: عنوان فيلم شما،«طعم گيلاس» چه معنايي دارد؟ عباس کيارستمي: من به سه عنوان مختلف فکر کرده بودم:...
ادامه خواندن

ارزش بيهودگي؛ کند و کاوي در رمان جديد ميلان کوندرا


ناصر نبوي در آهستگي (1995) نوشته‌ي ميلان کوندرا، ورا همسر نويسنده به او مي‌گويد: «تو بارها به من گفته‌اي مي‌خواهي روزي رماني بنويسي که تويش هيچ کلمه‌اي جدي نباشد... بهت هشدار مي‌دهم: حواست باشد، دشمنانت چشم به راهت‌اند.» زمان گذشت تا در اواخر سال 2013 آرزوي نويسنده/شخصيت رمان آهستگي برآورده شد: جشن بيهودگي که مثل سه رمان پيشين کوندرا يکسر به فرانسه نوشته شده، پيش از انتشار در فرانسه، به ايتاليايي برگردانده و از سوي کوندرادوستان ايتاليا با اقبالي چشمگير رو به رو شد. در مارس 2014، کتاب در فرانسه از چاپ در آمد، در 142 صفحه با نوار جلدي لاجوردي‌رنگ که يکي از طرح‌هاي انتزاعي کوندرا بر زمينه‌اش نقش بسته بود. در کمتر از يک ماه، 200هزار نسخه از جشن بيهودگي فروش رفت و کتاب بر فراز آثار تازه‌ي مشهورترين نويسندگان عامه‌پسند فرانسه بر صدر بازار پرفروش‌ها تکيه زد. اين موفقيت بزرگ همزمان شد با (برخلاف پيش‌بيني ورا در...
ادامه خواندن

سفرنامه مغولستان: بخش هفتم


روز چهارم سه شنبه سوم مرداد 1396 ساعت هشت بیدار شده و از گیر (چادر مغولی) بیرون رفتم. خیلی چشم‌انداز زیبایی داشت. چیزی شبیه فلات بود، اما در اندازه‌ای بسیار کوچک. یک دشت هموار که می‌شد به ‌عنوان زمین فوتبال بی‌سر و ته از آن استفاده کرد، دور تا دورش با کوه‌هایی بسیار کوتاه که به تپه می‌ماند، گرفته شده بود. اندازه‌اش شاید 10 کیلومتر درازا و 5 کیلومتر پهنا داشت. یعنی پنج هزار هکتار. چون زمین کاملا صاف بود، می‌شد سرتاسر دشت را به خوبی دید. 23 گیر در این پهنا برپا شده بود. البته بهتر است بنویسم 23 خانوار گیرهای‌شان را برپا کرده بودند؛ چرا که بیشتر خانوارها دو گیر دارند و برخی یک گیر و یک کلبه چوبی و برخی دیگر هم ممکن است دو گیر داشته باشند و یک کلبه چوبی. دو تا از گیرها به نظر خالی می‌آمد. نه گله‌ای، نه سگی نزدیک گیر و...
ادامه خواندن