ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

باز کردن کتابخانه‌ام [1] : سخنی در جمع‌آوری کتاب


والتر بنیامین ترجمة فائقه سرشوقی مشغول باز کردن کتابخانه‌ام هستم. بله، مشغول این کارم. کتاب‌ها هنوز در قفسه‌ها نیستند؛ هنوز ملال نظم به آن‌ها راه نیافته است. نمی‌توانم میان صفوف‌شان بالا و پایین رژه بروم تا با آن‌ها در یک محفلِ دوستانه قدرت‌نمایی کنم. نیازی نیست از این چیزها بترسید. در عوض از شما می‌خواهم در این بی‌سامانیِ جعبه‌های گشوده، در این هوای آغشته به گرده‌های چوب و زمین پوشیده از کاغذپاره به من بپیوندید؛ در میان جلدهای بر هم انباشتۀ کتاب‌هایی که نور روز را پس از دو سال تاریکی دوباره می‌بینند به من بپیوندید؛ شاید مهیا شوید برای این‌که ذره‌ای از این حال‌وهوا را –که به‌یقین نه هوای ماتم بلکه هوای انتظار است– با من تجربه کنید؛ حال‌وهوایی که این کتاب‌ها در یک کلکسیونر اصیل برمی‌انگیزد. چرا که چنین کسی دارد با شما صحبت می‌کند و اگر موشکافانه‌تر نگاه کنید، به شما ثابت می‌شود که دارد تنها از خودش...
ادامه خواندن

هنرمندِ قلابيِ اسبا‌ب‌بازي‌هاي كوكي نگاهي به سينماي استيون سودربرگ


اميرحسين سيادت «وقتي کسي خوشبخت است به ندرت درگيرِ معناي زندگي و ديگر مفاهيمِ ازلي-‌ابدي مي‌شود.» مي‌توان مصداقِ ملموسِ اين تلقي اسناوت، دانشمندِ عارف‌مشربِ اقتباسِ تارکوفسکي از «سولاريس»، رمان‌ِ استانيسلاو لم، را پس از گذشتِ نزديک به سه دهه به گونه‌اي طعنه‌آميز در دومين اقتباسِ سينمايي از همان رمان، يعني «سولاريسِ» استيون سودربرگ (محصول 2002)، مشاهده کرد. اگر نخواهيم اين نکته که تمامي جنبه‌هاي شاعرانه‌ي اقتباس نخست و انعکاسِ وضعِ تعميم‌پذيرِ بشري و زيرِ سوال رفتن‌ِ ارکان‌ِ فلسفي و اخلاقي مدرنيته در آن، طي اقتباسِ دوم به يک ملودرامِ فضايي تک‌بُعدي و بي‌بهره از چالش‌هاي هستي‌شناسانه و پيچيدگي‌هاي فرمال تقليل‌يافته را پاي «خوشبخت بودن‌ِ» سودربرگ بگذاريم، دستِ کم مي‌توانيم در نسبت با فقدان‌ِ حساسيتِ هنري در قاموسِ وي و يدِ طولايش در «سفارشي‌سازي» و سازگاري با انواعِ مضمون و پاسخ دادن به همه جور نياز و سليقه تعبيرش کنيم. مي‌شود گفت در پي آنچه عموماً از بده‌بستان‌ِ ولنگارانه‌‌ي سودربرگ با...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری (25) ، کاسو: اندیشه لوکوربوزیه


ژان کاسو(Jean Cassou) (1897-1986) نویسنده، مترجم، و منتقد ادبی  فرانسوی  بود که آثار زیادی  در حوزه  نگاه به معماری و هنر معاصر دارد. در متن زیر، او نگاه خود را درباره رویکرد‌های شهرسازی لوکوربوزیه که  اغلب مورد نقد قرار گرفته اند مطرح می‌کند. در نزد لوکوربوزیه، اراده هندسی با گونه‌ای از اخلاق همراه است. زاویه راست، نه تنها پاسخی است به نیازی شورمندانه به ایجاد نظم در ساخت و سازمان‌دهی  به اشیاء، بلکه همچنین پاسخی به نیاز به نظم در زندگی معنوی و اخلاقی انسان‌ها: راهی برای بیدار کردن احساسی در آنها که عامل و انگیزه برانگیختن هر فرهنگی به شمار می‌آید. خلاقیت در همه فرهنگ‌ها، چیزی جز شکوفایی همین احساس نیست. در اینجا نیاز به حسِ عشق بسیار بزرگ است، همان چیزی که لوکوربوزیه به آن «غرور مدنی» نام می دهد و به هیچ رو نمی توان آن را مفهومی پیش‌پا‌افتاده دانست. اگر از این زاویه به کار لوکوربوزیه...
ادامه خواندن

نگاهی به بخش چهارم کتاب انسان‌شناسی هنر:هنر و فاشیسم


فکوهی، ن.، ۱۳۹۱، انسان‌شناسی هنر (زیبایی، قدرت، اساطیر)، تهران: نشر ثالث     «در واقع طبیعت با فیزیک درون خود چنان مناسبات و روابط بی‌پایانی را دارد که نه به یک نظم، بلکه به میلیاردها نظام گوناگون دامن می‌زند. فاشیسم از میان این مجموعه‌های بی‌پایان، تنها یک مجموعه را به‌طور ساختگی و بر اساس دستگاه ایدئولوژیک خود انتخاب می‌کند و آن را «نظم الهی» می‌شمارد.» بخش چهارم کتاب، به «هنر و فاشیسم» پرداخته‌است. این بخش از بنیان‌های نظری و تاریخی ایجاد فاشیم آغاز می‌شود و با زیبایی‌شناسی فاشیستی در حوزه‌ی عکس، سینما، ادبیات و معماری ادامه می‌یابد. در واقع فاشیسم واکنشی است ویران‌گر که در برابر خشونت و تخریب سال‌های پس از جنگ جهانی اول سر بر می‌آورد؛ واکنشی که برآمده از فضای عمومی اجتماع است. اجتماعی سرخورده، شکننده و هراسان. این شرایط در فاشیسم متبلور می‌شود و به ظهور گسترده‌ای می‌رسد. بدین ترتیب، چنان‌که در کتاب آمده‌است، با مردمانی مواجهیم...
ادامه خواندن

تا بیانِ یک احساس موجب شود به آن آگاه شویم!


عمده ی نظریه های کلاسیک پیرامون فرآیند خلق اثر هنری معتقدند که: هنرمند پیش از آنکه دست به آفرینش اثر هنری بزند، آگاهی و اشراف کامل دارد بر احساسی که می خواهد از طریق اثرش منتقل کند. تولستوی در شرح آنچه در جریان این تفکر خلاقه روی می دهد می گوید: "این فرآیند تقریبا ساده است؛ هنرمند احساسی خاص پیدا می کند و دوست دارد که این حس را به دیگران منتقل کند، به فکر ساخت ابراز مناسبی می افتد تا همان احساس اولیه را در مخاطبانِ اثر برانگیزد". از کل توصیف برمی آید که فرآیندِ خلق "غلیانِ احساساتِ قدرتمند" است و در پایان، اثرِ خلق شده دقیقا متناظر با احساس اولیه خواهد بود. بر مبنای این دیدگاه، آثار هنری تا سر حد اموری ذهنی تنزل می یابد و صرفا تجسم فیزیکیِ احساسی شخصی می شود که تنها کارکردشان برقراری ارتباط بین هنرمند و مخاطب است. با در نظر گرفتن...
ادامه خواندن

معرفی کتاب هنر و تاریخ


پاز، ا.، ۱۳۷۶، هنر و تاریخ (مقالاتی در زمینه‌ی زیبایی‌شناسی)، ترجمه‌ی ناصر فکوهی، تهران: نشر توس در آثار اکتاویو پاز پویایی مداوم در جریان است. پویایی مکانی، پویایی  در عرصه‌ی مکاتب و زمان‌ها. پاز دگرگونی‌ها را در هم می‌آمیزد و «یگانه می‌کند». هنر مردمی، آثار اقوام آمریکای پیش-کلمبی، نقاشی دیواری مکزیک و گالری‌ها در کنار یکدیگر صف می‌کشند، یکدیگر را جذب  و دفع می‌کنند. این خود از ویژگی‌های سوررئالیسم است که هنر مردمی و هنر به حاشیه رانده شده را دریابد، بپروراند یا با آن هم‌زیستی تازه‌ای را بیآغازد. چنان‌که در کتاب انسان‌شناسی هنر آمده‌است :«سوررئالیست‌ها با ارزش دادن به زیبایی «دیگری» برای مثال با ارزش دادن به زیبایی هنر مردمان موسوم به ابتدایی (پریمیتیویسم) به‌ویژه هنر و زیبایی در تمدن‌ها و جوامع آفریقایی، از نخستین خالقان هنری بودند که رویکرد کلاسیک یونانی را زیر سؤال بردند و نشان دادند که زیبایی را می‌توان در آن واحد در قالب زیبایی...
ادامه خواندن

تأملی بر شیوه‌های آموزش «خلاقیّت هنری» با حضور استاد غلامحسین نامی


استاد غلامحسین نامی، نقّاش شهیر ایرانی و مدّرس پیشکسوت هنر، عصر روز ۲ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۳۰، در موسسه علمی و فرهنگی فضا به شرح تفصیلی آراء و تجارب خود پیرامون «آموزش خلّاقیت در هنر» خواهد پرداخت. gh-nami5وی «آموزش هنر در جهت دستیابی به خلّاقیت» را عنوان این نشست خوانده، در شرح محورهای مباحث آن چنین گفت: «مباحث نشست مذکور حول این پرسش که «چرا غالب آموزش‌های جاری در زمینه هنر، منجر به ظهور خلّاقیت و فعّالیت هنرمندان خلّاق نشده و نمی‌شوند؟» طرح و تشریح خواهند شد و بدنبال آن به بررسی مشکلات، کاستی‌ها و نابسامانی‌های موجود در سیستم‌های آموزشی هنر، خواهیم پرداخت. چه آنکه معتقدم خلّاقیت، استعدادی است که لزوماً در همگیِ هنرجویان و دانشجویان هنر وجود ندارد و از اینرو ضروری است که هنر به طریقی آموزش داده شود که راه‌کارهایی برای فعّالیّت مؤثر خلّاقیتِ اذهانِ مستعدّ فراهم آورد.» همچنین بخش دیگر این نشست را گفتگو و پرسش...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (۴)


ریموند مولن، اَلَن کِمن || برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک» قرار می‌گیرد، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های ۱۹۷۰، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خواند. ۴. بحرانِ بازار و بی‌هنجاریِ زیبایی‌شناختی بحرانِ مجموعِ بازارِ هنر به سال ۱۹۷۵ بر می‌گردد. به وضعییتِ کلیِ اقتصادی مربوط می‌شود،‌اما با ‌روش مشابه به بخش‌های گوناگونِ بازار دست نمی‌یابد. بااین‌همه، با انتقادپذیری کم‌تر از انتقادپذیریِ هنرِ به‌شدت معاصر، بازارِ کارهای هنری ورودی‌های تاریخ دشواری‌های خاص خود را می‌شناسند. کمیابیِ عرضه بر رقابتِ درونی...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (۳)


ریموند مولن، اَلَن کِمن برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک» قرار می‌گیرد، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های ۱۹۷۰، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خواند. ۳. تبلیغِ اَوان‌گاردانِ بین‌المللی نسبتاً آسان است بازار هنرِ معاصر را درتقابل با بازارِ هنرِ باستانی تعریف کرد. عرضه به‌طوربالقوه مبهم است و ارزیابیِ ارزشِ زیباشناختی به‌واسطه‌ی ابهام حاکم. بازنوزاییِ پیاپیِ اَوان‌گاردان و هماوردیِ ایدئولوژی‌هایِ هنری، در جریان واپسین دهه‌ها، هر توافقِ تخصصی را در نقدِ زیباشناختی نهی کرده که حال نقدگری‌هایِ هنر، متصدیانِ موزه...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (2)


ریموند مولن، اَلَن کِمن  برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک» قرار می‌گیرد، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های 1970، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خواند. ۲ . بازارِ هنرِ باستان بازارِ هنرِ باستان برای کمیابی و داوریِ تاریخی است. هر کار تک و بی‌بدیل است: در فرضیه‌ی ایده‌آل، به‌راستی کالایِ منحصری است از کارِ مشترکِ آفریننده‌اي خاص. عرضه‌ی بالقوه تثبیت شده است و کمیابی درحال افزایش. کمیابیِ هنری، آشکارا، میزان برتری‌های‌شان را در بر دارد. بنابر سلسله‌مراتبِ کیفیِ کارهای هنری...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (I)


ریموند مولن، اَلَن کِمن || برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک»، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی قرار می‌گیرد. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های ۱۹۷۰، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خوانند. .1 تعریفِ اجتماعی و ارزشِ اقتصادیِ کارِ هنری تعریفِ اجتماعی از هنر که بنابرآن شرح‌گری می‌کنیم میراثي است از سده‌ی نوزدهم. کار هنری، تولیدِ کارِ تقسیم‌نشدنیِ آفریننده، از روی منحصربودن، اَصالت و بی‌دلیل‌بودنش تعریف می‌شود. این تعریف، زیر سوال رفته اما غالب، تولیدِ تاریخي است در جریانِ آنچه هنر را خودمختار می‌کند، درحالی‌که میان...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش پایانی)


ایو میشو، ریموند مولن   برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده (=مبتذل) یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت سوم)


ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی فرهنگی...
ادامه خواندن

چرا که ما در جایی هستیم که نیستیم


شرح تصویر: دروازه ی دوسالانه ی معماری ونیز 2012 ، اثر نورمن فاستر شرح متن: این نوشته، اقتباسی است از فصلِ نهمِ کتابِ "بوطیقای فضا" با نام "دیالکتیک برون و درون" نوشته ی "گاستون باشلار" The Poetics of Space / Gaston Bachelard / Season 9: The Dialectics of Outside and Inside   در فلسفه، دو مفهوم برون و درون گاها در تقابل هندسی-مکانی با هم تعریف می شوند. این طرحِ افکندنِ تمایزِ قطعی میان برون و درون، صرفا کلیشه ای زبانی-انتزاعی است؛ که ما را از درک واقعیت زیست شده غافل می سازد. مادامی که از این نگاهِ متقابل عبور شود، دیده خواهد شد که هر مکان برونی در حال تبدیل به مکان درونی است و بالعکس. که نه تنها در تعارض نیستند، بلکه در هم تنیده اند. این آمیزش، محور زایش طیفی از تخیل تا تفکر در ذهن است. در یک رابطه ی رفت و برگشتی، وجود این طیف،...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت دوم)


ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. . 5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت اول)


ایو میشو، ریموند مولن برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. . 5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش سوم)


ایو میشو، ریموند مولن واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده (=مبتذل) یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. 5.    بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی فرهنگی و بازار...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش دوم)


ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده  یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .3    جهانی‌شدنِ هنر اگر حالا به این جنبه‌رو بیاوریم که زیر مقوله‌ی هنر معاصر گرد آمده است، به‌طورمؤثر پی‌امدهای شایان توجّهی را می‌فهمیم در تمایززداییِ برامده از رهاییِ معیارهایِ «مدرنِ» چیز نو. در کارنمایي...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش نخست)


ایو میشو، ریموند مولن برگردان سام محتشم   واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده  یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .1 پیدایشِ انگاره‌اي دشوار است به‌طوردقیق زمان پیدایشِ بیانی این هنر را مشخص کرد. اگر این هنر از سال‌های 1980 شایع می‌شود هم‌چنین در حد نشرها و نهادهایِ موقوفه به هنر معاصر (با...
ادامه خواندن

گفت و گو با استاد حسین ماستیانی: چراغِ ابداعِ هنر امروز خاموش است


بعد از ظهرِ یکی از روزهای آذرماه 1395، در جمعی حاضر بودم که حضورِ «حسین ماستیانی»، حال و هوای دیگری به آن داده بود؛ نه از این منظر که هنرمندی برجسته و درخشان مهمانِ ما بود، بلکه به دلیلِ حسِ دلنشینی که سخنانِ شیرین‌ش در فضا آکنده ساخته بود؛ استادی که تندیسِ سربه‌داران‌ش هر عابری را به درنگ و تفکر وا می‌دارد یا مجسمه‌ی «مادر»ش عظمتی دارد که ناخودآگاه با دیدن‌ش از حسِ احترام سرشار می‌شوی. با او که روبه‌رو می‌شوی انگار تازه معنای این جمله را درک می‌کنی: «انسان، اشرفِ مخلوقات است». نه انسان که تمامِ موجوداتِ جهان را شایسته‌ی احترام و علاقه می‌داند چون که آفریده‌ی خدا هستند. خاطره‌ای که از دورانِ کودکی‌اش تعریف می‌کند، گواهی بر این مدعاست. می‌گوید: «یک روز از مدرسه که بازمی‌گشتم، باران گرفت و آب در کوچه‌ها جاری شد. مورچه‌هایی را دیدم که برای این‌که خیس نشوند، دنبالِ هم در حرکت بودند و...
ادامه خواندن
برچسب ها: